چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۰
معادله واشنگتن و آینده اقتصاد ایران

روح‌الله کهن‌هوش‌نژاد، استادیار دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، در یادداشتی اختصاصی برای «تازه‌های اقتصاد» به بررسی پیامدهای پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا بر سیاست این کشور در قبال ایران، آینده جنگ و تحریم‌ها و آثار احتمالی این تحولات بر اقتصاد ایران و بازارهای جهانی پرداخت.

پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای و کسب اکثریت در هر دو مجلس نمایندگان و سنا، شکستی سیاسی برای دونالد ترامپ محسوب می‌شود و می‌تواند در دو سال پایانی ریاست‌جمهوری او، فضای تصمیم‌گیری در واشنگتن را تغییر دهد. دموکرات‌ها اکنون امکان بیشتری برای نظارت بر عملکرد دولت و محدودکردن برنامه‌های قانون‌گذاری آن دارند. بااین‌حال، ترامپ همچنان رئیس‌جمهور است و اختیارات مهمی در حوزه سیاست خارجی، عملیات نظامی و برخی تصمیمات اقتصادی و تجاری در اختیار دارد. بنابراین، پیروزی دموکرات‌ها به معنای تغییر فوری سیاست آمریکا در قبال ایران نیست.

تأثیر انتخابات آمریکا بر اقتصاد ایران

مهم‌ترین کانال اثرگذاری انتخابات آمریکا بر اقتصاد ایران، سیاست تحریم‌ها و میزان سخت‌گیری در اجرای آنهاست. تحریم‌های نفتی، محدودیت‌های بانکی، فشار بر شرکت‌های حمل‌ونقل و بیمه و محدودسازی دسترسی ایران به منابع ارزی، مستقیماً بر درآمدهای ارزی کشور اثر می‌گذارند.

پیروزی دموکرات‌ها ممکن است نظارت بر سیاست‌های دولت ترامپ را افزایش دهد، اما الزاماً به کاهش فشار تحریمی منجر نمی‌شود. حتی در میان دموکرات‌ها نیز درباره برنامه هسته‌ای ایران و سیاست منطقه‌ای تهران دیدگاه‌های سخت‌گیرانه‌ای وجود دارد. ازاین‌رو، باید میان تغییر در توازن سیاسی کنگره و تغییر واقعی در سیاست تحریم‌ها تمایز قائل شد.

مهم‌ترین متغیر جدید در ارزیابی اقتصاد ایران، احتمال تداوم جنگ و بازگشت عملیات نظامی گسترده است. گزارش‌های روزهای اخیر از حملات محدود آمریکا به اهدافی در جزیره قشم، افزایش تحرکات نظامی و تداوم اختلافات در مذاکرات حکایت دارد. همچنین گزارش‌هایی درباره هشدار آمریکا به برخی کشورهای منطقه برای آمادگی در برابر احتمال حملات مجدد پس از انتخابات منتشر شده است؛ هرچند هنوز تصمیم قطعی برای آغاز عملیات گسترده اعلام نشده است.

در این شرایط، سه سناریو قابل تصور است:

  • سناریوی نخست؛ مهار تنش و توافق: میانجیگری کشورهای منطقه، به‌ویژه قطر، به توافقی برای توقف درگیری‌ها، بازگشایی مسیرهای تجاری و آغاز مذاکرات جدی‌تر منجر شود. در این وضعیت، کاهش ریسک سیاسی می‌تواند به بهبود انتظارات اقتصادی ایران، تعدیل تقاضای احتیاطی ارز و کاهش هزینه تجارت خارجی کمک کند.
  • سناریوی دوم؛ تداوم جنگ محدود و فرسایشی: حملات پراکنده، درگیری‌های دریایی، عملیات پهپادی و موشکی و فشارهای متقابل بدون بازگشت به جنگ تمام‌عیار ادامه یابد. این وضعیت می‌تواند اقتصاد ایران را با نااطمینانی مزمن، افزایش هزینه‌های دفاعی و تجاری، کاهش تمایل سرمایه‌گذاران و فشار بر منابع مالی دولت مواجه کند.
  • سناریوی سوم؛ ازسرگیری جنگ گسترده: حملات وسیع‌تر آمریکا و اسرائیل به زیرساخت‌های نظامی، انرژی و اهداف راهبردی ایران از سر گرفته شود و پاسخ‌های متقابل نیز دامنه جغرافیایی درگیری را گسترش دهد. در این حالت، علاوه بر خسارات مستقیم اقتصادی و زیرساختی، احتمال اختلال در صادرات نفت، تجارت دریایی، حمل‌ونقل و دسترسی به منابع ارزی افزایش خواهد یافت.

نکته مهم آن است که شکست انتخاباتی جمهوری‌خواهان می‌تواند هزینه سیاسی ادامه جنگ برای دولت ترامپ را افزایش دهد؛ به‌خصوص اگر جنگ به افزایش قیمت سوخت، فشار بر بودجه آمریکا و نارضایتی افکار عمومی منجر شود. اما این موضوع به‌تنهایی مانع تصمیم نظامی رئیس‌جمهور نیست. حتی احتمال دارد دولت برای نمایش قدرت یا دستیابی به امتیاز در مذاکرات، در کوتاه‌مدت سیاست فشار نظامی را ادامه دهد. از سوی دیگر، محدودیت‌های سیاسی داخلی می‌تواند انگیزه دولت برای یافتن راه خروج دیپلماتیک از جنگ را تقویت کند.

در نتیجه، انتخابات آمریکا دو اثر بالقوه متضاد دارد: افزایش هزینه سیاسی تداوم جنگ و در عین حال، ایجاد انگیزه برای اعمال فشار نظامی بیشتر با هدف دستیابی به نتیجه‌ای قابل عرضه در داخل آمریکا.

از سوی دیگر، اقتصاد ایران به دلیل محدودیت دسترسی به منابع ارزی و حساسیت بازارها به تحولات سیاسی، به‌شدت تحت تأثیر انتظارات قرار دارد. اگر نتیجه انتخابات به افزایش احتمال توافق و مهار تنش‌های نظامی منجر شود، ممکن است انتظارات تورمی تعدیل و تقاضای احتیاطی برای ارز و طلا کاهش یابد. بازار سرمایه نیز می‌تواند از بهبود چشم‌انداز ثبات اقتصادی و کاهش ریسک سیاسی منتفع شود.

در مقابل، ازسرگیری حملات گسترده نظامی می‌تواند آثار متفاوت و عمیق‌تری داشته باشد: افزایش تقاضا برای ارز و طلا، تشدید انتظارات تورمی، افزایش هزینه واردات، اختلال در فعالیت بنگاه‌ها و کاهش افق برنامه‌ریزی سرمایه‌گذاری. حتی اگر صادرات نفت به‌طور کامل متوقف نشود، افزایش هزینه حمل‌ونقل، بیمه و مبادلات مالی می‌تواند درآمد واقعی ارزی کشور را کاهش دهد.

در این میان، باید توجه داشت که واکنش بازار ارز ایران صرفاً تابع نتیجه انتخابات نیست؛ بلکه به ارزیابی فعالان اقتصادی از احتمال جنگ، توافق، استمرار تحریم‌ها و توانایی دولت در مدیریت پیامدهای اقتصادی بحران بستگی دارد.

تأثیر انتخابات آمریکا بر بازارهای جهانی

انتخابات آمریکا از طریق تغییر انتظارات درباره سیاست مالی، تجاری، پولی و امنیتی، بر بازارهای جهانی اثر می‌گذارد. پیروزی دموکرات‌ها در هر دو مجلس، نگرانی‌هایی درباره آینده سیاست‌های اقتصادی دولت ترامپ و احتمال بروز بن‌بست سیاسی در واشنگتن ایجاد کرده است. بااین‌حال، در شرایط کنونی، جنگ ایران و احتمال اختلال در عرضه جهانی انرژی نیز به یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده جهت بازارها تبدیل شده است.

تغییر ترکیب کنگره می‌تواند بر سیاست‌های مالیاتی، مقررات‌گذاری و سرمایه‌گذاری در بخش فناوری اثر بگذارد. نگرانی از افزایش نظارت بر شرکت‌های بزرگ فناوری، به‌ویژه شرکت‌های فعال در حوزه هوش مصنوعی، ممکن است نوساناتی در بازار سهام ایجاد کند.

از سوی دیگر، تداوم جنگ در خاورمیانه می‌تواند از طریق افزایش هزینه انرژی، اختلال در زنجیره تأمین و افزایش ریسک سرمایه‌گذاری، عملکرد بازارهای سهام را تحت فشار قرار دهد. در صورت ازسرگیری جنگ گسترده، احتمالاً واکنش بازارها به ریسک ژئوپلیتیکی از اثر مستقیم نتیجه انتخابات مهم‌تر خواهد شد.

پیروزی دموکرات‌ها می‌تواند احتمال بن‌بست سیاسی در واشنگتن را افزایش دهد و تصویب برنامه‌های اقتصادی و مالی دولت را دشوارتر کند. در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاران ممکن است در ارزیابی آینده کسری بودجه، بدهی عمومی و سیاست‌های اقتصادی آمریکا تجدیدنظر کنند.

در مقابل، تشدید جنگ می‌تواند از طریق افزایش تقاضا برای دارایی‌های امن، تقویت مقطعی دلار را به دنبال داشته باشد. البته جهت‌گیری میان‌مدت دلار به سیاست نرخ بهره فدرال رزرو، تورم، رشد اقتصادی و وضعیت مالی دولت آمریکا نیز وابسته است. بنابراین، نمی‌توان درباره تضعیف یا تقویت پایدار دلار صرفاً بر اساس نتیجه انتخابات قضاوت کرد.

طلا از جمله دارایی‌هایی است که در دوره‌های افزایش نااطمینانی سیاسی و اقتصادی مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار می‌گیرد. نتیجه انتخابات آمریکا، تضعیف احتمالی دلار و نگرانی از آینده سیاست‌های اقتصادی می‌تواند تقاضا برای این فلز را افزایش دهد.

اما عامل مهم‌تر در شرایط کنونی، احتمال گسترش جنگ در خاورمیانه است. اگر حملات گسترده از سر گرفته شود و دامنه درگیری به زیرساخت‌های انرژی و مسیرهای حیاتی تجارت دریایی کشیده شود، تقاضای احتیاطی برای طلا می‌تواند افزایش بیشتری پیدا کند. در مقابل، توافق پایدار و کاهش ریسک نظامی ممکن است بخشی از تقاضای ناشی از نااطمینانی ژئوپلیتیکی را کاهش دهد.

بازار نفت احتمالاً بیش از سایر بازارها از تحولات جنگ ایران تأثیر خواهد پذیرفت. اهمیت این موضوع به جایگاه تنگه هرمز در انتقال نفت و گاز جهان بازمی‌گردد. هرگونه اختلال جدی در این آبراه می‌تواند عرضه جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد و هزینه واردات انرژی را برای کشورهای مختلف افزایش دهد.

بر اساس گزارش رویترز در چهارم نوامبر، قیمت نفت در واکنش به امیدواری‌ها نسبت به پیشرفت مذاکرات و نتیجه انتخابات آمریکا کاهش یافت؛ بااین‌حال، سرمایه‌گذاران همچنان تحولات جنگ و آینده جریان انتقال نفت از منطقه را دنبال می‌کنند. جریان صادرات نفت خاورمیانه نیز در ماه اکتبر به حدود سه‌چهارم سطح پیش از جنگ رسیده بود.

در این شرایط، دو مسیر کاملاً متفاوت پیش روی بازار نفت قرار دارد:

  • پایان جنگ و توافق سیاسی: بازگشت تدریجی جریان عادی تجارت دریایی، کاهش ریسک بیمه و حمل‌ونقل و افزایش اطمینان از عرضه انرژی می‌تواند به کاهش قیمت نفت منجر شود. این اتفاق به نفع کشورهای واردکننده انرژی و صنایع انرژی‌بر خواهد بود.
  • ازسرگیری حملات گسترده و تشدید جنگ: هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های نفتی، بنادر، پایانه‌های صادراتی و مسیرهای انتقال انرژی می‌تواند قیمت نفت را با جهش مواجه کند. حتی احتمال اختلال در تنگه هرمز، بدون وقوع توقف کامل عبور نفتکش‌ها، برای ایجاد شوک انتظاری در بازار جهانی کافی است.

چنین افزایشی می‌تواند تورم جهانی را تشدید کند، هزینه تولید و حمل‌ونقل را بالا ببرد و بانک‌های مرکزی را در مسیر کاهش نرخ بهره با دشواری مواجه سازد. در نتیجه، جنگ ایران می‌تواند از یک بحران منطقه‌ای به عاملی اثرگذار بر رشد اقتصادی جهان تبدیل شود.

در پایان؛ نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا را باید نشانه‌ای از تغییر توازن قدرت سیاسی در واشنگتن دانست، نه لزوماً تغییر فوری سیاست خارجی این کشور. پیروزی دموکرات‌ها در هر دو مجلس می‌تواند هزینه سیاسی و داخلی تداوم جنگ را برای دولت ترامپ افزایش دهد و زمینه را برای تقویت مسیر دیپلماتیک فراهم کند؛ اما رئیس‌جمهور همچنان از اختیارات قابل‌توجهی در حوزه نظامی و سیاست خارجی برخوردار است.

برای اقتصاد ایران، مهم‌ترین مسئله در مقطع کنونی، ترکیب سه عامل تحریم، جنگ و محدودیت‌های تجارت خارجی است. در صورت دستیابی به توافق و تثبیت آتش‌بس، امکان کاهش ریسک سیاسی، بهبود انتظارات و بازگشت تدریجی ثبات به بازار ارز وجود خواهد داشت. اما تداوم جنگ فرسایشی یا ازسرگیری حملات گسترده می‌تواند فشارهای تورمی، محدودیت منابع ارزی و هزینه‌های اقتصادی را تشدید کند.

در سطح جهانی نیز بازار نفت و طلا بیش از سایر بازارها در معرض پیامدهای تشدید جنگ قرار دارند. افزایش قیمت انرژی می‌تواند تورم جهانی را بالا ببرد و سیاست پولی بانک‌های مرکزی را پیچیده‌تر کند. در مقابل، پایان جنگ و بازگشت جریان عادی انرژی می‌تواند به کاهش فشارهای تورمی و بهبود چشم‌انداز رشد اقتصادی کمک کند.

نتیجه اصلی این است که اقتصاد ایران و حتی بخشی از اقتصاد جهانی در مقطع کنونی بیش از آنکه از نتیجه انتخابات آمریکا تأثیر بپذیرند، به تصمیم بعدی دولت ترامپ درباره جنگ وابسته‌اند. انتخابات می‌تواند هزینه و انگیزه سیاسی ادامه جنگ را تغییر دهد، اما تعیین‌کننده نهایی، تصمیمات نظامی و دیپلماتیک روزهای آینده است. از این منظر، باید میان سه سناریوی پایان جنگ، تداوم جنگ فرسایشی و ازسرگیری حملات گسترده تمایز قائل شد و سیاست‌گذاری اقتصادی ایران را بر مبنای آمادگی برای هر سه سناریو تنظیم کرد.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha