شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵ - ۱۹:۴۱
صندوق‌های ارزی؛ حلقه‌ای تازه در مدیریت انتظارات

دکتر علی رهبر، رئیس هیات مدیره موسسه بازار پول و ارز در یادداشتی برای تازه‌های اقتصاد در خصوص تاثیرات راه‌اندازی صندوق‌های ارزی نوشت.

بازار ارز را نمی‌توان فقط با یک عدد روی تابلوی صرافی‌ها توضیح داد. پشت هر تغییر نرخ، مجموعه‌ای از متغیرهای اقتصادی، انتظارات، رفتارهای احتیاطی، جریان تجارت خارجی و تصمیم‌های سرمایه‌گذاری نهفته است. از همین رو، سیاست ارزی در اقتصاد امروز دیگر صرفاً به معنای مدیریت «عرضه ارز» نیست؛ بلکه مدیریت هوشمند بازار ارز، باید همان‌قدر که به عرضه توجه دارد، سمت تقاضا و انگیزه‌های شکل‌دهنده‌ی آن را نیز دریابد. در ادبیات اقتصادی، نرخ ارز حاصل برهم‌کنش عرضه و تقاضاست و در رویکردهای جدیدتر، انتظارات نیز نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری این تعادل دارند. هنگامی که فعالان اقتصادی انتظار افزایش نرخ ارز را دارند، برای پوشش ریسک خود زودتر وارد بازار می‌شوند و همین رفتار، تقاضای فعلی را تشدید می‌کند؛ بنابراین، مدیریت هوشمند نرخ ارز فراتر از افزایش عرضه، به مدیریت عواملِ شکل‌دهنده‌ی تقاضا وابسته است.

اینجاست که مفهوم «تثبیت هدفمند» معنا می‌یابد؛ مفهومی که به معنای دفاع دائمی از یک نرخ اسمی مشخص نیست، بلکه بر کاهش نوسانات مخرب، جلوگیری از رفتارهای هیجانی و فراهم‌کردن امکان حرکت بازار در چارچوب شرایط بنیادی اقتصاد تأکید دارد. در کنار آن، «مدیریت پویای انتظارات» زمانی محقق می‌شود که سیاست‌گذار علاوه بر ارتباطات شفاف و افزایش اعتبار سیاستی، ابزارهای اقتصادی لازم را برای مدیریت ریسک در اختیار مردم و فعالان اقتصادی قرار دهد.

در اقتصاد ایران، «تقاضای احتیاطی» یکی از اجزای اصلی سمت تقاضاست؛ تقاضایی که لزوماً برای واردات، سفر یا معامله تجاری شکل نمی‌گیرد، بلکه ناشی از نگرانی نسبت به آینده‌ی قدرت خرید پول ملی است. فردی که بخشی از دارایی خود را به ارز تبدیل می‌کند، در پیِ محافظت در برابر ریسکِ کاهش ارزش پول ملی است. سیاست‌گذار برای مدیریت این رفتار، نیازمند ارائه‌ی گزینه‌های اقتصادیِ معتبر است. صندوق‌های سرمایه‌گذاری ارزی یکی از این گزینه‌هاست. آغاز فعالیت صندوق «مانا ملت»، از این منظر اهمیت دارد؛ چرا که به دارنده ارز امکان می‌دهد دارایی خود را در قالب یک ساختار رسمی سرمایه‌گذاری به کار گیرد.

اهمیت این اتفاق فراتر از ایجاد یک محصول مالی جدید، در تغییری است که در رفتار دارنده ارز ایجاد می‌کند. فردی که پیش‌تر برای حفظ ارزش دارایی خود، دلار را به‌صورت اسکناس نگهداری می‌کرد، اکنون می‌تواند همان دارایی را در قالب یک ابزار مالی رسمی قرار دهد و از بازدهی ارزی نیز بهره‌مند شود. در اینجا «پارادایم» تغییر می‌کند: دارایی ارزی از وضعیت «منفعل» به «فعال» حرکت می‌کند. اسکناس ارزی که در خانه یا صندوق شخصی نگهداری می‌شود، از منظر مالکیت خصوصی دارایی است، اما از منظر اقتصاد ملی، در تأمین مالی تولید و سرمایه‌گذاری نقشی ندارد. این منابع می‌توانند وجود داشته باشند، اما «کنار پول» بمانند؛ در حالی که اقتصاد برای توسعه به منابع مالی فعال نیاز دارد.

این موضوع برای اقتصادی مانند ایران که با محدودیت منابع سرمایه‌گذاری مواجه است، اهمیتی مضاعف دارد. اگر بخشی از منابع ارزیِ خارج‌شده از چرخه مالی به‌شکل رسمی جذب و در ابزارهای مالی و فعالیت‌های اقتصادی به کار گرفته شود، پیوندی میان حفظ ارزش دارایی مردم و تأمین مالی اقتصاد ایجاد می‌شود. در این چارچوب، صندوق ارزی ابزاری برای مدیریت سمت تقاضاست؛ چرا که اگر فردی ریسک خود را از طریق ابزار مالی ارزی مدیریت کند، بخشی از تقاضا از بازار نقدی (اسکناس) به بازار مالی منتقل می‌شود و سیاست‌گذار به جای مقابله با تقاضا، آن را به مسیری رسمی هدایت می‌کند.

مدیریت انتظارات لزوماً به معنای تغییر باور مردم نیست، بلکه گاهی تغییرِ نحوه‌ی واکنش آن‌ها به آن باور است. اگر مردم نگران کاهش ارزش پول ملی هستند، نمی‌توان صرفاً از آن‌ها خواست نگرانی را نادیده بگیرند، بلکه باید ابزارهایی ایجاد کرد که ریسک خود را با هزینه کمتری برای اقتصاد مدیریت کنند. در این صورت، سیاست‌گذار به‌جای جنگ با رفتار اقتصادی، مسیر آن را اصلاح می‌کند. از این منظر، توسعه صندوق‌های ارزی به ایجاد زنجیره‌ای کمک می‌کند که در آن منابع ارزی از حالت نگهداری منفعل خارج شده و در صورت طراحی مناسب، به سمت فعالیت‌های اقتصادی و پروژه‌های ارزآور هدایت می‌شوند.

البته باید میان ظرفیت بالقوه و اثر اثبات‌شده تفکیک قائل شد. راه‌اندازی صندوق به معنای کاهش فوری تقاضای ارز یا تثبیت نرخ نیست؛ اثر واقعی آن باید در طول زمان و بر اساس شاخص‌هایی مانند میزان جذب منابع، ماندگاری، نقدشوندگی، بازدهی و رفتار سرمایه‌گذاران ارزیابی شود. با این حال، جهت‌گیری سیاستی آن حائز اهمیت است؛ سیاست ارزی می‌تواند از رویکردِ متمرکز بر عرضه، به سمت معماری متوازن‌تری حرکت کند که در آن عرضه، تقاضا، انتظارات و ابزارهای مالی هم‌زمان دیده شوند.

در نهایت، «مانا ملت» تجربه‌ای قابل‌بررسی در سیاست جدید ارزی است؛ تجربه‌ای که باید دید آیا می‌تواند بخشی از ارزهای راکد را وارد چرخه سرمایه‌گذاری کند یا خیر. اگر پاسخ در عمل مثبت باشد، اهمیت این ابزار فراتر از یک صندوق سرمایه‌گذاری خواهد بود و سیاست ارزی کشور یک گام از «مدیریت قیمت» به سمت «مدیریت رفتار» برداشته است. ارزی که صرفاً در قالب اسکناس نگهداری می‌شود، تنها ذخیره ارزش است؛ اما ارزی که وارد چرخه رسمی می‌شود، به سرمایه تبدیل می‌گردد. سیاست ارزی هوشمند، علاوه بر مدیریت نرخ، انتظارات، رفتار تقاضا و مسیر حرکت منابع ارزی را نیز مدیریت می‌کند.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha