به گزارش خبرنگار بینالملل تازههای اقتصاد؛ دگرگونی بنیادین در معماری اقتصاد سیاسی بینالملل و فروپاشی شریانهای حیاتی تجارت سنتی، کشورهای موسوم به «قدرتهای میانه» را ناگزیر به بازتعریف راهبردهای بقا کرده است. همزمان با تشدید جنگهای تجاری، رقابت حیثیتی میان ایالات متحده و چین، استمرار کانونهای جنگی و پیشرفت انفجاری هوش مصنوعی، زنجیرههای تامین تراشه و انرژی زیر فشار تنگناهای ژئوپلیتیک قرار گرفتهاند.
چنانکه خبرگزاری بلومبرگ در گزارشی به بررسی راهبردهای نوین بقای قدرتهای میانه در مواجهه با فشارهای ژئوپلیتیک و تحولات بنیادین بازار جهانی اشاره کرده، این وضعیتی است که اقتصاد کشورهایی نظیر هند، کانادا و بریتانیا را با چالشهای بیسابقهای روبهرو ساخته است.
تنگنای دوگانه واشنگتن و پکن
در گام نخست، تشدید دوقطبیسازی بازارهای فناورانه سبب شده است تا کشورهای رده میانی نتوانند مانند گذشته به سیاست سنتی مصالحهجویی و موازنه آزاد ادامه دهند. واشنگتن با بهرهگیری از اهرمهای قهری و تشدید سیاستهای حمایتگرایانه، شرکای تجاری خود را برای محدودسازی تبادلات فناوری با چین تحت فشار مستقیم قرار داده و عملا امنیت زنجیرههای تامین را با وابستگی امنیتی گره زده است.
در همین راستا، اقدام چین در اعمال محدودیتهای سختگیرانه صادراتی بر عناصر نادر خاکی و مواد معدنی استراتژیک، زنگ خطر را برای بنیانهای تولید در کشورهای صنعتی غربی و آسیایی به صدا درآورده است. این بدهبستان ژئوپلیتیک نشان داد که زنجیره تامین فناوری پیشرفته، شکنندهتر از محاسبات اقتصادی مرسوم است و تداوم آن بدون آسیبپذیری ساختاری ممکن نیست.
از این رو، دولتها دریافتهاند که راهبرد سنتی ائتلافها اعتبار مطلق خود را از دست داده و جای خود را به معاملات مقطعی و پرریسک داده است. به همین علت، سیاستگذاران در دهلینو، لندن و اتاوا تلاش میکنند بدون ورود علنی به تقابل مستقیم دو ابرقدرت، فضای تنفس اقتصادی مستقل خود را حفظ نمایند.
بحران پردازش و نبرد انرژی در عصر هوش مصنوعی
علاوه بر تنشهای ژئوپلیتیک مرسوم، ظهور خیرهکننده فناوریهای مبتنی بر محاسبات فوقپیشرفته، بحران کمبود زیرساختهای بنیادین انرژی را بر این کشورها تحمیل کرده است. گسترش سریع مراکز داده و پردازشگرهای تخصصی، تقاضای برق را با جهشی ناگهانی مواجه کرده و شبکههای فرسوده توزیع در اقتصادهای توسعهیافته را در آستانه فروپاشی موضعی قرار داده است.
بر اساس تحلیلهای راهبردی موسسه کارنگی برای صلح بینالمللی، کشورهایی مانند بریتانیا و آلمان توان رقابت با بودجههای چند ده میلیارد دلاری شرکتهای غولآسای آمریکایی در توسعه مدلهای پایه هوش مصنوعی را ندارند و از این رو به جای رویاپردازیهای هزینهبر، به سوی ارتقای توانایی جهش مقطعی و ایمنسازی زنجیرههای تامین روی آوردهاند.
در پیوند با این تنگنای ساختاری، تمرکز بر انرژیهای تجدیدپذیر و احداث رآکتورهای مدولار کوچک به ضرورتی فوری برای این کشورها بدل شده است. بدون تامین پایدار و غیروابسته منابع برقی پرتوان، هرگونه پیشرفت در حوزه حاکمیت سایبری و پردازش دادهها در نطفه خاموش خواهد شد.
با این حال، حتی نزدیکترین پیمانهای فناوری میان این کشورها و قطبهای اصلی قدرت از گزند تکانههای تجاری و سیاسی مصون نمانده است. نمونه بارز این واقعیت تلخ، تعلیق و اصطکاکهای مکرر در توافقنامههای دوجانبه توسعه فناوری پیشرفته میان واشنگتن و متحدان سنتی آن از جمله لندن است که به سبب مناقشات تعرفهای و مالیاتی به بنبست میرسد.
به تصریح گزارش تحلیلی موسسه مطالعات امنیتی و امور بینالملل بریتانیا، اختلاف بر سر مالیات بر خدمات دیجیتال و مقرراتگذاری ناظر بر حاکمیت داده، نشان داد که وابستگی نامتقارن به غولهای فناوری برونمرزی میتواند تمامیت تصمیمگیری ملی را تضعیف سازد.
همین تجربههای زیانبار موجب شده است تا کشورهای همپیمان نظیر بریتانیا و کانادا، در پذیرش دربست دستورالعملهای یکجانبه تجاری واشنگتن تجدیدنظر کنند. آنان اکنون پی بردهاند که اتکای تام به یک شریک مسلط، بهای گزافی همچون از دست رفتن استقلال صنعتی و تسلیم در برابر باجخواهیهای تعرفهای را در پی دارد.
تغییر مسیر ژئواقتصادی هند و معدنکاری استراتژیک
در نقطه مقابل، بازیگرانی همچون هند مسیری عملگرایانهتر را برای به حداکثر رساندن ارزش افزوده ژئوپلیتیک خود انتخاب کردهاند. دهلینو با اتکا به ظرفیتهای سرزمینی و منابع بکر معدنی، میکوشد تا جایگاه خود را به عنوان حلقه پیوند ناگزیر در پازل تولید تراشهها و فناوری پاک تثبیت کند.
به گزارش پایگاه تحلیلی استارتآپ فورچون، مذاکرات و ابتکارات مشترک هند برای فرآوری و توسعه زنجیره استخراج عناصر معدنی کمیاب، با هدف شکستن انحصار پردازشگری چین و تزریق این منابع به صنعت سختافزار بینالمللی برنامهریزی شده است.
در نتیجه این اقدامات سنجیده، چهرههایی نظیر «سوبرامانیام جایشانکار» با هدایت دیپلماسی تجاری دهلینو در همکاری با مقامات خارجی همچون «مارکو روبیو»، در پی جذب سرمایهگذاری برای صنایع فرآوری فلزات نادر در داخل خاک خویش هستند. این تدبیر راهبردی به دهلینو اجازه میدهد تا موقعیت چانهزنی خود را در برابر پکن و واشنگتن توامان ارتقا دهد.
در پایان میتوان دریافت که دوره اتکای بیقیدوشرط به جهانیسازی آزاد و چترهای حمایتی امنیتی سنتی برای قدرتهای میانه به پایان رسیده است. کشورهایی مانند بریتانیا، هند و کانادا ناچارند میان استقلال فناوری، امنیت شریانهای حیاتی انرژی و فشار تعرفههای یکجانبه، تعادلی شکننده، اما ضروری برقرار سازند؛ مسیری پرمخاطره که لغزش در آن، این دولتها را از جایگاه کنشگران اثرگذار به حاشیهنشینان بیپناه صحنه اقتصاد جهان تنزل خواهد داد.
نظر شما