یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵ - ۱۸:۴۲
توهم سلطه انرژی آمریکا چگونه فرو ریخت؟

دونالد ترامپ با این تصور که وفور نفت و گاز آمریکا می‌تواند هزینه‌های اقتصادی جنگ با ایران را مهار کند، وارد یکی از پرهزینه‌ترین ماجراجویی‌های سیاست خارجی خود شد؛ اما جهش قیمت سوخت و اختلال در بازار جهانی انرژی، تناقضی اساسی را در دکترین او آشکار کرده است؛ آمریکا می‌تواند بزرگ‌ترین تولیدکننده انرژی جهان باشد، بی‌آنکه بتواند مردمش را از تبعات جنگ مصون نگه دارد.

به گزارش خبرنگار بین‌الملل تازه‌های اقتصاد؛ زمانی که ترامپ در سال ۲۰۲۵ به کاخ سفید بازگشت، «سلطه انرژی» را به یکی از ارکان اصلی سیاست اقتصادی و خارجی خود تبدیل کرد. وعده او روشن بود؛ تولید بیشتر نفت و گاز، قدرت چانه‌زنی بالاتر در جهان، تورم کمتر و انرژی ارزان‌تر برای آمریکایی‌ها. اما جنگ با ایران نشان داد که فاصله میان قدرت تولید و کنترل بازار، بسیار بیشتر از آن چیزی است که کاخ سفید تصور می‌کرد.

آمریکا با تولید روزانه نزدیک به ۱۴ میلیون بشکه نفت خام و جایگاه برتر در صادرات گاز طبیعی مایع‌شده، از مزیت قابل‌توجهی در بازار جهانی برخوردار است. ترامپ تلاش کرد این برتری را به اهرمی برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیکی، فشار در مذاکرات تجاری و گسترش نفوذ واشنگتن تبدیل کند. وفور منابع انرژی، ظاهراً این اعتمادبه‌نفس را تقویت کرده بود که آمریکا می‌تواند بدون تحمل هزینه‌های سنگین اقتصادی، قدرت نظامی خود را نیز به نمایش بگذارد. اما آغاز جنگش به همراه اسرائیل علیه ایران این محاسبه را برهم زد. اختلال در تردد از تنگه هرمز، مسیری که پیش از جنگ حدود یک‌پنجم عرضه جهانی انرژی از آن عبور می‌کرد، بازارهای نفت را با شوکی شدید مواجه کرد. قیمت نفت برنت در ماه مارس به حدود ۱۱۸ دلار در هر بشکه رسید و افزایش هزینه انرژی، به اقتصاد آمریکا نیز سرایت کرد.

شکست اصلی برای او این است که سلطه بر تولید انرژی، به معنای سلطه بر قیمت آن نیست. نفت و فرآورده‌های پالایشی در بازاری جهانی معامله می‌شوند و تولیدکنندگان آمریکایی نیز از قیمت‌های بین‌المللی تأثیر می‌پذیرند. بنابراین، حتی تولیدکننده‌ای با منابع عظیم نمی‌تواند صرفاً با افزایش استخراج، هزینه‌های ناشی از یک بحران ژئوپلیتیکی را از زندگی شهروندان خود حذف کند.

افزایش قیمت بنزین به بیش از ۴.۶۰ دلار به ازای هر گالن، این واقعیت را به مسئله‌ای ملموس برای خانوارهای آمریکایی تبدیل کرد. دولت ترامپ برای مهار فشار قیمت‌ها به اقداماتی از جمله تسهیل برخی الزامات سوخت‌های زیستی و بررسی محدودیت صادرات متوسل شد؛ تلاش‌هایی که خود نشان می‌دهند وعده کنترل قیمت‌ها تا چه اندازه با محدودیت‌های بازار روبه‌روست.

اکنون مسئله فقط گران‌شدن سوخت نیست؛ بلکه اعتبار وعده‌ای است که قرار بود سلطه انرژی را به رفاه اقتصادی و امنیت ملی پیوند دهد. افزایش هزینه زندگی، آن هم در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر، می‌تواند به یکی از نقاط فشار سیاسی بر دولت تبدیل شود.

در سطح جهانی نیز این جنگ ممکن است کشورهای واردکننده انرژی را به تنوع‌بخشی منابع تأمین، کاهش وابستگی به مسیرهای دریایی آسیب‌پذیر و تسریع سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر سوق دهد؛ روندی که در بلندمدت می‌تواند بخشی از مزیت راهبردی سوخت‌های فسیلی را تحت فشار قرار دهد.

ترامپ می‌خواست وفور انرژی را به نماد قدرت آمریکا و ابزاری برای پیشبرد اهداف جهانی خود تبدیل کند؛ اما جنگی که با تصمیم او و همراهی اسرائیل علیه ایران آغاز شد، نشان داد که حتی بزرگ‌ترین تولیدکننده انرژی جهان نیز نمی‌تواند از تبعات اقتصادی درگیری نظامی گسترده علیه ایران در امان بماند!

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha