به گزارش خبرنگار بینالملل تازههای اقتصاد، صنعت خودرو در آلمان دیگر فقط با یک افت چرخهای روبهرو نیست؛ آنچه امروز در قلب موتور صنعتی اروپا جریان دارد، یک بحران ساختاری چندلایه است که از بازار چین تا کارخانههای اشتوتگارت و ولفسبورگ را دربر گرفته است.
تازهترین آمارها نشان میدهد این صنعت همزمان با کاهش سود، افت فروش، تعدیل نیرو، انتقال تولید به خارج و از دست رفتن مزیت رقابتی دستوپنجه نرم میکند. آنچه زمانی ستون اعتمادبهنفس صنعتی آلمان بود، حالا در معرض بازتعریف کامل مدل کسبوکار خود قرار گرفته است.
صنعت خودروی آلمان، که دههها نماد کیفیت مهندسی، صادراتمحوری و قدرت صنعتی این کشور بود، اکنون با مجموعهای از فشارهای همزمان مواجه است که نهتنها سودآوری شرکتها، بلکه اشتغال، سرمایهگذاری و جایگاه بینالمللی این بخش را تهدید میکند.
بر اساس گزارش انجمن صنعت خودروی آلمان VDA در پیشبینی سال ۲۰۲۶، بازار داخلی خودرو در آلمان تنها ۲ درصد رشد خواهد کرد و به حدود ۲.۹ میلیون دستگاه میرسد؛ سطحی که همچنان نزدیک به ۲۰ درصد پایینتر از سال ۲۰۱۹ باقی میماند. این یعنی حتی در خوشبینانهترین سناریوی رسمی نیز بازگشت به سطح پیشاکرونا در کوتاهمدت بعید است.
بحران فقط در داخل نیست؛ مدل صادراتی هم زیر فشار است
برخلاف تصور رایج، مسئله صنعت خودروی آلمان فقط ضعف تقاضا در داخل کشور نیست. ساختار موفقیت این صنعت بر صادرات، حضور جهانی و فروش در بازارهای بزرگ بنا شده بود؛ اما اکنون همین پایهها در حال فرسایشاند.
VDA پیشبینی میکند تولید خودرو در آلمان در سال ۲۰۲۶ حدود ۱ درصد کاهش یابد و به ۴.۱۱ میلیون دستگاه برسد، در حالیکه صادرات از کارخانههای آلمان نیز حدود ۱ درصد افت خواهد داشت و به حدود ۳.۲ میلیون دستگاه میرسد. در همان حال، تولید برندهای آلمانی در خارج از کشور رشد میکند؛ نشانهای روشن از انتقال تدریجی مرکز ثقل صنعت به بیرون از آلمان.
این روند نشان میدهد که شرکتهای آلمانی دیگر نمیتوانند فقط بر اعتبار برند و کیفیت تاریخی تکیه کنند؛ آنها ناچار شدهاند برای بقا، تولید را به مناطقی با هزینه کمتر منتقل کنند.
چین؛ از بازار طلایی به رقیب اصلی
شاید مهمترین ضربه به صنعت خودرو آلمان از سوی چین وارد شده باشد. چین که روزگاری سودآورترین بازار خارجی برای برندهایی مانند فولکسواگن، مرسدسبنز و بیامو بود، اکنون به مرکز رقابت بیرحمانهای تبدیل شده که خودروسازان چینی در آن دست بالا را پیدا کردهاند.
این در حالی است که دادههای آژانس بینالمللی انرژی (IEA) نشان میدهد حدود ۷۵ درصد از تولید جهانی خودروهای برقی در سال ۲۰۲۵ در چین انجام شده و شرکتهای چینی صادرات خودروهای برقی خود را به بیش از ۲.۵ میلیون دستگاه رساندهاند.
این به معنای تغییر موازنه فناوری، زنجیره تأمین و قدرت قیمتگذاری در صنعت جهانی خودرو است. خودروسازان چینی با تکیه بر زنجیره تولید باتری، نرمافزار، قطعات و دولتِ حامی، نهتنها در بازار داخلی، بلکه در اروپا نیز بهسرعت در حال پیشرویاند.
در همین حال رویترز گزارش داد که مرسدسبنز در سهماهه سوم آن سال فروش خود را در چین ۲۷ درصد و در آمریکا ۱۷ درصد از دست دادهاست. این ارقام نشان میدهد که بحران خودروسازی آلمان فقط از چین «اثر نمیپذیرد»، بلکه در چین عملاً بخشی از زمین بازی خود را از دست داده است.
هزینه تولید؛ شکاف مزمن با رقبا
در کنار این عوامل، یکی از ریشهایترین مشکلات صنعت خودرو آلمان، هزینه بالای تولید است. بر پایه تحلیل «اولیور وایمن» تحلیلگر صنعت خودرو، هزینه متوسط نیروی کار برای تولید یک خودرو در آلمان به ۳ هزار و ۳۰۷ دلار میرسد، در حالی که این رقم در چین ۵۹۷ دلار و در مکزیک ۳۰۵ دلار است.
این اختلاف عظیم تنها یک تفاوت حسابداری نیست؛ معنایش این است که کارخانههای آلمانی در رقابت قیمتی با رقبای آسیایی و آمریکای لاتین بهسختی دوام میآورند.
در گذشته، آلمان با اتکا به مهندسی دقیق و برند قدرتمند میتوانست هزینه بالاتر را توجیه کند. اما در عصر خودروهای برقی و نرمافزارمحور، مزیتهای سنتی دیگر کافی نیستند. خریداران امروز فقط کیفیت نمیخواهند؛ قیمت، فناوری دیجیتال، برد باتری، سرعت شارژ و تجربه نرمافزاری هم تعیینکننده است.
گذار به خودروهای برقی؛ فرصت یا تهدید؟
صنعت خودرو آلمان در میانه یک گذار تاریخی قرار دارد: عبور از موتورهای احتراقی به خودروهای برقی. این گذار اگرچه از نظر زیستمحیطی و فناوری اجتنابناپذیر است، اما برای ساختار اشتغال و سودآوری صنعت آلمان بسیار پرهزینه بوده است.
VDA پیشبینی میکند ثبت خودروهای تمامبرقی در آلمان در سال ۲۰۲۶ به حدود ۶۹۳ هزار دستگاه برسد که نسبت به سال قبل ۳۰ درصد رشد دارد. با این حال، رشد خودروهای برقی لزوماً به معنای سلامت صنعت نیست؛ زیرا تولید خودروهای برقی نسبت به خودروهای سنتی به نیروی کار مکانیکی کمتری نیاز دارد و در نتیجه میتواند فشار بیشتری بر اشتغال وارد کند.
از سوی دیگر، صنعت آلمان برای این گذار مجبور به سرمایهگذاریهای سنگین در باتری، نرمافزار، تأمین مواد خام و بازطراحی خطوط تولید شده است؛ هزینههایی که در کوتاهمدت فشار بیشتری بر ترازنامه شرکتها وارد میکنند.
ترازنامه شرکتها؛ زنگ خطر در صورتهای مالی
تشدید بحران در صورتهای مالی بزرگترین خودروسازان آلمانی نیز بازتاب یافته است:
- بیامو اعلام کرده تا پایان ۲۰۲۷ حدود ۸ هزار موقعیت اداری و تحقیقوتوسعه را حذف میکند و سود خالص سهماهه دوم آن ۳۵ درصد کاهش یافته است.
- پورشه برنامه کاهش ۵ هزار شغل در آلمان تا ۲۰۳۵ را در دستور دارد.
- فولکسواگن از حذف حدود ۱۰۰ هزار شغل و احتمال تعطیلی چهار کارخانه در آلمان خبر داده است.
- مرسدسبنز برای صرفهجویی ۵ میلیارد یورو تا ۲۰۲۷، حدود ۵ هزار و ۵۰۰ نفر را از بخشهای اداری و IT از طریق خروج داوطلبانه کنار گذاشته است.
- آئودی نیز از حذف ۷ هزار و ۵۰۰ شغل تا پایان ۲۰۲۹ سخن گفته و حتی سناریوی تعطیلی کارخانهها در محافل داخلی این شرکت مطرح شده است.
این اعداد سندی هستند بر اینکه خودروسازان آلمانی دیگر نمیتوانند با ساختار سنتی نیروی انسانی و تولید خود ادامه دهند.
تعرفهها و حمایتگرایی؛ ضربهای از بیرون
در کنار رقابت چین، سیاستهای تجاری آمریکا و موج حمایتگرایی جهانی نیز فشار مضاعفی بر صنعت خودرو آلمان وارد کرده است. طبق تحلیلهای VDA، تعرفههای وارداتی و محدودیتهای تجاری میتوانند زنجیره عرضه را گرانتر و پیچیدهتر کنند.
برای صنعتی که بخش بزرگی از درآمد خود را از صادرات به دست میآورد، هر دیوار تعرفهای جدید به معنای کاهش حاشیه سود و کاهش جذابیت بازارهای کلیدی است.
بحران اشتغال؛ از کارخانه تا جامعه
فشار بر صنعت خودرو فقط در ترازنامه شرکتها باقی نمیماند؛ این بحران مستقیم به بازار کار، درآمد خانوارها و امنیت اجتماعی سرایت میکند. صنعت خودرو در آلمان یکی از بزرگترین کارفرمایان صنعتی است و کاهش اشتغال در آن میتواند مناطق صنعتی را دچار رکود عمیقتر کند.
در همین راستا گزارشهای اخیر رویترز از بازسازی گسترده، کاهش ظرفیت و تهدید دهها هزار شغل در گروه فولکسواگن و سایر شرکتها حکایت داشتهاست. حتی اگر همه این برنامهها بهطور کامل اجرا نشوند، نفس اعلام آنها نشان میدهد که مدیریت این شرکتها دیگر به آینده کوتاهمدت صنعت خوشبین نیستند.
هر چند شاید در حال حاضر صنعت خودروی آلمان با یک بحران مقطعی روبهرو نباشد، اما مطمئنا با تغییر بنیادین قواعد بازی مواجه شده است. یعنی اگرچه مزیتهای قدیمی این صنعت، از جمله برند معتبر، مهندسی دقیق و شبکه صادراتی گسترده، هنوز از بین نرفتهاند، اما دیگر برای تضمین برتری کافی نیستند و همزمان هزینههای بالای تولید، فشار تعرفهای، رقابت تکنولوژیک چین، ضعف بازار داخلی اروپا و دشواری گذار به خودروهای برقی، در حال فرسایش پایههای این صنعتاند.
آمارها و گزارشهای موجود تصویری روشن ارائه میدهند: صنعت خودرو آلمان هنوز زنده است، اما برای حفظ جایگاه خود ناچار است کوچکتر، چابکتر، دیجیتالتر و کمهزینهتر شود. در نتیجه اگر اصلاحات ساختاری، سرمایهگذاری فناورانه و بازطراحی زنجیره تأمین با سرعت کافی انجام نشود، آلمان ممکن است در مهمترین صنعت نمادین خود، بخشی از برتری تاریخیاش را برای همیشه از دست بدهد.
نظر شما