یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۳
بازنده قمار با ترامپ؛ غایب روزهای بحران!

بن‌سلمان که سال‌ها برای جلب رضایت ترامپ به سرمایه‌گذاری‌های کلان و تحکیم روابط شخصی با او دل بسته بود، حالا در موقعیتی قرار گرفته که متحد آمریکایی‌اش نه‌تنها تضمینی برای امنیت عربستان فراهم نکرده، بلکه با تصمیم‌هایش هزینه‌های سنگینی بر ریاض تحمیل کرده است.

به گزارش خبرنگار بین‌الملل تازه‌های اقتصاد؛ قرار بود ریاض در روزهای پایانی اکتبر، میزبان یکی از مهم‌ترین گردهمایی‌های اقتصادی جهان باشد؛ فرصتی برای محمد بن‌سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، تا بار دیگر تصویری از ثبات، قدرت و جاه‌طلبی اقتصادی کشورش به نمایش بگذارد. اجلاس «ابتکار سرمایه‌گذاری آینده» (FII) که از آن با عنوان «داووس در صحرا» یاد می‌شود، قرار بود از ۲۶ اکتبر آغاز شود و سران کشورها، غول‌های مالی و سرمایه‌گذاران بین‌المللی را به پایتخت عربستان بکشاند. اما تحولات اخیر، این نمایش قدرت را به حاشیه رانده است.

ولیعهد معمولاً این هفته را به دیدار و خوش‌وبش با سران کشورها، غول‌های مالی و دیگر شخصیت‌های برجسته اختصاص می‌دهد؛ افرادی که همگی مشتاق‌اند با پادشاهی عربستان وارد معامله و همکاری تجاری شوند. اما امسال خبری از چنین صحنه‌ای نیست.

هفته‌هاست که ریاض با موشک و پهپاد مورد هدف قرار می‌گیرد. فرودگاه پایتخت این کشور پس از مجموعه‌ای از حملات، عملاً همچنان تعطیل است. بسیاری از دولت‌های غربی به شهروندان خود هشدار داده‌اند که به عربستان سفر نکنند. مدیران شرکت‌ها نیز نگران بودند که هتل‌ها و دیگر محل‌های برگزاری رویداد هدف حمله قرار گیرند.

پس از چند روز بررسی و رایزنی، سرانجام برگزارکنندگان این اجلاس در ۱۹ اکتبر تصمیم گرفتند این رویداد را تا سال آینده به تعویق بیندازند. تعویق این جلسه که قرار بود ویترین جاه‌طلبی‌های اقتصادی ولیعهد باشد، نمادی از سال فاجعه‌بار محمد بن‌سلمان است؛ سالی که او با مجموعه‌ای از بحران‌های به‌هم‌پیوسته روبه‌رو شده و هیچ‌یک راه‌حل ساده و آماده‌ای ندارد. با این اوصاف آیا همچنان اتکا به آمریکا، می‌تواند تضمینی برای ثبات پادشاهی او باشد؟

قمارهای بزرگ ولیعهد؛ از جنگ یمن تا اعتماد به ترامپ

بن‌سلمان و قمار روی آمریکا؛ وقتی متحد اصلی، تضمین امنیت نیست

محمد بن‌سلمان هنگام قدرت‌گیری در یک دهه پیش، چند شرط‌بندی بزرگ انجام داد. او روی این موارد حساب کرده بود؛ شکست دادن حوثی‌ها، تغییر ساختار اقتصاد عربستان و اتکا به دونالد ترامپ به‌عنوان متحدی قابل اعتماد.

اکنون هر سه محاسبه، هم‌زمان با شکست روبه‌رو شده‌اند. این وضعیت تنها از ناکامی چند سیاست مجزا حکایت نمی‌کند؛ بلکه نشان می‌دهد راهبردی که قرار بود قدرت منطقه‌ای عربستان را تقویت کند، در حوزه نظامی، اقتصادی و روابط با واشنگتن با محدودیت‌های جدی مواجه شده است.

عربستان نتوانست حوثی‌ها را شکست دهد، اما امیدوار بود آتش‌بسی که در سال ۲۰۲۲ توافق شده بود، تهدید آنها را مهار کند. در عوض، این آتش‌بس از تابستان امسال، در پی گسترش جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، به‌تدریج فروپاشیده است. حوثی‌ها مناطق بیشتری را در یمن تصرف کرده‌ و ضربات سنگینی به عربستان وارد کرده‌اند.

از نگاه افرادی که به ولیعهد نزدیک‌اند، گزینه‌های پیش روی پادشاهی همگی نامطلوب‌اند. عربستان می‌تواند نیروهای زمینی خود را وارد جنگی خونین کند؛ به حملات هوایی ادامه دهد که احتمال موفقیتشان پایین است؛ یا به توافقی تن دهد که به تثبیت حاکمیت حوثی‌ها در یمن کمک کند.

در هر سه سناریو، عربستان با هزینه‌هایی روبه‌روست که می‌تواند دستاوردهای مورد انتظار بن‌سلمان را تحت تأثیر قرار دهد. این همان تناقضی است که در راهبرد امنیتی ولیعهد دیده می‌شود. افزایش جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای، بدون آنکه ابزارهای نظامی و سیاسی لازم برای تحقق همه آنها فراهم شده باشد.

جنگی که برنامه تحول اقتصادی را تهدید می‌کند

برنامه تحول اقتصادی بن‌سلمان حتی قبل از تشدید بحران امنیتی هم با مشکلاتی روبه‌رو بود. برخی پروژه‌های بزرگ به دلیل فشار بر منابع مالی عمومی کنار گذاشته شدند، دستمزدها از تورم عقب ماندند و سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی سالانه به حدود یک‌سوم هدف ۱۰۰ میلیارد دلاری ولیعهد رسید.

هم‌زمان، پیش‌بینی صندوق بین‌المللی پول درباره اقتصاد عربستان در سال ۲۰۲۶ از رشد ۴ درصدی به انقباض ۳٫۳ درصدی تغییر کرد. تداوم جنگ می‌تواند این فشارها را تشدید کند؛ زیرا هزینه‌های نظامی را افزایش می‌دهد و در همان حال، سرمایه‌گذاری خارجی، گردشگری و اجرای پروژه‌های عمرانی را با مانع روبه‌رو می‌سازد.

تناقض مهم در اینجاست که بن‌سلمان می‌خواهد عربستان را به قطبی جهانی برای سرمایه‌گذاری و تجارت تبدیل کند، اما تحقق این هدف به ثباتی وابسته است که جنگ منطقه‌ای آن را تهدید می‌کند. اقتصادی که برای کاهش وابستگی به نفت طراحی شده، همچنان برای تأمین هزینه‌های تحول به منابع مالی عمومی متکی است و در برابر شوک‌های امنیتی آسیب‌پذیری قابل توجهی دارد.

اینکه اقتصاد عربستان در سال ۲۰۲۷ دوباره به مسیر رشد بازمی‌گردد یا نه، به برقراری صلح در خاورمیانه بستگی دارد؛ موضوعی که تا حد زیادی به ترامپ و تصمیماتش وابسته است.

در این نقطه، آسیب‌پذیری راهبرد بن‌سلمان آشکارتر می‌شود. آینده برنامه اقتصادی او، علاوه بر قیمت نفت، وضعیت سرمایه‌گذاری و توان مالی دولت، به تصمیم‌های رئیس‌جمهوری گره خورده است که تنها به فکر منافع خود و اسرائیل است. ولیعهدی که در پی تبدیل عربستان به قدرتی مستقل‌تر و اثرگذارتر بوده، همچنان برای تأمین یکی از مهم‌ترین پیش‌شرط‌های توسعه خود، یعنی ثبات منطقه‌ای، به تصمیم‌های واشنگتن دل خوش کرده است.

سرمایه‌گذاری روی ترامپ؛ هزینه اعتماد به متحد آمریکایی

ریاض تصور می‌کرد با وعده سرمایه‌گذاری‌های کلان در آمریکا و گسترش روابط تجاری و شخصی با خانواده ترامپ می‌تواند بر تصمیم‌های رئیس‌جمهور آمریکا نفوذ بگذارد. پرداخت برای میزبانی مسابقات گلف با تأمین مالی عربستان در زمین‌های متعلق به ترامپ و سرمایه‌گذاری ۲ میلیارد دلاری صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان در شرکت جرد کوشنر، داماد رئیس‌جمهور آمریکا؛ بخشی از همین راهبرد بود. با وجود همه این اقدامات، هیچ‌کدام مانع آغاز جنگی فاجعه‌بار از سوی ترامپ نشد.

چنان‌که مجله اکونومیست هم در گزارشی به ضعف محاسبات ریاض اشاره می‌کند. سرمایه‌گذاری اقتصادی و نزدیکی به حلقه قدرت در واشنگتن، لزوماً به معنای برخورداری از نفوذ سیاسی تعیین‌کننده نیست. بن‌سلمان برای تقویت موقعیت خود به رابطه با ترامپ تکیه کرد، اما اکنون با این واقعیت روبه‌روست که تصمیم‌های اصلی همچنان در اختیار رئیس‌جمهور آمریکاست؛ حتی زمانی که پیامدهای آن تصمیم‌ها می‌تواند برای متحد منطقه‌ای واشنگتن پرهزینه باشد.

بن‌سلمان و قمار روی آمریکا؛ وقتی متحد اصلی، تضمین امنیت نیست

به تعبیر یکی از چهره‌های بانفوذ سعودی، بن‌سلمان «برای مدت طولانی دیگر به هیچ‌کس وفادار نمی‌ماند». این جمله، فراتر از توصیف شخصیت پادشاه عربستان، مسئله‌ای بنیادی‌تر را مطرح می‌کند. اینکه نمی‌توان امنیت ملی یک کشور را صرفا به رابطه‌ای شخصی و متغیر با رئیس‌جمهور کشوری دیگر گره زد!

اما مسئله فقط ترازوی وفاداری شخصی نیست. مسئله اصلی این است که عربستان برای امنیت خود به شریکی تکیه کرده که اولویت‌هایش را بر اساس محاسبات و منافع خود تعیین می‌کند. در چنین رابطه‌ای، حتی روابط نزدیک سیاسی و اقتصادی نیز نمی‌تواند تضمین کند که واشنگتن در لحظه بحران، ملاحظات امنیتی ریاض را در اولویت قرار دهد.

غیبت ولیعهد در روزهای بحران

در عربستان نظرسنجی‌های عمومی قابل اتکایی وجود ندارد، اما می‌توان گفت بیشتر سعودی‌ها به دولت خود اعتماد دارند. با این حال، هفته‌های اخیر برای برخی از آنها نگران‌کننده بوده است؛ جنگ در یمن اختلالات واقعی در زندگی روزمره ایجاد کرده است.

با وجود این، از ۱۰ اکتبر، محمد بن‌سلمان تا حد زیادی از انظار عمومی ناپدید شده است. این وزیران دولت بودند که برای دیدار با قربانیان و انتشار پیام‌های اطمینان‌بخش پیش‌قدم شدند. برخی مفسران غربی این پرسش را مطرح کرده‌اند که آیا سال بحران‌زده کنونی می‌تواند تهدیدی وجودی برای حکومت ولیعهد باشد. اما دیپلمات‌های مستقر در ریاض معتقدند این نگرانی‌ها بیش از اندازه بزرگ‌نمایی شده‌اند.

اصلاحات اجتماعی؛ تغییر چهره، نه بنیان قدرت

بن‌سلمان در حوزه اجتماعی تغییرات مهمی ایجاد کرده است. زنان اجازه رانندگی پیدا کرده‌اند، مشارکت اقتصادی زنان افزایش یافته و کنسرت‌ها و سینماها به بخش عادی‌تری از زندگی عمومی تبدیل شده‌اند. اما این تغییرات لزوماً به معنای دگرگونی بنیان‌های قدرت و امنیت عربستان نیست.

بن‌سلمان و قمار روی آمریکا؛ وقتی متحد اصلی، تضمین امنیت نیست

اقتصاد همچنان به نفت وابسته است، ارتش بیش از آنکه برای جنگ‌های گسترده طراحی شده باشد، بر حفاظت از حکومت تمرکز دارد و سیاست خارجی همچنان بر آمریکا به‌عنوان متحدی ضروری تکیه می‌کند. در نتیجه، نوسازی اجتماعی و اجرای پروژه‌های بزرگ اقتصادی، به‌خودی‌خود وابستگی‌های ساختاری کشور را برطرف نکرده‌اند.

توافق دفاعی متقابل عربستان با پاکستان و ترکیه را می‌توان تلاشی برای گسترش گزینه‌های امنیتی و یافتن شرکای جایگزین دانست. با این حال، ایجاد ترتیبات دفاعی جدید، جایگزین کردن ظرفیت‌های نظامی آمریکا و شکل دادن به یک نظام امنیتی مستقل، فرایندی زمان‌بر است.

با این همه، باید میان فشار بر سیاست‌های ولیعهد و تهدید واقعی برای بقای حکومت او تفاوت گذاشت. بحران کنونی الزاماً به معنای فروپاشی قدرت بن‌سلمان نیست؛ اما می‌تواند هزینه اتکای یک‌جانبه به آمریکا را آشکارتر کند. چالش اصلی او این است که آیا می‌تواند از مرحله نوسازی ظاهری و گسترش روابط با قدرت‌های خارجی عبور کند و به الگویی از امنیت دست یابد که کمتر به تصمیم‌های پیش‌بینی‌ناپذیر واشنگتن وابسته باشد.

بن‌سلمان اکنون بهای قمار روی ترامپ را می‌پردازد؛ وقتی امنیت یک کشور به اراده متحدی گره بخورد که خود قابل کنترل نیست، نزدیکی سیاسی نه تضمین امنیت، بلکه منشأ آسیب‌پذیری خواهد بود.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha