اخیرا آمارهای مربوط به تورم مصرف کننده و تولید کننده شهریورماه منتشر شده است . آنطور که بانک مرکزی اعلام کرده، شاخص بهای تولیدکننده در شهریورماه 1405 نسبت به ماه مشابه سال گذشته افزایش 117.3 درصدی را نشان میدهد. نقطه به نقطه این شاخص هم حدود 93 درصد است . تورم نقطه به نقطه مصرف کننده هم حدود 80 درصد است . در کنار این اعداد اگر برابری ریال با دلار را هم در نظر بگیریم که در بازار آزاد کم و بیش حدود 260 هزار تومان است، متوجه می شویم که طی یکسال گذشته، اقتصاد ایران تا چه اندازه تحت فشار است . در اصل اگر این اعداد را کنار هم بگذاریم و از پنجره هر کدام از آن به اقتصاد نگاه کنیم بدون شک این سوال در ذهن ما متبادر می شود که " تا چه زمانی این وضعیت ادامه خواهد داشت ؟" یعنی به عبارت دیگر تا چه اندازه اقتصاد ایران تاب خواهد آورد؟ در واقع این سوال طرح میشود : " تاب آوری یک اقتصاد را چه پارامترها یا فاکتورهایی تعیین می کنند؟" یا " اقتصاد ایران تا چه اندازه تاب آوری جنگ را خواهد داشت؟"
در خصوص تاب آوری اقتصاد، مقالات و کتاب های مهم و جالب توجهی نوشته شده است . یکی ازاین مقالات نوشته استفان هالگِیت (Stéphane Hallegatte) اقتصاددان فرانسوی 48 ساله و از پژوهشگران شناختهشده در زمینه اقتصاد تغییرات اقلیمی، مدیریت ریسک و تابآوری اقتصادی است. هالگیت معتقد است که تاب آوری یک اقتصاد یعنی توانایی آن برای کاهش زیان ناشی از یک شوک و ادامه دادن فعالیت اقتصادی. البته ادامه دادن را نمیتوان به معنای " بازگشت " دانست ، بلکه میتواند در یک جهت و یا مسیر دیگری گام بردارد. در واقع هالگیت معتقد است که برای سنجش تابآوری نباید فقط نگاه کنیم که «آیا اقتصاد به حالت اولیه خود برگشته است یا خیر»؛ بلکه باید ببینیم در طول دوره بحران چه مقدار تولید و درآمد از دست رفته است. از نگاه هالگِیت تابآوری اقتصاد کلان به دو بخش تقسیم می شود :
تابآوری آنی یا لحظهای
یعنی وقتی شوک اتفاق میافتد، اقتصاد چقدر میتواند شدت افت فوری تولید را محدود کند؟ مثلا فرض کنیم در همین جنگ 30 درصد از ظرفیت تولید کشور از بین رفت . اگر تولید واقعی فقط 10 درصد کاهش پیدا کند، اقتصاد از نظر تابآوری آنی عملکرد خوبی داشته است. یعنی اقتصاد توانسته با وجود خسارت فیزیکی، بخشی از فعالیت خود را حفظ کند.
تابآوری پویا
این قسمت به مرحله بعد مربوط می شود . یعنی اقتصاد بعد از شوک با چه سرعتی بازسازی و احیا میشود؟ از همین قسمت است که میتوان سنجش تابآوری را درآورد. به عبارت دیگر، از اینجا به بعد وارد اقتصاد خرد یا اقتصاد خانوار میشویم. در این مرحله است که رابطه حکومت با مردم عملا تعریف می شود و تاب آوری معنای ویژه و اصلی خود را نشان می دهد . آمارهای مربوط به تورم مصرف کننده و تولید کننده در همین بخش تاب آوری است که خود را کاملا نشان میدهد . سوالی که در این مرحله میتوان طرح کرد این است که مردم و در کل خانوارها تا چه اندازه توانستهاند شوک درآمد و مصرف خود را در این دوران مدیریت کنند؟
به هرحال اقتصاد ایران متکی به درآمدهای نفتی است و در عین حال در محاصره قرار گرفته است . آثار این محاصره را میتوان در بخش های مختلف اقتصادی و هزینه های ناشی از آن دید . هرچند اقتصاد کشور بر خلاف طرح « D Day » اسکات بسنت ، وزیر خزانه داری دولت ترامپ ، فرو نریخته اما نمی توانیم بگوییم آسیب هم ندیده است .از این رو برای سنجش تاب آوری اقتصاد باید بسنجیم شوک هایی که به اقتصاد وارد می شود، در طول زمان، چه مقدار تولید و چه مقدار رفاه از اقتصاد گرفته و اقتصاد کشور با چه سرعتی توانسته این زیان را جبران کند. در اصل یک اقتصاد زمانی تاب آور است که بتواند زیان رفاهی ناشی از شوک یا شوک ها را به سرعت جبران کند. در این مرحله است که سیاستگذار باید وارد شود و سیاستهای جبرانی را برای افزایش تاب آوری اعمال کند یا به قول هالگیت یک سیاست " همواره سازی مصرف " داشته باشد. یعنی به خانوار اجازه ندهد که یک شوک موقتی باعث شود مصرفش به همان اندازه سقوط کند . زیرا شاید کل اقتصاد در دوران جنگ تاب بیاورد اما لزومی ندارد اقتصاد خانوار تاب آور باشد.
به هر حال ایران در طول جنگ 12 روزه و جنگ 40 روزه و تحریم و محاصره های اقتصادی پس از آن توانسته است، مقاومتی کند که کارشناسان نظامی و سیاسی جهان را به حیرت انداخته است. اما این مقاومت زمانی، ثمره خوب خواهد داد که اقتصادش و به ویژه اقتصاد خانوارش هم تاب آور شود و یا تاب آوری آن افزایش یابد .
نظر شما