به گزارش خبرنگار تازه های اقتصاد، موج سرمایهگذاری در هوش مصنوعی وارد مرحلهای شده که ابعاد آن دیگر تنها برای شرکتهای فناوری اهمیت ندارد. شرکتهای بزرگ فناوری و سرمایهگذاران در حال اختصاص صدها میلیارد دلار به مراکز داده، تراشههای پیشرفته و زیرساختهای محاسباتی هستند؛ روندی که همزمان تقاضا برای برق، تجهیزات شبکه و مواد اولیهای مانند مس را نیز افزایش میدهد.
بر اساس برآورد شرکت PwC (یکی از شرکت خدمات حرفهای و مشاورهای)، سرمایهگذاری جهانی مورد نیاز برای توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی تا سال ۲۰۵۰ به ۳۱.۶ تریلیون دلار خواهد رسید. هزینه سرمایهای سالانه مراکز داده نیز میتواند از حدود ۸۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶ به ۱.۸ تریلیون دلار در سال ۲۰۵۰ افزایش یابد.
این ارقام نشان میدهد سرمایهگذاری در AI دیگر محدود به تأمین مالی شرکتهایی نیست که مدلهای هوش مصنوعی تولید میکنند. بخش مهمی از سرمایه در لایه زیرساختی این اقتصاد جدید جریان پیدا میکند؛ جایی که تراشه، سرور، مرکز داده، شبکه ارتباطی و انرژی در کنار یکدیگر زنجیرهای جدید از تقاضای سرمایهای ایجاد میکنند.
AI؛ موتور تقاضا برای صنایع دیگر
هوش مصنوعی بهتدریج در حال تبدیل شدن به یک موتور تقاضا برای طیف گستردهای از صنایع است. ساخت مراکز داده به برق بیشتری نیاز دارد، توسعه ظرفیت محاسباتی به تراشههای پیشرفته وابسته است و گسترش شبکههای برق و زیرساختهای داده، تقاضا برای فلزاتی مانند مس را افزایش میدهد.
در سوی دیگر، همین چشمانداز سرمایهگذاری، جریان سرمایه را به سمت شرکتهای فناوری، تولیدکنندگان تراشه، شرکتهای برق و زیرساختی سوق داده است. به این ترتیب، رونق AI دیگر یک داستان محدود به صنعت فناوری یا بازار سهام نیست؛ بلکه به زنجیرهای از سرمایهگذاری در انرژی، مواد خام، زیرساخت و بازارهای مالی تبدیل شده است.
این تغییر اهمیت زیادی دارد؛ زیرا هر افزایش در ظرفیت محاسباتی، تنها به خرید تراشه یا ساخت یک مرکز داده ختم نمیشود، بلکه سرمایهگذاریهای مکمل در تأمین برق، انتقال انرژی، تجهیزات شبکه و مواد اولیه را نیز به دنبال دارد.
آمریکا در مرکز موج سرمایهگذاری
آمریکا در این چرخه سرمایهگذاری جایگاه محوری دارد. PwC پیشبینی میکند حدود ۴۸ درصد سرمایهگذاری جهانی زیرساخت AI تا سال ۲۰۵۰، معادل ۱۵.۱ تریلیون دلار، در این کشور متمرکز شود. آسیا-اقیانوسیه نیز با حدود ۸.۲ تریلیون دلار سهم مهمی خواهد داشت.
تمرکز سرمایه در آمریکا با حضور شرکتهای بزرگ فناوری و رایانش ابری، دسترسی گسترده به بازارهای سرمایه و جایگاه این کشور در زنجیره جهانی تراشه و AI ارتباط دارد. در مقابل، کشورهای دیگر نیز با سیاستهای صنعتی و برنامههای توسعه هوش مصنوعی تلاش میکنند سهم بیشتری از این سرمایه را جذب کنند.
یکی از ویژگیهای مهم این چرخه، تکرارشونده بودن سرمایهگذاری است. پیشرفت سریع تراشهها و افزایش نیاز محاسباتی مدلهای جدید باعث میشود تجهیزات مراکز داده بهطور مستمر ارتقا پیدا کنند. بنابراین AI میتواند برخلاف بسیاری از پروژههای سنتی، یک چرخه سرمایهای بلندمدت ایجاد کند.
برق؛ گلوگاه جدید
رشد مراکز داده، مسئلهای فراتر از صنعت فناوری ایجاد کرده است: مراکز داده مورد استفاده برای آموزش و اجرای مدلهای پیشرفته AI به مقادیر قابل توجهی برق نیاز دارند. در نتیجه، دسترسی به برق پایدار و شبکه انتقال مناسب به یکی از عوامل تعیینکننده برای محل احداث مراکز داده تبدیل شده است.
این روند میتواند سرمایهگذاری در نیروگاهها، شبکههای انتقال و تجهیزات صنعتی را افزایش دهد و بهطور غیرمستقیم تقاضا برای فلزاتی مانند مس را بالا ببرد. به همین دلیل، رقابت کشورها برای جذب سرمایه AI دیگر فقط رقابت بر سر شرکتهای فناوری نیست؛ رقابت بر سر انرژی و زیرساخت نیز هست.
پرسش بزرگ: بازده سرمایهگذاری
با وجود ورود سرمایه عظیم، پرسش مهم بازار این است که آیا درآمد و بهرهوری ایجادشده توسط AI میتواند با سرعت کافی رشد کند تا این حجم از سرمایهگذاری را توجیه کند.
برخی تحلیلگران نسبت به بازده این سرمایهگذاریها محتاط هستند. شرکتهای فناوری برای توجیه هزینههای فعلی خود باید در سالهای آینده درآمدهای بسیار بیشتری ایجاد کنند. در صورت کند شدن رشد تقاضا یا پایینتر بودن بهرهوری واقعی از انتظارات، بخشی از این سرمایهگذاریها ممکن است با بازده مورد انتظار فاصله داشته باشد.
با این حال، حتی در چنین شرایطی، بخشی از زیرساخت ایجادشده - از مراکز داده و شبکهها گرفته تا ظرفیت برق و تجهیزات محاسباتی- میتواند در بلندمدت به زیرساخت اقتصاد دیجیتال تبدیل شود.
در نهایت، ۳۱.۶ تریلیون دلاری که PwC پیش بینی کرده صرفاً برآورد ارزش صنعت هوش مصنوعی نیست؛ تصویری از حجم سرمایهای است که برای ساخت اقتصاد مبتنی بر AI مورد نیاز خواهد بود. بنابراین اثر این موج از والاستریت و شرکتهای فناوری فراتر میرود و به انرژی، فلزات، زیرساخت، بانکها و بازارهای سرمایه سرایت میکند. پرسش تعیینکننده در سالهای آینده این خواهد بود که چه میزان از این سرمایهگذاری عظیم میتواند به افزایش واقعی بهرهوری، درآمد و تولید اقتصادی تبدیل شود.
نظر شما