به گزارش تازه های اقتصاد؛ حملات نظامی به نقاط مختلف جنوب کشور، تشدید تنش در خلیج فارس، افزایش حملات سایبری به زیرساختهای حیاتی و تداوم جنگ رسانهای، نشان میدهد میدان این رویارویی بسیار گستردهتر از آن چیزی است که تنها در تصاویر موشکها و پهپادها دیده میشود.
در تازهترین دور حملات، جنوب ایران بار دیگر به یکی از کانونهای اصلی درگیری تبدیل شده است. در بمپور، پادگان تیپ ۳۸۸ ارتش هدف حمله قرار گرفت که بر اساس اعلام ارتش، این حمله با شلیک ۱۳ موشک انجام شد و در نتیجه آن هفت سرباز ارتش، بیرحمانه شهید و ۴۵ نفر دیگر مجروح شدند.
شامگاه چهارشنبه نیز حمله به محدوده بیمارستان شهید بقایی اهواز نیز توجه افکار عمومی را به خود جلب کرد. انتشار تصاویر و گزارشهایی از تخلیه بیماران و انتقال بخشهایی از خدمات درمانی، نگرانیها درباره امنیت مراکز درمانی در شرایط جنگی را افزایش داد. هرچند مسئولان درمانی تلاش کردند روند ارائه خدمات با کمترین اختلال ادامه یابد، اما این رخداد نشان داد که حتی مراکزی که نقشی کاملاً درمانی دارند نیز از تبعات جنگ در امان نیستند.
حملات به جنوب، تنها بخشی از تصویری است که این روزها از میدان درگیری دیده میشود. گزارشها از حملات به نقاط مختلف کشور و فعال شدن سامانههای پدافندی در چندین استان حکایت دارد؛ وضعیتی که نشان میدهد جنگ، ابعاد گستردهتری پیدا کرده است.
در سوی دیگر، خلیج فارس به یکی از حساسترین جبهههای این رویارویی تبدیل شده است. افزایش حضور نظامی آمریکا، تشدید کنترل مسیرهای دریایی و تنش بر سر تنگه هرمز، منطقهای را در کانون بحران قرار داده که بخش مهمی از صادرات انرژی جهان از آن عبور میکند. هر تحول امنیتی در این آبراه میتواند بر قیمت نفت، هزینه حملونقل دریایی، بیمه کشتیها و تجارت جهانی اثر بگذارد. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند نبرد در خلیج فارس صرفاً یک تقابل نظامی نیست، بلکه بخشی از جنگی اقتصادی با پیامدهای بینالمللی است.
اما شاید پیچیدهترین جبهه این جنگ، جایی باشد که نه صدای انفجار شنیده میشود و نه تصویری از دود و آتش دیده میشود؛ جنگ سایبری. در سالهای اخیر، حملات سایبری به یکی از ابزارهای اصلی رویارویی میان کشورها تبدیل شده و زیرساختهای حیاتی، بیش از هر زمان دیگری در معرض تهدید قرار گرفتهاند.
در این میان، نظام بانکی و زیرساختهای مالی کشور یکی از مهمترین اهداف این حملات بوده است. تلاش برای ایجاد اختلال در خدمات بانکداری الکترونیک، شبکه پرداخت، سامانههای انتقال وجه و سایر خدمات مالی، با این هدف انجام شده که اعتماد عمومی، فعالیت کسبوکارها و جریان عادی اقتصاد را هدف قرار دهد.
جنگ رسانهای نیز میدان دیگری است که هرچند سالهاست جریان دارد، اما با افزایش درگیریها، جنگ در این جبهه نیز بیش از هر زمان دیگر نمایان شده است.
در کنار همه این جبههها، اقتصاد نیز زیر فشار قرار دارد. افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی، نوسانات بازارهای مالی، افزایش هزینههای حملونقل و بیمه، فشار بر زنجیره تأمین و نااطمینانی در فضای کسبوکار، از جمله پیامدهایی است که همزمان با تشدید تنشها خود را نشان میدهد و اقتصاد را یکی از خطوط مقدم این رویارویی تبدیل کرده است؛ خط مقدمی که هر تصمیم در آن میتواند بر معیشت میلیونها نفر اثر بگذارد.
جنگ امروز، دیگر تنها نبرد موشکها و هواپیماها نیست. از بمپور و اهواز تا آبهای خلیج فارس، از مراکز داده و شبکههای بانکی تا رسانهها و بازارهای مالی، جبهههای متعددی همزمان فعال شدهاند. ویژگی این جنگ، چندلایه بودن آن است؛ جنگی که در آن، امنیت نظامی، امنیت اقتصادی، امنیت سایبری و امنیت اطلاعاتی به یکدیگر گره خوردهاند و مدیریت هر کدام، بدون توجه به دیگری ممکن نیست.
در چنین شرایطی، بیش از هر زمان دیگری نیاز به همصدایی و وفاق ملی احساس میشود. جنگی که همزمان در جبهههای نظامی، اقتصادی، سایبری و رسانهای جریان دارد، تنها با اتکا به توان دفاعی مدیریت نمیشود؛ حفظ انسجام اجتماعی و پرهیز از شکافهای داخلی نیز بخشی از مؤلفههای تابآوری کشور است.
در روزهایی که هر جبههای بهدنبال فرسایش توان ایران است، آنچه میتواند بزرگترین سرمایه ملی باشد، همدلی و همبستگی حول یک هدف مشترک است؛ اینکه فارغ از اختلاف دیدگاهها، قلبها برای یک نام بتپد؛ ایران.
نظر شما