به گزارش خبرنگار تازههای اقتصاد، انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا روز سهشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵ (۳ نوامبر ۲۰۲۶) برگزار شد و دموکراتها توانستند با کسب اکثریت در هر دو مجلس نمایندگان و سنا، کنترل کنگره را از جمهوریخواهان پس بگیرند. در این انتخابات، تمامی ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۵ کرسی از مجموع ۱۰۰ کرسی سنا به رقابت گذاشته شد.
انتخابات در حالی برگزار شد که جمهوریخواهان پیش از آن کنترل هر دو مجلس کنگره را در اختیار داشتند و پیروزی دموکراتها به معنای محدودتر شدن فضای مانور دولت دونالد ترامپ در دو سال پایانی دوره ریاستجمهوری او خواهد بود. افزایش هزینههای زندگی، نارضایتی از عملکرد دولت و پیامدهای جنگ ایران از جمله عوامل مؤثر بر تغییر گرایش رأیدهندگان آمریکایی عنوان شدهاند.
در همین رابطه، امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل آمریکا و تحلیلگر سیاست خارجی در گفتوگو با خبرنگار تازههای اقتصاد به بررسی پیامدهای این انتخابات، میزان تأثیر جنگ ایران بر شکست جمهوریخواهان، احتمال ازسرگیری درگیری نظامی و شرایط پیش روی دولت ترامپ پرداخت.
مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
آیا پیروزی دموکراتها در انتخابات کنگره آمریکا را میتوان به عنوان یک دستاورد و پیروزی برای جمهوری اسلامی ایران تلقی کرد؟
من با این گزاره که نتیجه انتخابات کنگره آمریکا را یک دستاورد برای جمهوری اسلامی ایران بدانیم، چندان موافق نیستم. البته نمیتوان انکار کرد که جنگ ایران در شکست حزب جمهوریخواه تأثیرگذار بوده و یکی از دلایل ناکامی این حزب در انتخابات اخیر محسوب میشود. اینکه دونالد ترامپ و حزب جمهوریخواه با شکست مواجه شدهاند و مشخص شده است که بخش قابل توجهی از مردم آمریکا از جنگ با ایران رضایت ندارند، اتفاق مثبتی از این منظر است؛ اما این موضوع لزوماً به معنای دستاوردی برای ایران نیست.
نباید تصور کنیم که با پیروزی دموکراتها، دوستان ایران وارد کنگره شدهاند و مخالفان جمهوری اسلامی از صحنه خارج شدهاند. از نظر ماهیتی، تفاوت بنیادینی میان دو حزب دموکرات و جمهوریخواه در رویکردشان نسبت به ایران وجود ندارد و نمیتوان انتظار داشت که صرفاً با تغییر اکثریت کنگره، سیاست آمریکا در قبال جمهوری اسلامی بهطور اساسی تغییر کند. به اعتقاد من، دستاوردهای واقعی را باید در حوزههای نظامی و اقتصادی و در بهبود شرایط زندگی مردم کشور خودمان جستوجو کنیم، نه اینکه پیروزی یک حزب در انتخابات آمریکا را بهعنوان دستاوردی برای ایران معرفی کنیم.
از این منظر، نباید تغییر ترکیب کنگره آمریکا را به معنای تغییر ماهیت سیاست خارجی این کشور تلقی کرد. ساختار سیاستگذاری آمریکا در قبال ایران صرفاً به ترکیب حزبی کنگره وابسته نیست و مجموعهای از نهادها و بازیگران سیاسی و امنیتی در شکلگیری این سیاست نقش دارند. بنابراین، حتی اگر دموکراتها بتوانند در کنگره برتری پیدا کنند، این موضوع بهتنهایی تضمینکننده تغییر رویکرد واشنگتن در قبال تهران نخواهد بود. ممکن است در برخی موضوعات اختلافاتی میان دولت و کنگره ایجاد شود، اما این اختلافات لزوماً به معنای نزدیک شدن سیاست آمریکا به مواضع ایران نیست.
با توجه به شکست جمهوریخواهان در انتخابات کنگره، آیا احتمال وقوع مجدد جنگ میان ایران و آمریکا به صفر رسیده است یا همچنان باید احتمال درگیری نظامی را جدی دانست؟
احتمال جنگ همواره وجود دارد و نتیجه انتخابات اخیر به معنای از بین رفتن این احتمال نیست. باید توجه داشت که انتخابات برگزارشده مربوط به قوه مقننه آمریکا بوده، نه قوه مجریه. رئیسجمهور آمریکا همچنان فرمانده کل نیروهای مسلح است و از اختیارات قابل توجهی در حوزه نظامی برخوردار است.
اگرچه براساس قانون اساسی آمریکا، اختیارات اعلام جنگ در اختیار کنگره قرار دارد، اما قوه مجریه به دلایل مختلف توانسته است بخش قابل توجهی از اختیارات مربوط به تصمیمگیریهای نظامی را در اختیار خود نگه دارد. نکته دیگر اینکه کنگره جدید حدود دو ماه دیگر فعالیت خود را آغاز میکند و در این فاصله، کنگره همچنان تحت کنترل جمهوریخواهان خواهد بود. بنابراین، ترامپ در این مدت با محدودیتهای ناشی از تغییر اکثریت کنگره مواجه نیست و نمیتوان گفت که نتیجه انتخابات بلافاصله اختیارات او را در حوزه نظامی محدود کرده است.
از طرف دیگر، اکنون که انتخابات به پایان رسیده و نتیجه آن مشخص شده، دغدغه رأیدهندگان و تأثیر تصمیمات دولت بر نتیجه انتخابات میاندورهای نیز از موضوعیت افتاده است. بنابراین، نمیتوان احتمال اقدام نظامی را منتفی دانست. البته این انتخابات نشان داد که مردم آمریکا از عملکرد دولت ترامپ رضایت ندارند و او در این زمینه هزینه سیاسی سنگینی پرداخت کرده است. ترامپ در دو سال آینده باید بهگونهای عمل کند که جمهوریخواهان در انتخابات بعدی ریاستجمهوری و کنگره با شکست دیگری مواجه نشوند. به همین دلیل، احتمالاً در تصمیمگیریهای خود با احتیاط بیشتری عمل خواهد کرد.
در مجموع، هم احتمال وقوع مجدد جنگ وجود دارد و هم ممکن است هرگونه اقدام نظامی با تأخیر انجام شود. من پایان قطعی جنگ را در شرایط فعلی چندان قابل تصور نمیدانم، اما ممکن است در صورت تصمیم به اقدام نظامی، زمان اجرای آن به تعویق بیفتد.
برخی نظرسنجیها نشان میدهد که بخش قابل توجهی از رأیدهندگان آمریکایی به دلیل جنگ ایران به دموکراتها رأی دادهاند. حتی ترامپ نیز به افزایش قیمت بنزین و گازوئیل در نتیجه جنگ اشاره کرده است. جنگ ایران تا چه اندازه در پیروزی دموکراتها نقش داشت؟
جنگ ایران یکی از عمدهترین دلایل شکست جمهوریخواهان بود، اما نباید تمام ماجرا را به این موضوع محدود کنیم یا در تأثیر آن بزرگنمایی داشته باشیم.
نارضایتی مردم آمریکا از عملکرد دولت ترامپ دلایل مختلفی داشت. جنگ ایران و هزینههای ناشی از آن یکی از مهمترین این عوامل بود، اما موضوعاتی مانند جنگ تعرفهای و افزایش قیمت کالاهای وارداتی نیز بر شرایط اقتصادی و معیشت مردم آمریکا تأثیر گذاشت.
همچنین اختلافات دولت ترامپ با کشورهایی مانند کانادا و پیامدهای اقتصادی و شغلی این اختلافات، در شکلگیری نارضایتی عمومی مؤثر بود. مسائلی مانند فساد در دولت، فساد سیاسی، نفوذ و سلطه ابرثروتمندان بر ساختار سیاسی آمریکا و حتی نگرانیهای مرتبط با فناوریهای جدید و هوش مصنوعی نیز در فضای انتخاباتی تأثیر داشتند.
از سوی دیگر، ناتوانی ترامپ در پایان دادن به جنگ اوکراین و تصمیماتی مانند واردات سوخت از روسیه نیز برای بخشی از جامعه آمریکا قابل قبول نبود؛ بهویژه با توجه به فضای ضدروسی حاکم بر بخشهایی از افکار عمومی این کشور.
بنابراین، جنگ ایران بدون تردید موضوع مهمی در انتخابات اخیر بود و یکی از عوامل اصلی شکست جمهوریخواهان به شمار میرود، اما نارضایتی رأیدهندگان آمریکایی از عملکرد دولت ترامپ مجموعهای از عوامل اقتصادی، سیاسی و بینالمللی را در بر میگرفت. نباید همه این عوامل را صرفاً حول محور ایران تحلیل کنیم.
البته پس از آغاز به کار کنگره جدید، شرایط سیاسی برای دولت ترامپ متفاوت خواهد شد. زمانی که اکثریت مجلس نمایندگان و سنا در اختیار حزب مخالف رئیسجمهور قرار بگیرد، امکان نظارت و اعمال فشار سیاسی بر دولت افزایش پیدا میکند. چنین شرایطی میتواند هزینه تصمیمات دولت را در داخل آمریکا بالا ببرد و زمینه بروز اختلافات بیشتری میان کاخ سفید و کنگره را فراهم کند.
با این حال، نباید تصور کرد که دموکراتها صرفاً به دلیل مخالفت با ترامپ، در همه موضوعات سیاست خارجی با او اختلاف نظر خواهند داشت. ممکن است در موضوع ایران نیز بخشی از مواضع دو حزب به یکدیگر نزدیک باشد. بنابراین، اثرگذاری کنگره جدید بر تصمیمات نظامی ترامپ به نوع تصمیم، شرایط سیاسی و میزان مخالفت نمایندگان با آن بستگی خواهد داشت.
با توجه به تغییر ترکیب کنگره و پیروزی دموکراتها، جمهوری اسلامی ایران در عرصههای سیاسی، نظامی و اقتصادی چه رویکردی باید در قبال آمریکا در پیش بگیرد؟ آیا این تحول میتواند فرصت جدیدی برای ایران ایجاد کند؟
در این زمینه نمیتوانم توصیه مشخصی درباره اینکه ایران باید چه اقدامی انجام دهد، ارائه کنم؛ زیرا برای چنین اظهارنظری باید اطلاعات کافی درباره وضعیت فعلی کشور داشته باشم.باید شرایط اقتصادی، نظامی و اجتماعی ایران، میزان انسجام ملی، تهدیدهای موجود و ظرفیتهای کشور بهدقت بررسی شود. بدون اطلاع از این متغیرها نمیتوان با اطمینان توصیه کرد که کشور باید چه سیاستی را در پیش بگیرد.
آنچه میتوانم انجام دهم، ترسیم شرایط سیاسی آمریکا و توضیح پیامدهای انتخابات اخیر برای ساختار قدرت در این کشور است. تصمیمگیری درباره نحوه مواجهه با این شرایط بر عهده مسئولان کشور است و باید براساس ارزیابی دقیق وضعیت داخلی و خارجی انجام شود. در واقع، رأیدهندگان آمریکایی بیش از هر چیز عملکرد دولت مستقر را ارزیابی میکنند. وقتی مردم احساس کنند سیاستهای دولت موجب افزایش هزینههای زندگی، کاهش قدرت خرید یا تشدید ناامنی اقتصادی شده است، این نارضایتی میتواند در انتخابات میاندورهای خود را نشان دهد. جنگ ایران نیز از این جهت اهمیت داشت که پیامدهای آن به مسائل اقتصادی و معیشتی مردم آمریکا گره خورد. افزایش هزینه انرژی و نگرانی از تداوم درگیریها میتواند حمایت عمومی از سیاستهای دولت را کاهش دهد. با این حال، نمیتوان سهم دقیق هر یک از این عوامل را بدون بررسی دادههای انتخاباتی و نظرسنجیها مشخص کرد.
نظر شما