شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۹
بازار جهانی ساعت‌های دست‌دوم لوکس در تله سفته‌بازان

رونق نسبی بازار ساعت‌های دست‌دوم لوکس بیش از آن‌که نشانه‌ای از سلامت پایدار این بازار باشد، بازتابی از سفته‌بازی، تغییر ذائقه مصرف‌کننده و تمرکز سرمایه بر چند برند محدود است.

به گزارش خبرنگار بین‌الملل تازه‌های اقتصاد، در ماه‌های اخیر معاملات ساعت‌های لوکس دست‌دوم دوباره جان گرفته‌اند. بر پایه گزارش EveryWatch، ارزش کل بازار ثانویه ساعت در نیمه نخست ۲۰۲۶ به ۱۰٫۵ میلیارد دلار رسیده و رشد سالانه آن به ۳۷٫۲ درصد بالغ شده است.

هم‌زمان بلومبرگ نیز از بهبود قیمت‌ها در بخشی از مدل‌های پرمعامله خبر می‌دهد؛ اما این رشد یکنواخت نیست: برخی برندها مثل کارتیه و واشرون کنستانتین از موج جدید تقاضا سود برده‌اند، در حالی که برندهایی مانند پانرای عقب مانده‌اند و حتی افت قیمتی را تجربه کرده‌اند. این امر نشان می‌دهد که رونق ساعت‌های دست‌دوم لوکس بیش از آن‌که یک فرصت مصرفی باشد، به بازاری برای سرمایه‌گذاری، نوسان‌گیری و انتخاب برندهای کمیاب تبدیل شده است.

شواهد موجود از بازار نشان می‌دهد که «بازار ساعت دست‌دوم لوکس» دیگر یک بازار یکدست نیست. بر اساس داده‌های Subdial، شاخص قیمت ساعت‌های پرمعامله در سال ۲۰۲۵ رشد کرده، اما این رشد میان برندها و مدل‌ها به‌شدت نامتوازن بوده است. به بیان دیگر، آن‌چه بالا رفته، کل بازار نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از مدل‌های منتخب با نقدشوندگی بالا و برندهای برخوردار از هاله کمیابی است.

نمونه روشن این وضعیت، پانرای است. طبق داده‌های ساب‌دیال، ساعت‌های پانرای در آوریل ۲۰۲۶ به‌طور میانگین حدود ۸ درصد ارزان‌تر از ژانویه ۲۰۲۴ معامله شده‌اند؛ در حالی که پیاژه بیش از ۳۰ درصد، ژژه-لوکولتر حدود ۲۴ درصد و واشرون کنستانتین حدود ۱۳ درصد رشد قیمتی داشته‌اند. این شکاف نشان می‌دهد که در بازار دست‌دوم، «لوکس‌بودن» به‌تنهایی مزیت نیست؛ بلکه برند باید همزمان نقدشونده، کمیاب، قابل‌فروش و از نظر سلیقه روز جذاب باشد.

چرا سرمایه‌گذاران به این بازار هجوم آورده‌اند؟

تمایل سرمایه‌گذاری به بازار ساعت‌های دست‌دوم لوکس چند علت اصلی دارد:

۱) نگاه به ساعت به‌عنوان دارایی قابل‌حمل

ساعت لوکس، برخلاف بسیاری از دارایی‌های فیزیکی، ارزش بالا را در حجم و وزن کم فشرده می‌کند. برای برخی خریداران، این ویژگی آن را به دارایی‌ای شبیه «حامل ثروت» تبدیل کرده است؛ دارایی‌ای که هم قابل استفاده است و هم می‌تواند در بازار ثانویه فروخته شود.

۲) کمیابی و تولید محدود

برندهایی مانند رولکس، پتک فیلیپ و واشرون کنستانتین در بازار دست‌دوم معمولا از مزیت کمیابی سود می‌برند. وقتی عرضه محدود و تقاضا پرقدرت باشد، حاشیه قیمت بازار ثانویه افزایش می‌یابد. همین منطق، بخشی از سرمایه‌گذاران را به امید کسب بازدهی سریع یا حفظ ارزش پول به این بازار می‌کشاند.

۳) نااطمینانی اقتصادی و فرار به دارایی‌های ملموس

در دوره‌های تردید اقتصادی، بخشی از سرمایه‌ها از بازارهای نوسانی به سمت دارایی‌های فیزیکی و برندمحور حرکت می‌کنند. ساعت لوکس برای این گروه، نه صرفا کالای مصرفی، بلکه پناهگاهی برای حفظ ارزش تلقی می‌شود؛ هرچند این تصور همیشه با واقعیت بازار همخوان نیست.

۴) اثر شبکه‌ایِ کلکسیونرها و پلتفرم‌های آنلاین

رشد پلتفرم‌های شفاف قیمت‌گذاری و فروش، از جمله Subdial و EveryWatch, باعث شده بازار دست‌دوم از فضای سنتی و غیرشفاف فاصله بگیرد. اکنون داده‌های قیمتی در دسترس‌تر است و همین شفافیت ظاهری، رفتار سرمایه‌گذاری را تقویت می‌کند. اما همین ابزارها هم به‌طور همزمان نشان می‌دهند که بسیاری از برندها بازدهی یکنواخت ندارند.

۵) جذابیت بازده سریع در مقاطع رونق

وقتی شاخص‌ها رو به بالا می‌روند، بازار دست‌دوم لوکس برای برخی معامله‌گران شبیه یک بازار کوتاه‌مدت می‌شود؛ جایی برای خرید در کف و فروش در اوج. این رویکرد، بازار را از منطق مصرفی دور و به منطق سفته‌بازی نزدیک می‌کند.

مثال‌های روشن از وضعیت برندها

کارتیه: برند برنده در بازتعریف تقاضا

کارتیه از معدود برندهایی است که هم در بازار نو و هم در بازار دست‌دوم تقویت شده است. ترکیب طراحی کلاسیک، پذیرش وسیع در میان خریداران زن و مرد، و نقدشوندگی بالا باعث شده کارتیه در مقایسه با برندهای تخصصی‌تر، عملکرد باثبات‌تری داشته باشد.

واشرون کنستانتین و ژژه-لوکولتر: سود از بازگشت سلیقه به ظرافت

افزایش قیمت این برندها نشان می‌دهد بخشی از بازار از ساعت‌های بزرگ و پرزرق‌وبرق فاصله گرفته و به مدل‌های ظریف‌تر و اصیل‌تر برگشته است. این تغییر، برای برندی مثل پانرای زیان‌بار بوده، اما برای برندهای سنتی‌تر فرصت ایجاد کرده است.

پانرای: قربانی تغییر ذائقه

پانرای بر ساعت‌های بزرگ و برجسته تکیه دارد؛ همان چیزی که زمانی مزیت بود. اما در بازار امروز، بخشی از خریداران ساعت‌های جمع‌وجورتر و ظریف‌تر را ترجیح می‌دهند. این یعنی یک برند ممکن است از نظر تاریخی نماد قدرت و تمایز باشد، اما در بازار ثانویه به‌دلیل فاصله گرفتن از سلیقه روز، از مدار توجه خارج شود.

ریشمونت: برنده کلی، اما با شکاف داخلی

گروه ریشمونت از رکود کلی بازار ساعت لوکس بهتر عبور کرده و در گزارش مالی خود از رشد ۸ درصدی فروش در بخش ساعت‌سازان تخصصی خبر داده است. با این حال، عملکرد ضعیف پانرای در کنار رشد برندهایی، چون واشرون کنستانتین و ژژه-لوکولتر نشان می‌دهد که حتی در داخل یک گروه لوکس، همه برندها از یک منطق بازار تبعیت نمی‌کنند.

نقد بازار: سرمایه‌گذاری یا حباب ذائقه؟

رونق بازار ساعت دست‌دوم لوکس را نباید با «سلامت ساختاری» یکی گرفت. این بازار به‌شدت وابسته به سه متغیر است:

نخست، برندهای کمیاب و پرتقاضا

دوم، فضای سفته‌بازانه و انتظارات قیمتی

سوم، روایت‌سازی پیرامون اصالت و کلکسیونی‌بودن

به همین دلیل، رشد سریع این بازار لزوما به معنای عمیق‌تر شدن تقاضای واقعی نیست. در بسیاری موارد، خریداران به امید حفظ ارزش یا سود کوتاه‌مدت وارد می‌شوند؛ اما وقتی سلیقه تغییر می‌کند یا موج سرمایه از برند خاصی خارج می‌شود، قیمت‌ها می‌توانند به‌سرعت فرسوده شوند. پانرای یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این ریسک است.

از این منظر، بازار ساعت دست‌دوم لوکس بیش از آن‌که بازار «کالای لوکس» باشد، بازار «اعتبار برند» است؛ بازاری که در آن طراحی، روایت تاریخی، کمیابی، و شدت هیجان جمعی از خودِ کیفیت فنی مهم‌تر می‌شود.

گزارش‌ها نشان می‌دهد بازار ساعت‌های دست‌دوم لوکس وارد مرحله‌ای پیچیده شده است: از یک سو، حجم معاملات و ارزش کل بازار افزایش یافته؛ از سوی دیگر، این رشد به‌طور نامتوازن میان برندها توزیع شده و نشانه‌هایی از سفته‌بازی و تغییر شدید ذائقه در آن دیده می‌شود.

بنابراین، رویکرد سرمایه‌گذاری به این بازار را باید با احتیاط تحلیل کرد. برای برخی برندها، بازار ثانویه واقعا به ابزار حفظ ارزش و حتی کسب سود تبدیل شده است؛ اما برای برندهایی که با سلیقه جدید هماهنگ نیستند، همین بازار می‌تواند به صحنه افول و تخفیف قیمتی بدل شود. در یک جمله: ساعت دست‌دوم لوکس هنوز می‌تواند دارایی باشد، اما دیگر به‌طور خودکار سرمایه‌گذاری مطمئن نیست.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha