به گزارش خبرنگار ایبنا، فوتبال سالهاست از مرز یک رقابت ورزشی عبور کرده و به یکی از بزرگترین صنایع سرگرمی جهان تبدیل شده است؛ صنعتی که باشگاههای بزرگ آن دیگر صرفا برای کسب جام رقابت نمیکنند، بلکه مانند یک بنگاه اقتصادی به دنبال افزایش درآمد، توسعه برند و خلق ارزش هستند.
در فوتبال مدرن، پیراهن یک بازیکن، صندلی یک ورزشگاه، قرارداد یک اسپانسر، محتوای دیجیتال و حتی ارتباط با هواداران، همگی به داراییهای اقتصادی تبدیل شدهاند. باشگاههایی که زمانی تنها از فروش بلیت و درآمد مسابقات تامین مالی میشدند، امروز شبکهای گسترده از منابع درآمدی ایجاد کردهاند که ارزش آنها را به سطح شرکتهای بزرگ تجاری رسانده است.
آخرین گزارش Deloitte Football Money League نشان میدهد ۲۰ باشگاه پردرآمد فوتبال جهان در فصل ۲۰۲۴-۲۰۲۵ برای نخستین بار مجموعاً بیش از ۱۲ میلیارد یورو درآمد داشتهاند؛ رقمی که نسبت به فصل قبل ۱۱ درصد افزایش داشته است. در این میان، درآمد تجاری باشگاهها شامل اسپانسرینگ، فروش محصولات و فعالیتهای برندینگ با عبور از ۵.۳ میلیارد یورو، بزرگترین منبع درآمد این باشگاهها بوده است.

رئال مادرید نمونهای از تحول اقتصادی فوتبال است. این باشگاه که برای دومین سال متوالی تنها باشگاه جهان با درآمد بیش از یک میلیارد یورو محسوب میشود، در فصل ۲۰۲۴-۲۰۲۵ حدود ۱.۱۶ میلیارد یورو درآمد ثبت کرده است. نکته قابل توجه اینکه نزدیک به ۵۹۴ میلیون یورو از این درآمد از بخش تجاری شامل اسپانسرینگ و فروش محصولات به دست آمده است؛ یعنی درآمدی که مستقیماً از فروش عملکرد ورزشی در زمین مسابقه حاصل نمیشود، بلکه نتیجه قدرت برند جهانی باشگاه است.
درآمد رسانهای و حق پخش تلویزیونی
فوتبال به دلیل جذابیت جهانی، یکی از ارزشمندترین محتواهای رسانهای محسوب میشود. لیگها و مسابقات بزرگ با فروش حق پخش، میلیاردها یورو درآمد ایجاد میکنند و بخشی از این درآمد به باشگاهها بازمیگردد.
اسپانسرینگ؛ رقابت شرکتهای بزرگ برای دیده شدن
یکی از مهمترین منابع درآمد باشگاههای بزرگ، قراردادهای اسپانسری است. در فوتبال امروز، پیراهن باشگاه تنها لباس مسابقه نیست؛ فضایی تبلیغاتی است که برندهای بزرگ جهان برای حضور روی آن صدها میلیون یورو پرداخت میکنند.
به عنوان نمونه، رئال مادرید علاوه بر قراردادهای طولانیمدت با آدیداس و امارات، دهها شریک تجاری در حوزههای فناوری، خدمات مالی، گردشگری، خودروسازی و صنایع غذایی دارد. منچسترسیتی، بایرن مونیخ، لیورپول و بارسلونا نیز شبکهای مشابه از شرکای تجاری ایجاد کردهاند که درآمدی پایدار و قابل پیشبینی برای آنها فراهم میکند. این تنوع باعث شده باشگاهها حتی در صورت افت نتایج ورزشی نیز بخش قابل توجهی از درآمد خود را حفظ کنند.
ورزشگاه؛ از محل برگزاری مسابقه تا یک مرکز درآمدزایی
بازسازی ورزشگاه سانتیاگو برنابئو نمونهای از این نگاه است. رئال مادرید با سرمایهگذاری گسترده روی این ورزشگاه، امکاناتی مانند جایگاههای VIP، رستورانها، فروشگاههای اختصاصی، موزه، تورهای بازدید، برگزاری کنسرت و رویدادهای غیرورزشی را توسعه داد. نتیجه این سرمایهگذاری رشد چشمگیر درآمد روز مسابقه و درآمدهای جانبی بود؛ بهطوریکه برنابئو اکنون نه فقط در روزهای بازی، بلکه در بسیاری از روزهای سال نیز به تولید درآمد برای باشگاه ادامه میدهد.
همین رویکرد در باشگاههایی مانند تاتنهام نیز دنبال شده است. ورزشگاه این باشگاه علاوه بر مسابقات فوتبال، میزبان بازیهای لیگ فوتبال آمریکایی (NFL)، کنسرتها و رویدادهای فرهنگی است و به یکی از سودآورترین داراییهای باشگاه تبدیل شده است.
هوادار؛ از تماشاگر تا مشتری دائمی
یکی دیگر از تفاوتهای فوتبال مدرن با گذشته، تغییر جایگاه هوادار است. باشگاههای بزرگ جهان دیگر هوادار را صرفاً یک تماشاگر نمیدانند، بلکه او را مشتری دائمی برند خود تلقی میکنند.
فروش پیراهن و محصولات رسمی، عضویت در باشگاه هواداران، اشتراک محتوای اختصاصی، اپلیکیشنهای موبایلی، فروش NFT در سالهای گذشته، تورهای بینالمللی، فروش بلیت پیشفصل و حتی همکاری با پلتفرمهای بازیهای رایانهای، همگی بخشی از زنجیره درآمدی باشگاهها از جامعه هواداری است. میلیونها هوادار رئال مادرید، منچستریونایتد یا بایرن مونیخ در سراسر جهان، هر سال بدون حضور در ورزشگاه نیز برای باشگاه درآمد ایجاد میکنند.
فروش بازیکن؛ درآمدی مهم اما نه ستون اصلی
برخلاف تصور رایج، فروش بازیکن در بسیاری از باشگاههای بزرگ اروپا مهمترین منبع درآمد نیست. هرچند باشگاههایی مانند بنفیکا، آژاکس، پورتو یا برایتون بخش قابل توجهی از درآمد خود را از پرورش و انتقال بازیکنان تأمین میکنند، اما برای غولهای فوتبال اروپا این درآمد بیشتر مکمل مدل تجاری باشگاه است تا ستون اصلی آن.
به همین دلیل، در فوتبال حرفهای امروز موفقیت مالی بیش از آنکه به فروش ستارهها وابسته باشد، به توانایی باشگاه در تبدیل برند، ورزشگاه، رسانه و جامعه هواداری به جریانهای پایدار درآمدی بستگی دارد؛ مدلی که بسیاری از اقتصاددانان ورزش از آن با عنوان تجاریسازی کامل باشگاه فوتبال یاد میکنند.
فوتبال بهعنوان ابزار توسعه اقتصادی؛ پروژه عربستان برای ساخت یک صنعت
اگر باشگاههای بزرگ اروپا طی چند دهه با توسعه برند، افزایش درآمدهای تجاری و جذب سرمایه به غولهای اقتصادی تبدیل شدند، عربستان سعودی تلاش کرده است همین مسیر را با سرعتی بسیار بیشتر و با اتکا به سرمایهگذاری دولتی طی کند. در این کشور، فوتبال دیگر صرفاً یک رقابت ورزشی نیست، بلکه بخشی از راهبرد کلان توسعه اقتصادی و تنوعبخشی به درآمدهای غیرنفتی محسوب میشود.
این نگاه در قالب برنامه چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان (Saudi Vision 2030) دنبال میشود؛ برنامهای که یکی از اهداف اصلی آن، توسعه صنایع گردشگری، سرگرمی و ورزش برای کاهش وابستگی اقتصاد به نفت است. در همین چارچوب، صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان (PIF) در سال ۲۰۲۳ مالکیت ۷۵ درصدی چهار باشگاه بزرگ این کشور یعنی الهلال، النصر، الاتحاد و الاهلی را در اختیار گرفت و عملاً مدیریت پروژه تحول فوتبال عربستان را برعهده گرفت.
خرید ستارهها؛ هزینه یا سرمایهگذاری؟
انتقال کریستیانو رونالدو به النصر در زمستان ۲۰۲۳، آغاز موجی بود که در ادامه با حضور بازیکنانی مانند کریم بنزما، نیمار، انگولو کانته، ریاض محرز، سادیو مانه، روبن نوس و دهها ستاره دیگر ادامه یافت. اگرچه دستمزدهای چند صد میلیون دلاری این بازیکنان در ابتدا با انتقادهایی درباره توجیه اقتصادی این پروژه همراه بود، اما مقامهای سعودی همواره تأکید کردهاند که هدف، صرفاً موفقیت ورزشی نیست، بلکه افزایش ارزش تجاری لیگ، جذب سرمایهگذار، توسعه گردشگری و ارتقای برند بینالمللی عربستان است.
به بیان دیگر، عربستان ستارههای فوتبال را نه فقط به عنوان بازیکن، بلکه به عنوان ابزار بازاریابی جهانی میبیند؛ چهرههایی که میتوانند میلیونها مخاطب جدید را به لیگ این کشور جذب کنند و توجه رسانهها، اسپانسرها و سرمایهگذاران را به فوتبال عربستان معطوف سازند.
نخستین نتایج اقتصادی پروژه
هرچند پروژه فوتبال عربستان هنوز در میانه راه قرار دارد، اما برخی شاخصها نشان میدهد این سرمایهگذاری آثار اقتصادی قابل توجهی به همراه داشته است. بر اساس گزارش وزارت ورزش عربستان، حضور ستارههای بینالمللی موجب افزایش تعداد تماشاگران مسابقات، رشد فروش بلیت، افزایش تقاضا برای محصولات باشگاهها و جهش قابل توجه دنبالکنندگان لیگ و باشگاههای سعودی در شبکههای اجتماعی شده است. همزمان، قراردادهای جدید اسپانسری و همکاریهای تجاری نیز به درآمد باشگاهها افزوده است.
در حوزه رسانه نیز، لیگ حرفهای عربستان توانسته قراردادهای پخش بینالمللی خود را به دهها کشور گسترش دهد؛ موضوعی که تا پیش از حضور ستارههای جهانی تقریباً غیرقابل تصور بود. افزایش مخاطبان خارجی، ارزش تجاری حق پخش را نیز به شکل محسوسی افزایش داده است.
از سوی دیگر، عربستان با میزبانی رویدادهای بزرگ ورزشی، جذب سرمایهگذاری در زیرساختها و در نهایت کسب میزبانی جام جهانی ۲۰۳۴، تلاش کرده است فوتبال را به موتور محرک گردشگری، ساختوساز، اشتغال و سرمایهگذاری خارجی تبدیل کند؛ رویکردی که کاملاً با اهداف چشمانداز ۲۰۳۰ همسو است.
چرا فوتبال ایران همچنان هزینهبر است؟
نگاهی به الگوی درآمدزایی باشگاههای بزرگ اروپا و حتی پروژه توسعه فوتبال در عربستان نشان میدهد موفقیت اقتصادی باشگاهها بر چند ستون اصلی استوار است؛ حق پخش رسانهای، درآمدهای تجاری و اسپانسری، بهرهبرداری اقتصادی از ورزشگاهها، فروش محصولات هواداری، توسعه آکادمی و نقلوانتقالات هدفمند و در نهایت مدیریت حرفهای باشگاه به عنوان یک بنگاه اقتصادی.
اما تقریباً همه این حلقهها در فوتبال ایران یا وجود ندارد یا سهم بسیار ناچیزی در درآمد باشگاهها دارد؛ موضوعی که باعث شده اغلب باشگاههای کشور، به جای آنکه درآمدزا باشند، هر فصل با کسری بودجه بیشتری مواجه شوند.
باشگاههایی که صرفا بودجه خوارند
بخش قابل توجهی از باشگاههای لیگ برتر ایران همچنان وابسته به منابع مالی دولت، شرکتهای دولتی، نهادهای عمومی یا بنگاههای اقتصادی هستند. در چنین مدلی، بقای باشگاه بیش از آنکه به توانایی آن در خلق درآمد وابسته باشد، به تصمیم مالک برای تأمین بودجه سالانه بستگی دارد.
در نتیجه، مدیران باشگاهها نیز معمولاً به جای طراحی مدل کسبوکار، تمرکز خود را بر تأمین بودجه فصل جدید، پرداخت مطالبات بازیکنان و جذب منابع مالی کوتاهمدت میگذارند؛ چرخهای که عملاً فرصت برنامهریزی اقتصادی بلندمدت را از بین میبرد.
حق پخش؛ بزرگترین حلقه مفقوده اقتصاد فوتبال ایران
در اغلب لیگهای معتبر جهان، حق پخش تلویزیونی مهمترین یا دومین منبع درآمد باشگاهها محسوب میشود و بخش عمدهای از هزینههای آنها را پوشش میدهد.
اما در ایران، نبود سازکار مشخص برای توزیع درآمدهای ناشی از پخش مسابقات باعث شده باشگاهها از یکی از مهمترین منابع درآمدی فوتبال حرفهای محروم بمانند. در حالی که لیگ برتر انگلیس تنها از محل فروش حق پخش داخلی و بینالمللی سالانه میلیاردها پوند درآمد کسب میکند، باشگاههای ایرانی همچنان سهم ناچیزی از ارزش رسانهای مسابقات خود دریافت میکنند.
ورزشگاه؛ دارایی بلااستفاده
در فوتبال جهان، ورزشگاه یکی از مهمترین داراییهای اقتصادی باشگاه است؛ اما در ایران، بسیاری از باشگاهها حتی مالک ورزشگاه اختصاصی خود نیستند.
در نتیجه، درآمدهایی مانند فروش جایگاههای VIP، تبلیغات محیطی اختصاصی، فروشگاههای رسمی، موزه باشگاه، تورهای بازدید، برگزاری کنسرت یا رویدادهای تجاری که بخش مهمی از درآمد باشگاههای اروپایی را تشکیل میدهد، عملاً در فوتبال ایران وجود ندارد یا بسیار محدود است.
از سوی دیگر، کیفیت پایین خدمات روز مسابقه نیز باعث شده تجربه حضور در ورزشگاه به یک محصول اقتصادی قابل فروش تبدیل نشود.
هوادار؛ سرمایهای که هنوز به درآمد تبدیل نشده است
باشگاههایی مانند استقلال و پرسپولیس میلیونها هوادار در داخل و خارج از کشور دارند؛ ظرفیتی که در بسیاری از کشورهای دنیا به یکی از مهمترین منابع درآمد باشگاهها تبدیل شده است.
در فوتبال حرفهای، باشگاهها از طریق فروش محصولات رسمی، عضویت هواداری، خدمات دیجیتال، فروش محتوای اختصاصی، فروشگاههای آنلاین و برنامههای وفاداری، سالانه میلیونها دلار درآمد کسب میکنند.
اما در ایران، بازار گسترده کالاهای غیررسمی، ضعف در حفاظت از حقوق مالکیت معنوی و نبود زیرساختهای بازاریابی باعث شده بخش بزرگی از این ظرفیت اقتصادی بلااستفاده باقی بماند.
تغییرات مدیریتی؛ مانعی برای شکلگیری یک مدل اقتصادی
یکی دیگر از چالشهای فوتبال ایران، بیثباتی مدیریتی است. تغییر مکرر مدیران باعث میشود بسیاری از برنامههای اقتصادی پیش از رسیدن به نتیجه متوقف شوند و هر مدیریت، مسیر متفاوتی را در پیش بگیرد.
در حالی که باشگاههای بزرگ جهان استراتژیهای تجاری پنج تا ده ساله تدوین میکنند، بسیاری از باشگاههای ایرانی همچنان با نگاه کوتاهمدت و فصلبهفصل اداره میشوند.

تجربه باشگاههای بزرگ اروپا و پروژه تحول فوتبال عربستان نشان میدهد که موفقیت اقتصادی در فوتبال، بیش از آنکه به تعداد جامها یا ارزش بازیکنان وابسته باشد، به مدل کسبوکار باشگاه بستگی دارد. باشگاهی که بتواند برند، ورزشگاه، رسانه، هوادار و حتی تجربه روز مسابقه را به داراییهای درآمدزا تبدیل کند، حتی در سالهایی که موفقیت ورزشی کمتری دارد نیز از ثبات مالی برخوردار خواهد بود.
در مقابل، فوتبال ایران همچنان با چالشهای ساختاری مانند نبود نظام کارآمد حق پخش، بهرهبرداری محدود از ظرفیتهای تجاری، ضعف در بازاریابی، مالکیت دولتی و بیثباتی مدیریتی مواجه است؛ چالشهایی که باعث شده باشگاهها بیش از آنکه تولیدکننده ثروت باشند، مصرفکننده منابع مالی باشند. تا زمانی که این نگاه تغییر نکند، حتی افزایش بودجه یا تزریق منابع جدید نیز احتمالاً تنها بخشی از مشکلات کوتاهمدت را حل خواهد کرد، نه مسئله اصلی را؛ مسئلهای که به نبود یک اقتصاد پایدار برای باشگاهداری بازمیگردد.
نظر شما