به گزارش خبرنگار بینالملل تازههای اقتصاد؛ توبیاس آدریان، مشاور مالی و مدیر دپارتمان بازارهای پولی و سرمایهای صندوق بینالمللی پول (IMF) و معاون ارشد پیشین فدرال رزرو نیویورک، با اشاره به افزایش سرعت و تعداد شوکهای اقتصادی، تأکید کرده که بانکهای مرکزی باید بهجای تعهد به یک مسیر مشخص برای نرخ بهره، نحوه واکنش خود به تغییر شرایط اقتصادی را برای بازار و افکار عمومی شفاف کنند.
آدریان در یادداشتی با عنوان «بازاندیشی در ارتباطات بانکهای مرکزی در جهانی نامطمئن» نوشت در اقتصادی که شوکها با سرعت بیشتری رخ میدهند و بازارها نیز تقریباً بلافاصله به اطلاعات جدید واکنش نشان میدهند، بانکهای مرکزی با یک چالش اساسی در ارتباطات خود مواجه هستند؛ اینکه چگونه ضمن تشریح اهداف سیاست پولی، توضیح دهند سیاستگذاری در صورت تغییر شرایط اقتصادی چگونه تغییر خواهد کرد.
به گفته وی، در چنین محیطی، تشریح چارچوب سیاست پولی، تابع واکنش بانک مرکزی و نقش عدمقطعیت و ریسکها در سناریوهای مختلف به پایه اصلی ارتباطات بانکهای مرکزی تبدیل شده است.
پایان دوره تعهد به مسیر مشخص نرخ بهره
آدریان با اشاره به دوره پس از بحران مالی جهانی توضیح داد که در سالهای تورم پایین، ارتباطات بانکهای مرکزی عمدتاً بر «راهنمایی آیندهنگر» متمرکز بود؛ رویکردی که در آن سیاستگذار تلاش میکرد مسیر احتمالی نرخهای بهره در آینده را از قبل برای بازار ترسیم کند. این رویکرد در شرایطی که نرخ بهره به کف خود نزدیک شده و انتظارات تورمی در حال کاهش است، میتواند مؤثر باشد، اما در محیطی که شرایط اقتصادی بهسرعت تغییر میکند، تعهد به یک مسیر مشخص میتواند برای سیاستگذار هزینهزا باشد. شوکهای سمت عرضه، غافلگیریهای تورمی و تغییر ناگهانی توازن ریسکها ممکن است بانک مرکزی را مجبور به تغییر مسیر کند؛ بنابراین، آنچه در سالهای گذشته میتوانست به تثبیت انتظارات کمک کند، در یک اقتصاد پر از شوک ممکن است به عاملی برای افزایش سردرگمی بازار تبدیل شود.
بازار باید منطق بانک مرکزی را بشناسد
در چنین شرایطی، به اعتقاد آدریان، ارتباطات بانک مرکزی باید از اعلام یک مسیر از پیش تعیینشده به سمت توضیح «تابع واکنش» حرکت کند. تابع واکنش در واقع توضیح میدهد که سیاستگذاران چگونه دادههای جدید را تفسیر میکنند، چگونه ریسکها را میسنجند و چگونه میان اهداف مختلف سیاست پولی، بهویژه تورم و رشد اقتصادی، تعادل برقرار میکنند. بر این اساس، به جای اینکه بانک مرکزی صرفاً اعلام کند نرخ بهره در آینده احتمالاً به چه سطحی خواهد رسید، باید روشن کند چه متغیرهایی برای تصمیمگیری اهمیت دارند و تغییر این متغیرها چگونه میتواند واکنش سیاستگذار را تغییر دهد. آدریان در این زمینه بر مفهوم «وابستگی به دادهها» تأکید میکند؛ به این معنا که بانک مرکزی مشخص کند چه دادههایی برای تصمیمات آن اهمیت دارند، این دادهها چگونه ارزیابی میشوند و در صورت تغییر شرایط، چه سناریوهایی میتواند در تصمیمات آینده اثرگذار باشد.
پیشبینی، وعده نیست
یکی دیگر از محورهای مهم یادداشت آدریان، تفاوت میان پیشبینی اقتصادی و تعهد سیاستی است. بانکهای مرکزی برای توضیح چشمانداز اقتصاد از پیشبینی و سناریوهای مختلف استفاده میکنند، اما در یک اقتصاد پر از شوک، هیچ پیشبینیای نمیتواند تصویری قطعی از آینده ارائه دهد. اگر پیشبینیها بیش از اندازه دقیق ارائه شوند یا پیشبینی نرخ بهره بهعنوان یک تعهد تلقی شود، تغییر آن در آینده ممکن است به اشتباه بهعنوان عقبنشینی یا تغییر ناگهانی سیاست پولی تفسیر شود.
از نگاه IMF، استفاده از سناریوهای مختلف میتواند راهکار مناسبتری باشد. بانک مرکزی میتواند نشان دهد که اگر اقتصاد در مسیر مشخصی حرکت کند، چه واکنشی محتمل است و اگر شرایط متفاوتی رخ دهد، چگونه سیاست پولی میتواند تغییر کند. در این چارچوب، تصمیمات آینده همچنان به دادههای جدید و تحولات اقتصادی وابسته خواهند بود.
ریسکها باید بخشی از پیام بانک مرکزی باشند
آدریان همچنین بر ضرورت توضیح صریح ریسکهای موجود در کنار پیشبینیهای اقتصادی تأکید دارد. به اعتقاد وی، ارتباط مؤثر زمانی شکل میگیرد که بانک مرکزی نهتنها چشمانداز خود، بلکه میزان عدمقطعیت پیرامون این چشمانداز را نیز برای مخاطبان توضیح دهد. به این ترتیب، مسیر سیاست پولی نباید بهعنوان یک خط مستقیم و قطعی به بازار ارائه شود؛ بلکه باید مجموعهای از احتمالات و واکنشهای مشروط به شرایط اقتصادی باشد. از همین رو، آدریان تأکید میکند که تعهد به مسیر نرخ بهره باید تنها در شرایط استثنایی و بهصورت مشروط مورد استفاده قرار گیرد و هرگونه وعده مشروط نیز باید در نهایت تابع مأموریت اصلی بانک مرکزی، بهویژه حفظ ثبات قیمتها، باشد.
ارتباطات بیشتر، لزوماً ارتباطات بهتر نیست
یکی از نکات قابل توجه یادداشت آدریان، توجه به تغییر محیط ارتباطی بانکهای مرکزی در عصر شبکههای اجتماعی و هوش مصنوعی است. امروز سخنان سیاستگذاران بهصورت لحظهای در شبکههای اجتماعی، رسانهها و سامانههای تحلیل خودکار پردازش میشود و حتی تغییر یک عبارت در بیانیه بانک مرکزی میتواند بلافاصله در بازار مورد توجه قرار گیرد. به همین دلیل، آدریان هشدار میدهد که ارتباطات بیشتر الزاماً به معنای ارتباطات بهتر نیست.
ارائه جزئیات بیش از حد ممکن است باعث شود بازار به جای تمرکز بر متغیرهای بنیادی اقتصاد، بیش از اندازه درگیر رمزگشایی از کلمات و عبارات بانک مرکزی شود. از این منظر، شفافیت به معنای ارائه اطلاعات نامحدود نیست، بلکه به معنای توضیح روشن چارچوب تصمیمگیری و وابستگی آن به شرایط اقتصادی است.
هدف، حذف نوسان نیست
آدریان در بخش دیگری از این یادداشت، یک تمایز مهم میان کاهش عدمقطعیت و حذف نوسان بازار ایجاد میکند. از نگاه وی، هدف ارتباطات بانک مرکزی نباید از بین بردن نوسان بازار باشد. اگر قیمت داراییها در واکنش به اطلاعات جدید درباره تورم، رشد اقتصادی یا سایر متغیرهای اثرگذار تغییر کنند، این نوسان بخشی از فرآیند طبیعی کشف قیمت در بازار است و حتی میتواند اطلاعات مفیدی درباره انتظارات اقتصادی در اختیار سیاستگذاران قرار دهد. بنابراین، بانک مرکزی باید تلاش کند ابهام درباره نحوه واکنش خود به تحولات اقتصادی را کاهش دهد، نه اینکه از نوسان ناشی از ورود اطلاعات جدید به بازار جلوگیری کند.
ضرورت واقعبینی در ارتباطات پولی
در نهایت، آدریان تأکید میکند که ارتباط موفق بانک مرکزی مستلزم ایجاد درک بهتر از مواردی چون اهداف بانک مرکزی و تابع واکنش آن، پیشبینیها و ریسکهای پیرامون آنها در چارچوب سیاستگذاری است. در جهانی که سطح عدمقطعیت اقتصادی افزایش یافته، سیاستگذاران باید صریحتر از گذشته درباره ریسکها صحبت کنند و میزان عدمقطعیت موجود در پیشبینیهای اقتصادی را نیز منعکس کنند. به بیان دیگر، بانک مرکزی برای حفظ اعتبار خود الزاماً نباید وانمود کند که آینده را دقیق میداند؛ بلکه باید نشان دهد در صورت تغییر آینده، چگونه تصمیم خواهد گرفت.
این تغییر رویکرد میتواند معنای مهمی برای سیاستگذاری پولی در دوره شوکهای مکرر داشته باشد: اعتماد بازار بیش از آنکه به دانستن دقیق مسیر آینده نرخ بهره وابسته باشد، به شناخت منطق تصمیمگیری بانک مرکزی وابسته است.
گزارشی از: حسین کمال زارع
نظر شما