به گزارش خبرنگار تازههای اقتصاد، در روزهای جنگ، بسیاری از کسبوکارها با رکود مواجه شدند؛ اما برخی مشاغل بیش از آنکه از کمبود سرمایه آسیب ببینند، از غیبت مردم ضربه خوردند. تئاتر یکی از همین حوزههاست. اگر کارخانهای با خاموش شدن دستگاههایش متوقف میشود، تئاتر با خالی شدن صندلیهای سالن از حرکت میایستد. هنرهای نمایشی بیش از هر هنر دیگری به حضور مخاطب وابستهاند.
جنگ اخیر و فضای نااطمینانی ناشی از آن، بار دیگر آسیبپذیری اقتصاد تئاتر ایران را آشکار کرد؛ اقتصادی که هنوز از پیامدهای سالهای کرونا، کاهش قدرت خرید خانوارها و افت مستمر مخاطبان به طور کامل عبور نکرده بود. در ظاهر، خسارتهای جنگ به تئاتر شاید به اندازه صنایع بزرگ اقتصادی به چشم نیاید؛ اما پشت هر اجرای لغوشده، زنجیرهای از مشاغل قرار دارد؛ از بازیگران و کارگردانان گرفته تا طراحان صحنه، نور، صدا، گریم، روابط عمومی و نیروهای اجرایی سالنها. هر شب اجرای از دست رفته، به معنای درآمدی است که میان دهها نفر توزیع نمیشود.
از اسفند ۱۴۰۴ که حملات هوایی به تهران و دیگر کلانشهرها آغاز شد، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بخشنامه فوری برای لغو تمام اجراهای زنده صادر کرد، بر اساس آمار گردآوریشده توسط خانه تئاتر ایران، ۶۲.۴ درصد از کل اجراهای برنامهریزیشده برای نیمه دوم اسفند و فروردین به طور کامل کنسل شدند، نزدیک به ۳۰ درصد دیگر از نمایشها با تغییر سالن، تاریخ یا حذف بخشهایی از اجرا به صحنه بازگشتند، اما با کاهش شدید تماشاگر مواجه شدند، تنها حدود ۷.۶ درصد از اجراها توانستند بدون تغییر و با استقبال نسبی ادامه یابند که عمدتاً به سالنهای کوچک خصوصی در مناطق کمتر درگیر اختصاص داشت، اگرچه تئاتر برخلاف برخی حوزههای میراث فرهنگی با تخریب کامل روبهرو نشد، اما حملات به کاخ گلستان (تنها میراث جهانی یونسکو در پایتخت) و نزدیکی انفجارها به تالار وحدت و تئاتر شهر، ضربهای نمادین به امنیت روانی وارد کرد.
وحید لک، تهیهکننده و معاون توسعه هنرهای نمایشی، در گفتوگو با خبرنگار تازههای اقتصاد؛ معتقد است تئاتر از جمله حوزههایی است که بیشترین تأثیر را از تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی میپذیرد. به گفته او، «هنرهای نمایشی نفس به نفس مخاطبش زنده است و هر اتفاقی که جامعه را دچار اضطراب و نگرانی کند، مستقیما بر حیات این هنر اثر میگذارد.»

آمارهایی از روزهای روشنِ پیش از بحران
برای درک بهتر ضربه جنگ به اقتصاد تئاتر، باید نگاهی به وضعیت پیش از آن بیندازیم. وحید لک با ارائه آماری قابلتأمل از روزهای پیش از آغاز «جنگ رمضان» میگوید: «تا قبل از این اتفاقات، شرایط و وضعیت عمومی تئاتر تقریباً مساعد بود و جامعه تئاتری و مخاطبین سیر طبیعی تولید و استقبال را طی میکردند. به عنوان مثال، در آن مقطع حدود ۳۷۰ گروه نمایشی در پایتخت روی صحنه بودند و تولیدات خود را به مخاطبین عرضه میکردند. تنها در دیماه، نزدیک به ۴۷ میلیارد تومان فروش بلیت در پایتخت داشتیم که این آمار، حتی خارج از فروش نمایشهای کمدی شبانه محاسبه شده است.».
اما با شروع جنگ رمضان، این روند صعودی متوقف شد. لک اشاره میکند که با شروع جنگ، سالنها به تعطیلی کشیده شدند و مخاطبان نیز بالطبع تحت تأثیر شرایط، دیدن آثار را به وقت مناسبتری موکول کردند. نگرانی عمومی و احتیاط خانوادهها باعث شد بسیاری از گروههای نمایشی ترجیح دهند اجرای آثار خود را به تعویق بیندازند؛ تصمیمی که به معنای توقف جریان درآمدی گروهها و افزایش ریسک مالی تولیدات نمایشی بود.
بازگشت تدریجی به صحنه
با وجود همه دشواریها، پس از عادی شدن شرایط، نشانههایی از بازگشت رونق دیده میشود. معاون توسعه هنرهای نمایشی خبر از بهبود اوضاع میدهد و میگوید: «تقریباً از اردیبهشتماه سال جاری، گروههای نمایشی مجدداً به وضعیت سابق بازگشتند و تولیدات بهتدریج افزایش یافت؛ بهطوریکه در اردیبهشتماه حدود ۱۰۹ گروه نمایشی فعالیت خود را از سر گرفتند و با استقبال مخاطبین، گیشههای تئاتر و سایتهای فروش بلیت مبلغی بیش از ۱۵ میلیارد تومان را ثبت کردند.»
به گفته این تهیهکننده تئاتر، این آمار ۱۵ میلیاردی تقریبی است و فروش برخی از سالنهای خصوصی و شبانه در آن لحاظ نشده است. با این حال، او ابراز اطمینان میکند که در فصل تابستان، تولیدات و استقبال مخاطبین افزایش بیشتری خواهد یافت.

در کنار آمارهای بازگشت تدریجی مخاطبان، برخی از هنرمندان تئاتر معتقدند چالشهای این هنر تنها به تعطیلی سالنها و کاهش فروش محدود نمیشود. مهدی امیری، نویسنده و کارگردان تئاتر، در یادداشتی درباره تئاتر پس از جنگ، بر این باور است که مهمترین تحول این دوره، تغییر نگاه هنرمندان به روایت جنگ بوده است. به اعتقاد او، تئاتر پساجنگ بیش از آنکه به بازنمایی حماسههای میدان نبرد بپردازد، به سراغ پیامدهای روانی و اجتماعی جنگ در زندگی روزمره انسانها رفته و روایتهای شخصی، تنهایی، اضطراب و بحران هویت را جایگزین روایتهای کلان کرده است. امیری همچنین تأکید میکند که محدودیت منابع مالی، گروههای نمایشی را به سمت تولیدهای کمهزینه، خلاقانه و مستقل سوق داده و همین شرایط، زمینه شکلگیری گونهای از تئاتر صمیمیتر و متکی بر گفتوگو با مخاطب را فراهم کرده است.
تئاتر؛ مصداق عینی وفاق و همصدایی با دولت جدید
وحید لک با نگاهی عمیقتر به ماهیت این هنر، تئاتر را نمونه بارز همبستگی اجتماعی میداند و میگوید: «مصداق بارز وفاق، تئاتر و گروه تئاتری است. تئاتر اساساً به دنبال نقد رفتارها، نبودنها و نشدنهاست و بیش از آنکه رنگوبوی سیاسی داشته باشد، با مفاهیم اجتماعی و انسانی سروکار دارد. مأموریت تئاتر اصلاح جامعه است و معتقد است ساختن به تنهایی امکانپذیر نیست؛ پس به با هم بودن و با هم ساختن میاندیشد.»
وی این رویکرد را همسو با گفتمان دولت جدید میداند و میافزاید: «این کلیدواژه مشترکِ تئاتر و گفتمان رئیسجمهور محترم است. نگاه به دوردستها، گریز از مرکزمحوری، صریحگویی، پرهیز از محافظهکاری و نقد شرایط موجود با احترام به اصول، فصل مشترک دولت جدید و تئاتر است. این یک هوای تازه و فرصتی است که هم مدیران و هم هنرمندان باید قدر آن را بدانند؛ چراکه هنرمند تئاتر عمری است با وفاق و زندگی گروهی خو گرفته و مصداق عینی آن است.»
این هنر، پیش از آنکه به بودجه و ساختمان وابسته باشد، به حال و هوای جامعه وابسته است. صحنه تئاتر زمانی جان میگیرد که مردم دوباره بخواهند کنار یکدیگر بنشینند، روایت بشنوند و بخشی از یک تجربه جمعی باشند. وحید لک در پایان صحبتهایش ابراز امیدواری میکند که دولتمردان و مسئولین عالی عرصه فرهنگ، قدردان تلاش خانواده محترم و مخاطبین ارزشمند تئاتر باشند. زیرا در نهایت، تئاتر زمانی زنده است که جامعه بخواهد نفس بکشد و هنرمند نیز بتواند در فضایی توأم با آرامش و وفاق، همنفس با مخاطبش روی صحنه بایستد.
به قول مهدی امیری؛ تئاتر پساجنگ ما، تئاتر «میانبودگی» بود؛ میان سوگ و شوق، میان ویرانه و بازسازی، میان سکوت و فریاد. و چه بخواهیم چه نخواهیم، اصیلترین شکل تئاتر، از دل همین دوپارگیها زاده میشود. جایی که انسان، بینقاب، روی صحنه راه میرود و تماشاگر در تاریکی، سایهٔ خودش را میبیند که برای لحظهای، از قید فراموشی رها شده است.
خبرنگار: هانیه محمدی
نظر شما