به گزارش خبرنگار تازههای اقتصاد، در حالی که تِم نشست تابستانی مجمع جهانی اقتصاد (داوس) در سال ۲۰۲۶ «نوآوری در مقیاس گسترده» بود، مرور مباحث مطرحشده در این اجلاس نشان میدهد مهمترین دغدغه اقتصاد جهان دیگر صرفاً افزایش نرخ رشد یا گسترش تجارت آزاد نیست. آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری ذهن دولتها، شرکتهای بزرگ و سرمایهگذاران را به خود مشغول کرده، حفظ رشد اقتصادی در جهانی مملو از بحرانها و نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی است؛ تغییری که از آن میتوان به عنوان شکلگیری پارادایم جدید اقتصاد جهانی یاد کرد.
نشست «داوس تابستانی» که از اول تا چهارم تیرماه ۱۴۰۵ در شهر دالیان چین برگزار شد، میزبان ۲۰۰۱ شرکتکننده از ۹۰ کشور بود. در این نشست ۹۰ مقام دولتی، ۲۰۰ نوآور حوزه فناوری، ۸۰ استاد دانشگاه و صدها مدیر ارشد شرکتهای بینالمللی حضور داشتند و در۱۷۳ نشست تخصصی درباره آینده اقتصاد، فناوری، انرژی و ژئوپلیتیک به بحث و تبادل نظر پرداختند. این ترکیب متنوع از سیاستگذاران، دانشگاهیان و مدیران بنگاههای اقتصادی، تصویری نسبتاً دقیق از اولویتهای جدید اقتصاد جهان ارائه میدهد.
نگاهی به دستورکار رسمی اجلاس و همچنین گزارشهای منتشرشده همزمان با آن نشان میدهد مفاهیمی مانند «تابآوری رشد»، «امنیت زنجیرههای تأمین»، «ریسکزدایی»، «امنیت انرژی» و «تابآوری زیرساختهای دیجیتال» بیش از هر موضوع دیگری مورد توجه قرار گرفتهاند؛ مفاهیمی که تا چند سال پیش در حاشیه ادبیات اقتصاد جهانی قرار داشتند اما امروز به محور اصلی سیاستگذاری اقتصادی تبدیل شدهاند.
این تغییر، تنها در گزارشهای رسمی داوس دیده نمیشود. محمود سریعالقلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی که به دعوت مجمع جهانی اقتصاد در نشست دالیان حضور داشت، نیز در گزارش مشروح خود از این اجلاس، بارها به همین مفاهیم اشاره میکند. او در روایت خود، از «تابآوری در فرآیند رشد»، «اختلال در زنجیرههای عرضه»، «ریسکزدایی»، «امنیت انرژی» و تأثیر رقابتهای ژئوپلیتیکی بر تصمیمهای اقتصادی به عنوان مهمترین محورهای مباحث مطرحشده در دالیان یاد میکند؛ موضوعاتی که نشان میدهد جهان امروز بیش از آنکه نگران سرعت رشد باشد، به دنبال حفظ پایداری رشد در شرایط بحران است.
جهانیسازی دیگر پاسخگوی همه بحرانها نیست
برای درک این تغییر باید به منطق حاکم بر اقتصاد جهانی در سه دهه گذشته بازگشت.
در سالهای پس از پایان جنگ سرد، جهانیسازی بر این فرض استوار بود که تولید باید در هر نقطهای انجام شود که هزینه کمتری دارد و کالاها، سرمایه و فناوری بدون مانع میان کشورها جابهجا شوند. حاصل این رویکرد، شکلگیری زنجیرههای پیچیده ارزش بود؛ زنجیرههایی که در آنها ممکن بود طراحی یک محصول در آمریکا انجام شود، قطعات آن در شرق آسیا تولید شود، مواد اولیه از آفریقا تأمین شود و مونتاژ نهایی در کشوری دیگر صورت گیرد.
این مدل طی سالها، بهرهوری اقتصاد جهانی را افزایش داد، اما در عین حال وابستگی کشورها به یکدیگر را نیز به شکل بیسابقهای گسترش داد؛ وابستگیای که با وقوع چند بحران پیاپی، به یکی از نقاط ضعف اقتصاد جهانی تبدیل شد.
همهگیری کووید-۱۹ نخستین هشدار جدی بود. تعطیلی کارخانهها و بنادر، کمبود تراشههای الکترونیکی، اختلال در حملونقل دریایی و کمبود مواد اولیه نشان داد که توقف فعالیت در یک نقطه از جهان میتواند خطوط تولید را هزاران کیلومتر دورتر از آن متوقف کند. پس از آن، جنگ روسیه و اوکراین، بازار جهانی انرژی، غلات و کودهای شیمیایی را با شوک روبهرو کرد و همزمان رقابت فناوری میان آمریکا و چین، محدودیتهای گستردهای بر تجارت نیمههادیها، تجهیزات پیشرفته و مواد معدنی راهبردی اعمال کرد.
در ادامه نیز حملات به کشتیهای تجاری در دریای سرخ و در نهایت جنگ اخیر علیه ایران و پیامدهای آن بر امنیت خلیج فارس و توقف عبور بخش قابل توجهی از نفتکشها از تنگه هرمز، بار دیگر نشان داد که اختلال در چند گلوگاه ژئوپلیتیکی میتواند هزینه تجارت جهانی، نرخ بیمه دریایی، قیمت انرژی و انتظارات تورمی را به سرعت تحت تأثیر قرار دهد.
در چنین شرایطی، دیگر هدف دولتها صرفاً یافتن ارزانترین زنجیره تأمین نیست؛ بلکه یافتن مطمئنترین زنجیره تأمین به اولویت تبدیل شده است؛ تغییری که بسیاری از اقتصاددانان از آن به عنوان گذار از منطق «حداکثر بهرهوری» به منطق «حداقل آسیبپذیری» یاد میکنند.
«ریسکزدایی»؛ پارادایم جدید اقتصاد جهانی
یکی از مفاهیمی که در سالهای اخیر بهسرعت وارد ادبیات اقتصاد بینالملل شده و در نشست امسال دالیان نیز بارها مورد تأکید قرار گرفت، «ریسکزدایی» است؛ مفهومی که اگرچه در ظاهر به «کاهش ریسک» اشاره دارد، اما در عمل از تغییری عمیق در نگاه دولتها به اقتصاد جهانی حکایت میکند.
بر اساس گزارش محمود سریعالقلم از نشست دالیان، در یکی از پنلهای تخصصی اجلاس، بر این نکته تأکید شد که «خودکفایی کامل» دیگر نه ممکن است و نه مطلوب. اقتصاد جهانی چنان در هم تنیده شده که هیچ کشوری، حتی قدرتهای اقتصادی، قادر نیست تمام نیازهای خود را بدون تعامل با دیگر کشورها تأمین کند. از همین رو، برخلاف برخی پیشبینیها در سالهای گذشته، هدف سیاستگذاران نه «جداسازی اقتصادها» بلکه «ریسکزدایی» از روابط اقتصادی است.
تفاوت این دو رویکرد، تفاوتی بنیادین است. «جداسازی» به معنای قطع یا کاهش شدید وابستگیهای اقتصادی میان کشورهاست، اما «ریسکزدایی» به دنبال حفظ تعاملات اقتصادی، همراه با کاهش آسیبپذیری در بخشهای حساس است. به بیان دیگر، کشورها همچنان تجارت میکنند، سرمایه جذب میکنند و در زنجیرههای جهانی تولید باقی میمانند، اما تلاش میکنند در حوزههایی مانند انرژی، نیمههادیها، مواد معدنی حیاتی، دارو، امنیت غذایی و زیرساختهای دیجیتال، وابستگی خود را به حداقل برسانند.
این تغییر رویکرد، امروز بهوضوح در سیاستهای اقتصادی قدرتهای بزرگ قابل مشاهده است. ایالات متحده با تصویب قوانین حمایتی برای توسعه صنعت نیمههادی، اتحادیه اروپا با اجرای برنامههای تقویت صنایع راهبردی و چین با سرمایهگذاری گسترده در فناوریهای بومی، همگی در حال بازتعریف مفهوم امنیت اقتصادی هستند؛ امنیتی که دیگر تنها به ذخایر ارزی یا تراز تجاری محدود نمیشود، بلکه دسترسی پایدار به فناوری، مواد اولیه، انرژی و داده را نیز در بر میگیرد.
امنیت اقتصادی دیگر فقط نفت نیست
یکی دیگر از نکاتی که در گزارش سریعالقلم از نشست دالیان به چشم میخورد، تغییر نگاه به مفهوم «امنیت اقتصادی» است. به روایت او، رقابتهای ژئوپلیتیکی، اعمال تعرفهها، تحریمها، محدودیتهای سرمایهگذاری خارجی و کنترل صادرات فناوری، موجب شده بسیاری از کشورها سطح ذخایر راهبردی خود را افزایش دهند؛ از انرژی و فلزات کمیاب گرفته تا مواد غذایی و مواد اولیه صنایع.
در واقع، آنچه تا چند سال پیش از نگاه اقتصاد کلاسیک، هزینهای اضافی تلقی میشد، امروز به بخشی از هزینه حفظ امنیت اقتصادی تبدیل شده است. نگهداری ذخایر بیشتر، متنوعسازی تأمینکنندگان، انتقال بخشی از خطوط تولید به کشورهای همسو و سرمایهگذاری در ظرفیتهای داخلی، همگی اقداماتی هستند که دولتها برای افزایش تابآوری اقتصاد خود در برابر شوکهای آینده دنبال میکنند.
این روند، یکی از مهمترین تفاوتهای اقتصاد امروز با دوران اوج جهانیسازی است. اگر در گذشته موفقترین بنگاه، شرکتی بود که کمترین هزینه تولید را داشت، امروز موفقترین بنگاه، شرکتی است که بتواند حتی در شرایط جنگ، تحریم، اختلال در حملونقل یا بحرانهای ژئوپلیتیکی نیز زنجیره تأمین خود را حفظ کند.
تنگه هرمز؛ آزمونی برای مفهوم تابآوری
تحولات اخیر غرب آسیا، نمونهای عینی از همین تغییر پارادایم است. جنگ اخیر علیه ایران و تنشهای ناشی از آن، بار دیگر نشان داد که امنیت انرژی همچنان یکی از حساسترین متغیرهای اقتصاد جهانی است. هرگونه اختلال در تردد دریایی در خلیج فارس و تنگه هرمز، بلافاصله بر بازارهای نفت، هزینه حملونقل، نرخ بیمه کشتیها و انتظارات فعالان اقتصادی اثر میگذارد؛ موضوعی که بار دیگر اهمیت تابآوری زنجیرههای تأمین را به دولتها و بنگاههای اقتصادی یادآوری کرد.
اشاره به این موضوع، تنها برداشت ناظران بیرونی نیست. سریعالقلم در گزارش خود مینویسد که لی چیانگ، نخستوزیر چین، در سخنرانی افتتاحیه اجلاس، با اشاره به تحولات خلیج فارس، بر مفهوم «ثبات» به عنوان مهمترین پایه حکمرانی اقتصادی تأکید کرد. او تصریح کرد که چین، با وجود نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی، تلاش کرده مسیر رشد تدریجی، حمایت از بخش خصوصی و بهبود سطح زندگی شهروندان را حفظ کند.
این تأکید بر «ثبات»، با فضای کلی نشست نیز همخوانی داشت. در دالیان، ثبات دیگر صرفاً به معنای کنترل تورم یا تعادل بودجه نبود؛ بلکه به معنای توانایی اقتصادها برای ادامه فعالیت، حتی در مواجهه با بحرانهای پیشبینیناپذیر تعبیر میشد.
وقتی جنگ، محور گفتوگوهای داوس شد
برخلاف بسیاری از دورههای گذشته، نشست امسال دالیان در شرایطی برگزار شد که تنشهای نظامی در غرب آسیا و پیامدهای آن بر بازارهای جهانی، به یکی از مهمترین دغدغههای سیاستگذاران و فعالان اقتصادی تبدیل شده بود. از همین رو، مفاهیمی مانند «تابآوری»، «امنیت زنجیره تأمین»، «ریسکزدایی» و «ثبات» نه صرفاً بهعنوان مباحثی نظری، بلکه در متن یکی از مهمترین بحرانهای ژئوپلیتیکی سال مورد بحث قرار گرفت.
در گزارش محمود سریعالقلم از این اجلاس نیز بازتاب این نگرانیها بهوضوح دیده میشود. او مینویسد لی چیانگ، نخستوزیر چین، در سخنرانی افتتاحیه خود با اشاره به تحولات خلیج فارس تأکید کرد که با وجود نااطمینانیهای ناشی از این بحران، چین تلاش کرده مسیر رشد اقتصادی، حمایت از بخش خصوصی و ارتقای سطح رفاه شهروندان را حفظ کند. انتخاب «ثبات» به عنوان کلیدواژه اصلی این سخنرانی، نشان میدهد که از نگاه دومین اقتصاد بزرگ جهان، مهمترین چالش امروز، حفظ رشد در دل بحرانهاست، نه صرفاً دستیابی به نرخهای بالاتر رشد.
تحولات خلیج فارس نیز نمونهای عینی از همین واقعیت است. این منطقه همچنان یکی از مهمترین شریانهای تجارت انرژی جهان به شمار میرود و هرگونه افزایش ریسک امنیتی در آن، مستقیماً بر قیمت نفت، هزینه حملونقل دریایی، نرخ بیمه کشتیها و انتظارات فعالان اقتصادی اثر میگذارد. به همین دلیل، امنیت مسیرهای انتقال انرژی دیگر تنها یک مسئله منطقهای نیست، بلکه بخشی از معادله تابآوری اقتصاد جهانی محسوب میشود.
اقتصاد جهانی؛ به دنبال دوام رشد
مرور مباحث مطرحشده در نشست تابستانی مجمع جهانی اقتصاد نشان میدهد اقتصاد بینالملل وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که در آن، حفظ رشد اقتصادی در شرایط بحران، به اندازه خود رشد اهمیت یافته است. از همین رو، مفاهیمی مانند تابآوری، امنیت زنجیرههای تأمین، تنوعبخشی به شرکای تجاری، سرمایهگذاری در فناوریهای راهبردی و کاهش وابستگی در بخشهای حساس، به بخش ثابت ادبیات سیاستگذاری اقتصادی جهان تبدیل شدهاند.
گزارش محمود سریعالقلم از نشست دالیان نیز همین تصویر را ترسیم میکند. از تأکید نخستوزیر چین بر «ثبات» و «قابل پیشبینی بودن سیاستها» گرفته تا مباحث مطرحشده درباره ریسکزدایی، امنیت انرژی و فناوری، همگی نشان میدهد که دولتها و بنگاههای اقتصادی در حال بازتعریف مفهوم قدرت اقتصادی هستند؛ قدرتی که بیش از هر چیز، به توانایی ادامه فعالیت در شرایط بحران وابسته است.
شاید مهمترین پیام نشست امسال دالیان را بتوان در یک جمله خلاصه کرد؛ اگر جهانیسازی در سه دهه گذشته بر پایه حداکثر کارایی و حداقل هزینه شکل گرفته بود، اقتصاد جهان امروز در حال حرکت به سوی الگویی است که در آن حداکثر تابآوری و حداقل آسیبپذیری اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
برای اقتصاد ایران نیز، مرور این تحولات صرفاً آشنایی با تازهترین مباحث مطرحشده در مجمع جهانی اقتصاد نیست؛ بلکه فرصتی است برای بازاندیشی در این پرسش که در نظمی که «تابآوری» به معیار جدید قدرت اقتصادی تبدیل شده، چه الزامات و پیشنیازهایی برای افزایش مقاومت اقتصاد در برابر شوکهای خارجی وجود دارد و سیاستگذاری اقتصادی تا چه اندازه خود را با این پارادایم جدید هماهنگ کرده است.
نظر شما