سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵ - ۲۰:۱۳
تثبیت ارز رانت ایجاد می‌کند

در شرایطی که سیاست یکپارچه‌سازی نرخ‌ها با موافقت‌ها و انتقادهایی روبه‌روست، سیدمحمد طبیبیان، اقتصاددان، تأکید دارد که تحلیل بازار ارز بدون در نظر گرفتن رشد نقدینگی، شرایط جنگی و محدودیت منابع ارزی ممکن نیست و راهکار بلندمدت را باید در ایجاد یک بازار واقعی و شفاف ارز و تعریف نقش بانک مرکزی در چارچوب این بازار جست‌وجو کرد.

به گزارش خبرنگار تازه‌های اقتصاد؛ نوسان قیمت دلار بازار ارز ایران بار دیگر به یکی از مهم‌ترین کانون‌های بحث اقتصادی تبدیل شده است؛ بازاری که تحولات سیاسی، فشارهای خارجی، شرایط جنگی، رشد نقدینگی و محدودیت منابع ارزی همزمان بر آن اثر می‌گذارند. در چنین شرایطی، افزایش نرخ ارز مستقیماً با تورم، قدرت خرید خانوارها، هزینه تولید، تجارت خارجی و انتظارات اقتصادی گره خورده است.
در این میان، سیاست ارزی بانک مرکزی و به‌ویژه حرکت به سمت کاهش شکاف میان نرخ‌های مختلف ارز، با دیدگاه‌های متفاوتی در میان اقتصاددانان و فعالان اقتصادی روبه‌رو شده است. موافقان این رویکرد، چندنرخی بودن ارز را یکی از زمینه‌های ایجاد رانت و ناکارآمدی می‌دانند و منتقدان، نسبت به آثار تورمی و تبعات آن بر معیشت مردم هشدار می‌دهند. اما یک پرسش مهم همچنان پابرجاست: اگر سیاست فعلی نیازمند اصلاح است، جایگزین آن چیست و چگونه می‌توان آن را در شرایط واقعی اقتصاد ایران اجرا کرد؟

در اقتصاد، نقد سیاست‌گذار زمانی می‌تواند به اصلاح سیاست‌گذاری منجر شود که علاوه بر بیان اشکالات، مسیر جایگزین، نحوه تأمین منابع، سازوکار کنترل تبعات تورمی و شیوه حمایت از اقشار آسیب‌پذیر را نیز مشخص کند. به‌خصوص در شرایطی که اقتصاد ایران با محدودیت منابع، فشارهای خارجی، ناترازی‌های مالی و بانکی و آثار جنگ اقتصادی مواجه است، هیچ سیاست ارزی را نمی‌توان جدا از این محدودیت‌ها بررسی کرد.

از سوی دیگر، افزایش نرخ ارز نیز واقعیتی است که نمی‌توان صرفاً با تصمیم اداری یا تثبیت دستوری قیمت آن را نادیده گرفت. اینجاست که بحث درباره ساختار بازار ارز، نحوه مداخله بانک مرکزی، نقش بازارهای غیررسمی و چگونگی شکل‌گیری قیمت ارز اهمیت پیدا می‌کند.

سیدمحمد طبیبیان، اقتصاددان برجسته ایرانی، بر ضرورت پرهیز سیاست‌گذار از تأثیرپذیری از جنجال‌های سیاسی و رسانه‌ای تاکید دارد و معتقد است افزایش نرخ ارز را باید در بستر مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی و شرایط جنگی کشور و اصول علمی تحلیل کرد. طبیبیان همچنین سیاست تثبیت نرخ ارز را «سیاستی رانتی» توصیف می‌کند و بر ضرورت ایجاد یک بازار واقعی و شفاف ارز تأکید دارد؛ بازاری که به گفته او، قیمت در آن بر اساس عرضه و تقاضا شکل بگیرد و مداخله بانک مرکزی در بازار نیز از طریق همین بازار انجام شود. او با بیان اینکه در این مورد ما از افغانستان و عراق هم عقب‌مانده‌تر هستیم، تصریح کرد: بانک مرکزی به‌تنهایی قادر به حل تمام مشکلات بازار ارز نیست و سیاست ارزی باید در چارچوب مجموعه سیاست‌های اقتصادی کشور و محدودیت‌های موجود بررسی شود. این گفتگو را بخوانید:

با توجه به شرایط فعلی اقتصاد ایران، نوسانات نرخ ارز تا چه اندازه تحت تأثیر تحولات سیاسی قرار دارد؟ به‌ویژه در شرایطی که همزمان با تحولات سیاسی و جنگی، انتقادهایی نیز نسبت به سیاست‌های ارزی بانک مرکزی مطرح می‌شود. برای مثال، در شرایطی که بانک مرکزی به سمت یکپارچه‌سازی نرخ ارز حرکت کرده و ارز ترجیحی را که یکی از زمینه‌های ایجاد رانت و فساد تلقی می‌شد، حذف کرده است، برخی منتقدان نسبت به عرضه ارز در بازار و آثار آن بر نقدینگی انتقاد دارند. ارزیابی شما از این دیدگاه‌ها چیست؟

باید توجه داشت گروه‌هایی وجود دارند که از ارز ترجیحی منتفع بوده‌اند و منافع قابل‌توجهی از این وضعیت به دست آورده‌اند. طبیعی است که این گروه‌ها در برابر اصلاح چنین سیاستی مقاومت کنند. ممکن است برخی افراد نیز تحت تأثیر این منافع، مطالبی را در نقد سیاست‌های جدید مطرح کنند. به نظر من، بانک مرکزی باید سیاستی را که با توجه به شرایط کشور از نظر اقتصادی علمی و کارشناسی ضروری و قابل‌دفاع است، دنبال کند و نباید تحت تأثیر اینگونه فضاسازی‌ها قرار گیرد.

سال‌هاست که در کشور ما سیاست اقتصادی در مواردی قربانی جنجال شده است. از ابتدای انقلاب تاکنون نمونه‌های مختلفی از این مسئله وجود داشته است. برای مثال، زمانی که موضوع پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی مطرح بود، گروه‌هایی با این مسئله مخالفت کردند و حتی کارگران را به اعتراض علیه این اقدام ترغیب می‌کردند؛ در حالی که در کشوری مانند هند، کارگران نیز از عضویت در سازمان تجارت جهانی حمایت می‌کردند، زیرا منافع آن را برای اقتصاد و اشتغال خود درک کرده بودند.

بنابراین، اگر دولت و بانک مرکزی سیاستی را از نظر اقتصادی و علمی قابل‌توجیه می‌دانند، باید آن را دنبال کنند و اجازه ندهند جنجال‌ها مانع اجرای سیاست‌های اقتصادی شود.

در کنار این مباحث، نرخ ارز نیز در ماه‌های اخیر افزایش قابل‌توجهی داشته است. از نظر شما عوامل اصلی این افزایش چیست و شرایط جنگی و تحولات سیاسی چه نقشی در آن دارند؟

بله، نکته دیگر این است که نرخ ارز به شکل بسیار ناهنجاری افزایش پیدا کرده است. این مسئله را باید در سایه شرایط جنگی کشور بررسی کرد و نمی‌توان نقش جنگ را در این افزایش نادیده گرفت. در گذشته نیز افزایش مستمر نقدینگی به‌طور معمول یکی از عوامل مؤثر بر افزایش نرخ ارز بوده است، اما در شرایط فعلی، رشد نقدینگی نیز تحت تأثیر شرایط جنگی قرار گرفته و فشارهای بیشتری ایجاد شده است. محاصره اقتصادی و جنگ طبیعتاً آثار خود را بر اقتصاد کشور می‌گذارند. در چنین شرایطی نمی‌توان انتظار معجزه داشت. اگر جنگ و فشارهای اقتصادی ادامه پیدا کند، طبیعی است که شرایط نیز می‌تواند دشوارتر شود و با تشدید این عوامل، فشار بر نرخ ارز و سایر متغیرهای اقتصادی افزایش یابد.

این مسئله را باید از دو جنبه مورد بررسی قرار داد. از یک طرف، به انتقادها و جنجال‌های مطرح‌شده باید پاسخ منطقی و معقول داد، اما از طرف دیگر، نباید اجازه داد سیاست درست اقتصادی تحت تأثیر این جنجال‌ها قرار گیرد. از سوی دیگر، درباره افزایش نرخ ارز نیز باید واقعیت شرایط جنگی و فشارهای اقتصادی ناشی از آن را در نظر گرفت.

برخی منتقدان معتقدند تأمین و عرضه ارز باید همچنان از طریق سیاست تثبیت نرخ ارز انجام شود؛ سیاستی که در سال‌های گذشته نیز مورد استفاده قرار گرفته است. با توجه به تجربه گذشته، آیا سیاست تثبیت نرخ ارز در شرایط فعلی می‌تواند راهکار مناسبی باشد؟

سیاست تثبیت نرخ ارز، سیاستی رانتی است. به نظر من، بخشی از این دیدگاه‌ها در عمل به معنای ادامه همان سازوکار رانتی گذشته است و حفظ منافع همان ذی نفعان است.. مسئله مهم‌تر این است که دولت‌های مختلف در ایران تاکنون به شکل مطلوب یک بازار واقعی ارز ایجاد نکرده‌اند. در برخی کشورها، از جمله افغانستان و عراق، بازار ارز وجود دارد و معاملات ارزی در یک بازار مشخص انجام می‌شود، اما متأسفانه ما هنوز حاضر نشده‌ایم یک بازار واقعی ارز ایجاد کنیم.

باید بازاری وجود داشته باشد که هر فردی به ارز نیاز دارد، بتواند ارز مورد نیاز موجه خود را از همان بازار خریداری کند. بانک مرکزی نیز اگر قصد فروش ارز دارد، از طریق همان بازار اقدام کند و هر نهاد یا دستگاه دیگری که نیاز به خرید ارز دارد نیز از طریق همان بازار نیاز خود را تأمین کند.

به نظر من، بخش مهمی از گرفتاری‌های سیاسی فعلی پیرامون ارز و فشار برای حفظ سهمیه تحت بهانه کمک به نیازمندان ناشی از همین نبودِ یک بازار واقعی و شفاف است. اگر قرار است بانک مرکزی در بازار ارز مداخله کند، این مداخله باید از طریق یک بازار مشخص انجام شود؛ یعنی خریدار و فروشنده ارز در یک بازار واقعی با یکدیگر مواجه شوند.

متأسفانه در شرایط فعلی، قیمت ارز در ایران عملاً تحت تأثیر بازارهایی مانند هرات و اربیل قرار دارد و در گذشته نیز بازار دبی نقش مهمی در معاملات ارز داشت. راه‌حل ملی و بلند مدت این مسئله، ایجاد یک بازار واقعی ارز است. اگر ارز در این بازار کمیاب باشد، طبیعتاً گران خواهد شد و اگر فراوان باشد، قیمت آن کاهش پیدا می‌کند؛ همان‌طور که درباره هر کالای دیگری نیز چنین است. اما نبایستی فشار شرایط موجود بر اقتصاد کشور نیز مورد چشم پوشی قرار گیرد.

نقش بانک مرکزی در چنین ساختاری باید چگونه تعریف شود؟ آیا بانک مرکزی می‌تواند به‌تنهایی نرخ ارز را کنترل کند؟

بانک مرکزی نمی‌تواند دلار چاپ کند. اقتصاد کل کشور نیز در اختیار بانک مرکزی نیست و سیاست‌های کشور از جمله نظامی و دیپلماسی هم صرفاً در اختیار بانک مرکزی قرار ندارد. بنابراین نمی‌توان انتظار داشت بانک مرکزی به‌تنهایی همه مشکلات بازار ارز و اقتصاد کشور را حل کند. نقش بانک مرکزی باید در چارچوب یک سازوکار شفاف بازار ارز تعریف شود و سیاست ارزی نیز باید متناسب با مجموعه شرایط و محدودیت‌های اقتصادی کشور طراحی و اجرا شود. توقع از بانک مرکزی نیز لازم است منطقی و در حد اختیارات و امکانات این بانک باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha