به گزارش خبرنگار تازههای اقتصاد، رشد تعداد و ارزش تراکنشهای الکترونیکی طی سالهای گذشته، یکی از مهمترین نشانههای گسترش پرداختهای غیرنقدی در اقتصاد ایران بودهاست؛ با این حال، افزایش حجم تراکنشها الزاماً به معنای افزایش ارزش اقتصادی خلقشده در این صنعت نیست.
در شرایطی که شرکتهای پرداخت الکترونیک (PSP) همچنان بخش مهمی از فعالیت خود را بر پردازش تراکنش متمرکز کردهاند، موضوعاتی مانند پایداری مدل درآمدی، نظام کارمزدی، کیفیت خدمات، استفاده از داده و رقابت فزاینده با فینتکها به چالشهای مهم این صنعت تبدیل شده است.
از سوی دیگر، با توسعه اقتصاد پلتفرمی، ارزش اقتصادی در صنعت مالی بیش از گذشته به سمت بازیگرانی حرکت میکند که ارتباط مستقیمتری با مشتری، داده و تجربه کاربری دارند. در چنین شرایطی این پرسش مطرح است که آیا مدل فعلی صنعت پرداخت ایران میتواند پاسخگوی نیازهای سالهای آینده باشد و شرکتهای PSP برای حفظ جایگاه خود باید چه تغییری در مدل کسبوکارشان ایجاد کنند؟
علیرضا بزرگمهری، کارشناس ارشد فناوری اطلاعات، فعال حوزه پرداخت و مدرس دانشگاه، در گفتوگو با خبرنگار ایبنا به بررسی وضعیت اقتصادی صنعت پرداخت، چالشهای مدل کارمزدی و آینده اقتصادی شرکتهای PSP پرداخته است.
رشد تراکنشها لزوماً به معنای توسعه پایدار نیست
بزرگمهری در ابتدا با اشاره به رشد تعداد و مبلغ تراکنشها در شبکه پرداخت کشور اظهار کرد: رشد این شاخصها قطعاً نشاندهنده افزایش نفوذ پرداخت الکترونیک در زندگی روزمره مردم است، اما لزوماً به معنی سلامت و پایداری اقتصادی صنعت پرداخت نیست.
این کارشناس ارشد فناوری اطلاعات افزود: اگر کیفیت سودآوری شرکتهای PSP، توان آنها برای سرمایهگذاری مجدد در زیرساخت و همچنین ارزشافزوده واقعی ایجادشده برای پذیرنده و دارنده کارت را بررسی کنیم، متوجه میشویم که این رشد کمی در مواردی نوعی «رشد بادکنکی» بوده است.
وی ادامه داد: ما تراکنشها را به لایه پردازش متکی کردهایم، بدون اینکه مدل کارمزدی پایدار یا سرویسهای مبتنی بر ارزشافزوده به همان میزان توسعه پیدا کنند؛ بنابراین بخشی از این رشد، ناشی از تورم و جایگزینی اسکناس با تراکنش الکترونیکی است و الزاماً به معنای خلق ارزش جدید در صنعت پرداخت نیست.
مدل کارمزدی؛ مانعی برای توسعه کیف پول
بزرگمهری با اشاره به تأثیر ساختار کارمزد بر توسعه ابزارهای پرداخت گفت: مدل کارمزد در ایران یکی از چالشهای ساختاری صنعت پرداخت است. وقتی تراکنش آنلاین خرد برای پذیرنده یا دارنده کارت رایگان یا دارای هزینه بسیار ناچیزی است، انگیزهای برای حرکت به سمت کیف پول الکترونیک ایجاد نمیشود.
وی تصریح کرد: کیف پول زمانی میتواند توسعه پیدا کند که انجام تراکنشهای خرد روی بسترهای آنلاین هزینهزا یا دارای اصطکاک باشد. در شرایط فعلی، حفظ مدل موجود عملاً انگیزه توسعه کیف پول را کاهش داده و بار سنگین تراکنشهای خرد را روی شبکه آنلاین باقی گذاشته است.
مسابقه سهم بازار به جای رقابت بر سر کیفیت
این فعال حوزه پرداخت همچنین درباره نقش گزارشهای دورهای شاپرک در شکلدهی به رقابت میان شرکتهای پرداخت اظهار کرد: گزارشهای شاپرک عمدتاً بر سهم بازار از نظر تعداد و مبلغ تراکنش تمرکز دارند و این نوع شاخصها باعث شده شرکتهای PSP به جای تمرکز بر سودآوری واقعی، کیفیت سرویس و رضایت مشتری، وارد مسابقه سهمخواهی شوند.
وی افزود: در چنین شرایطی ممکن است PSPها برای کسب سهم بیشتر از تعداد تراکنش، هزینههای غیراقتصادی انجام دهند؛ در حالی که حاشیه سود آنها به مرور کاهش پیدا میکند. به اعتقاد من، گزارشهای شاپرک باید در آینده علاوه بر سهم بازار، شاخصهایی مانند پایداری اقتصادی و کیفیت خدمات را نیز مورد توجه قرار دهد.
PSPها باید از پردازش تراکنش عبور کنند
بزرگمهری درباره مفهوم پرداخت بهعنوان خدمت Payment as a Service گفت: این مفهوم صرفاً یک موضوع فنی و مرتبط با کلود، API یا Open API نیست؛ مسئله اصلی، یک سؤال اقتصادی است که آیا شرکت PSP میتواند به جای اینکه تنها بابت پردازش یک تراکنش درآمد داشته باشد، بابت ارزشی که برای کسبوکار ایجاد میکند نیز درآمد کسب کند؟
او در ادامه توضیح داد: یک PSP میتواند علاوه بر پردازش تراکنش، با استفاده از دادههای پرداخت به کسبوکار کمک کند تا مشتریان خود را بهتر بشناسد، کاهش خرید برخی مشتریان را شناسایی کند، خدمات کشف تقلب ارائه دهد، برنامههای وفاداری را مدیریت کند یا حتی سرویسهای بینکسبوکاری در اختیار مشتری قرار دهد.
این مدرس دانشگاه تأکید کرد: در این مدل، PSP دیگر صرفاً نمیگوید «من تراکنش شما را پردازش کردم و در ازای آن مبلغی دریافت میکنم»، بلکه میتواند بگوید «علاوه بر پردازش تراکنش، با استفاده از داده به شما کمک کردم مشتریان خود را حفظ کنید و فروش خود را افزایش دهید»؛ اینجا است که مفهوم Payment as a Service معنا پیدا میکند.
انتقال ارزش اقتصادی به سمت فینتکها
بزرگمهری درباره تأثیر رشد فینتکها بر آینده صنعت پرداخت نیز اظهار کرد: انتقال بخشی از ارزش اقتصادی از PSPهای سنتی به فینتکها و پلتفرمها هماکنون اتفاق افتاده است؛ در اقتصاد پلتفرمی، الزاماً بازیگری که زیرساخت را در اختیار دارد، صاحب بیشترین ارزش اقتصادی نیست. معمولاً بخش بزرگتری از ارزش در اختیار بازیگری قرار میگیرد که رابطه قویتری با مشتری و تجربه کاربری دارد.
این کارشناس حوزه فناوری اطلاعات ادامه داد: بانک ممکن است حسابها را پردازش کند و PSP تراکنش را انجام دهد، اما فینتکی که رابط کاربری مشتری را در اختیار دارد، رفتار او را تحلیل میکند و در زمان مناسب محصول مالی مورد نیازش را پیشنهاد میدهد، میتواند سهم مهمی از ارزش اقتصادی زنجیره را به خود اختصاص دهد.
بزرگمهری با اشاره به ضعف ساختاری بانکها در حوزه بازاریابی و تجربه مشتری گفت: این ضعف فرصت بزرگی را برای فینتکها ایجاد کرده است؛ با این حال، آینده را نباید به شکل «جنگ بانک و فینتک» دید. این تعبیر بیش از حد سادهسازانه است.
وی تصریح کرد: آینده، بازطراحی زنجیره ارزش خدمات مالی است. بانک مزیت خود را دارد، PSP مزیت خود را دارد و فینتک نیز با سرعت، چابکی، تجربه مشتری و پلتفرم خود نقشآفرینی میکند. در این میان، برنده بازی لزوماً یک بانک، PSP یا فینتک نیست؛ بلکه بازیگری است که بتواند میان این اجزا، «Orchestration» یا رهبری، یکپارچگی و هماهنگی ایجاد کند.
داشتن داده با دادهمحور بودن متفاوت است
بزرگمهری درباره ظرفیت دادههای پرداخت برای خلق ارزش در صنعت مالی اظهار کرد: اینکه یک شرکت میلیاردها رکورد تراکنش در اختیار دارد، به این معنی نیست که آن شرکت الزاماً یک کسبوکار دادهمحور دارد. «داشتن داده» با «توانایی ساختن ارزش از داده» دو مفهوم متفاوت است.
او افزود: دادههای پرداخت میتوانند برای شناخت الگوی خرید مشتری، تشخیص تقلب، شخصیسازی خدمات، افزایش مشتری یک کسبوکار، اعتبارسنجی و حتی پیشبینی نیاز به تأمین مالی مورد استفاده قرار گیرند. در این مرحله است که از داده ارزش خلق میشود.
این مدرس دانشگاه با تأکید بر ضرورت تعیین چارچوبهای حکمرانی داده گفت: پیش از اینکه بتوانیم از داده ارزش اقتصادی ایجاد کنیم، باید موضوعاتی مانند مالکیت داده، رضایت مشتری، حریم خصوصی، کیفیت و امنیت داده، قابلیت تبادل و حکمرانی داده مشخص شود. استانداردهایی مانند GDPR و LGPD نیز در این زمینه قابل توجه هستند، اما در ایران هنوز این مسائل به شکل جامع و یکپارچه تعیین تکلیف نشدهاند.
او ادامه داد: دادههای پرداخت در اعتبارسنجی نیز ظرفیت بالایی دارند. میزان خرید، تواتر خرید و گروههای کالایی مورد استفاده مشتری میتواند اطلاعات ارزشمندی برای ارزیابی اعتبار و شناخت رفتار مالی او فراهم کند.
«کالاییشدن پرداخت» چیست؟
بزرگمهری در پاسخ به این پرسش که مهمترین تهدید اقتصادی صنعت پرداخت و فینتک در پنج سال آینده چیست، گفت: من مدل کارمزدی یا کاهش حاشیه سود را به تنهایی تهدید اصلی نمیدانم؛ تهدید اصلی، «Commoditization» یا کالاییشدن خود پرداخت است.
وی توضیح داد: پرداخت هر روز بیشتر به یک قابلیت زیرساختی و استاندارد تبدیل میشود. وقتی مشتری تفاوت محسوسی میان شرکتهای مختلف PSP احساس نمیکند، رقابت بر سر خود تراکنش به رقابت قیمتی و در نهایت کاهش حاشیه سود تبدیل خواهد شد.
این کارشناس ارشد فناوری اطلاعات افزود: زمانی که PSPها به جای رقابت بر سر کیفیت خدمات، به ارائه مشوق و تخفیف روی میآورند، هزینههای آنها افزایش پیدا میکند و سود کاهش مییابد؛ کاهش سود نیز در نهایت میتواند توان شرکت برای بهروزرسانی شبکه و ارتقای کیفیت خدمات را تحت تأثیر قرار دهد.
وی گفت: افزایش استفاده از پایانههای فروش دستدوم و فرسوده در سالهای اخیر را نیز میتوان یکی از نشانههای این مسئله دانست. اگر ارزش اقتصادی از لایه پرداخت خارج شود، صنعت پرداخت به مرور ضعیفتر خواهد شد.
سه اولویت برای بازطراحی صنعت پرداخت
بزرگمهری در پایان درباره مهمترین اصلاحات مورد نیاز صنعت پرداخت در دهه آینده اظهار کرد: نخست باید مدل اقتصادی صنعت که صرفاً بر تراکنش، آن هم عمدتاً تراکنش آنلاین، متکی است بازنگری شود.
او افزود: دوم اینکه PSPها نباید صرفاً Transaction Processor یا پردازشگر تراکنش باشند، بلکه باید به پلتفرمهایی تبدیل شوند که بتوانند از دادههای در اختیار خود برای کسبوکارها خلق ارزش کنند.
این مدرس دانشگاه سومین اولویت را اصلاح رابطه اقتصادی رگولاتور با تراکنشها دانست و گفت: اگر قرار باشد رگولاتور از هر تراکنش دریافتی داشته باشد، انگیزه لازم برای انتقال تراکنشهای خرد به سمت کیف پول ایجاد نمیشود؛ بنابراین باید این رابطه اقتصادی مورد بازنگری قرار گیرد تا امکان توسعه ابزارهای جدید پرداخت و شکلگیری مدلهای اقتصادی پایدارتر فراهم شود.
نظر شما