محمدرضا طالبینژاد، مشاور رئیس مرکز پژوهشهای مجلس در گفتوگو با خبرنگار تازههای اقتصاد با اشاره به شرایط حاکم بر منطقه، اظهار کرد: در روزهای اخیر، اگرچه در مقاطعی وقفههایی در درگیریها ایجاد شده، اما نمیتوان گفت که صلح برقرار شده است؛ بلکه همچنان شاهد نوعی جنگ با شدت و گستره متفاوت بودیم. در این مدت، هم حملاتی از سوی آمریکا علیه ایران صورت گرفت و هم جمهوری اسلامی ایران با قدرت آفندی و پدافندی، مواضع و منافع آمریکا و طرفهای درگیر در منطقه را هدف قرار داد.
وی افزود: به اعتقاد من، در شرایط فعلی نمیتوان با قطعیت درباره پایان این جنگ یا سرنوشت آن سخن گفت. هر دو طرف راهبردهای مشخصی دارند، اما این راهبردها متناسب با کنش و واکنشهای طرف مقابل و تحولات میدانی تغییر میکند. بنابراین، عدم قطعیت مهمترین ویژگی وضعیت کنونی است و نمیتوان از امروز پیشبینی کرد که چند ماه آینده چه شرایطی بر منطقه حاکم خواهد بود.
طالبینژاد ادامه داد: فارغ از اینکه سناریوی آینده تشدید جنگ، برقراری صلح یا ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» باشد، یک وجه مشترک میان همه این سناریوها وجود دارد و آن سرعت بالای تحولات است. امروز ممکن است ظرف ۴۸ یا ۷۲ ساعت شرایط بهطور کامل تغییر کند؛ ممکن است چند روز تنش شدید را تجربه کنیم و سپس وارد دورهای از آتشبس شویم یا بالعکس، پس از دورهای آرامش نسبی، دوباره شاهد تشدید درگیریها باشیم. از این رو، نمیتوان انتظار داشت روند تحولات، مسیری یکنواخت و قابل پیشبینی داشته باشد.
وی با اشاره به آثار این وضعیت بر ایران گفت: این شرایط برای کشور ما، به دلیل اقتضائات داخلی، از اهمیت بیشتری برخوردار است. در کنار تحولات خارجی، ما با مسائل متعددی در حوزه اقتصاد، سرمایهگذاری، بازار کار، کارآمدی نهادهای حکمرانی و سایر متغیرهای داخلی مواجه هستیم. همچنین تغییرات مهمی در ساختار سیاسی و مدیریتی کشور رخ داده که همه این عوامل باید در تحلیل شرایط لحاظ شوند.
تنگه هرمز، یک مزیت راهبردی
مشاور رئیس مرکز پژوهشهای مجلس تأکید کرد: تداوم وضعیت بلاتکلیف، آثار اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی به همراه دارد. این شرایط میتواند موجب فرسایش سرمایه اجتماعی، افزایش نااطمینانی و ایجاد گسست در برخی حوزهها شود. از این رو، ضروری است تحولات به سمتی هدایت شود که ضمن حفظ منافع و حقوق کشور، این وضعیت تعلیق و بلاتکلیفی نیز پایان یابد.
طالبینژاد با اشاره به موضوع تنگه هرمز، این موضوع را دارای ابعاد مختلف حقوقی، سیاسی، اقتصادی و نظامی دانست و اظهار کرد: تنگه هرمز یک مزیت ژئوپلیتیکی ارزشمند برای جمهوری اسلامی ایران است و همه ارکان کشور، از نیروهای مسلح و مسئولان سیاسی گرفته تا مذاکرهکنندگان و مردم، بر ضرورت بهرهبرداری حداکثری از این ظرفیت راهبردی اتفاقنظر دارند. با این حال، درباره نحوه استفاده از این مزیت، دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. برخی معتقدند نباید این ظرفیت را صرف محاسبات اقتصادی کوتاهمدت کرد و باید آن را به عنوان یک ابزار بازدارنده امنیتی و نظامی برای شرایط حساس حفظ کرد، در حالی که عدهای دیگر بر استفاده همزمان از ظرفیتهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی آن تأکید دارند.
وی افزود: موضوع تنگه هرمز باید بر اساس تحلیل هزینه ـ فایده و با در نظر گرفتن منافع ملی مدیریت شود. نباید به گونهای عمل کنیم که این مزیت راهبردی از بین برود یا زمینه شکلگیری اجماع و ائتلاف بینالمللی علیه ایران را فراهم کند. برای مثال، چین به عنوان یکی از شرکای راهبردی ایران بخش قابل توجهی از انرژی خود را از مسیر تنگه هرمز تأمین میکند و بسیاری از کشورهای منطقه نیز در این زمینه ذینفع هستند؛ بنابراین هرگونه تصمیم در این حوزه باید همه این ملاحظات را در بر بگیرد.
مشاور رئیس مرکز پژوهشهای مجلس ادامه داد: اگر بتوانیم با برنامهریزی دقیق، چارچوبهای حقوقی و سیاسی لازم را برای استفاده از این ظرفیت تدوین کنیم و آن را به موضوع امنیت ملی و رفع تحریمها گره بزنیم، تنگه هرمز میتواند به ابزاری مؤثر برای تأمین منافع کشور تبدیل شود. البته نباید کشور را در شرایطی قرار دهیم که بازگشت از آن دشوار یا غیرممکن باشد. استفاده از این ظرفیت باید به گونهای باشد که هم هزینههایی را به دشمن تحمیل کند، هم برتری راهبردی ایران را حفظ و تثبیت کند و هم منافع بلندمدت کشور را تأمین سازد.
وی تأکید کرد: در شرایط فعلی، مسئولان کشور بر حفظ این مطالبه و بهرهگیری از ظرفیتهای موجود تا حد امکان تأکید دارند، اما در عین حال باید از طرح شعارها یا وعدههایی که امکان تحقق آنها وجود ندارد، پرهیز شود.
دیپلماسی به کمک میدان آمد
طالبینژاد در ادامه، با انتقاد از دو قطبیسازی فضای سیاسی کشور، اظهار کرد: رهبر معظم انقلاب در پیامهای اخیر خود بیش از هر چیز بر «وحدت» تأکید کردهاند، اما متأسفانه برخی جریانهایی که خود را مدافع ولایتپذیری و مخالف دوقطبیسازی معرفی میکنند، امروز به پرچمداران ایجاد شکاف و خدشه به وحدت ملی تبدیل شدهاند.
وی با اشاره به تحلیل محتوایی پیامهای رهبر انقلاب گفت: در پیامهای اخیر، پس از نام خدا، واژههای وحدت و مردم بیشترین تکرار را داشتهاند و این نشان میدهد که انسجام ملی مهمترین مطالبه امروز کشور است. با این حال، شاهد هستیم که برخی جریانها با متهم کردن مسئولان کشور به خیانت، سازش یا متهم کردن دستگاه دیپلماسی، فضای بیاعتمادی را در جامعه تقویت میکنند.
مشاور رئیس مرکز پژوهشهای مجلس افزود: برخی اینگونه القا میکنند که دیپلماسی مانع اقدام نیروهای مسلح شده است، در حالی که واقعیت دقیقاً برعکس است. حتی مسئولان نیروهای مسلح نیز اعلام کردهاند که از فرصت ایجادشده در دوره آتشبس برای تقویت توان دفاعی، فروش نفت، واردات کالاهای اساسی و ارتقای توان پدافندی کشور استفاده شده است و این موضوع نشان میدهد که میدان و دیپلماسی در تقابل با یکدیگر نیستند، بلکه مکمل هم هستند.
وی ادامه داد: متأسفانه برخی افراد با دوگانهسازیهایی مانند جنگ یا مذاکره یا انتقام یا دیپلماسی تلاش میکنند فضای سیاسی کشور را ملتهب کنند؛ در حالی که همه مسئولان کشور بر خونخواهی شهدا و دفاع از منافع ملی اتفاقنظر دارند. اختلاف بر سر روشها طبیعی است، اما تخریب مسئولان، توهین، ایجاد هشتگها و کمپینهای تفرقهافکن و حمله به ارکان نظام، نه تنها کمکی به کشور نمیکند، بلکه وحدت ملی را تضعیف کرده و زمینه سوءاستفاده دشمن را فراهم میسازد.
طالبینژاد تصریح کرد: نباید با ادبیاتی که به منافع ملی آسیب میزند، فرماندهان نظامی، مسئولان سیاسی یا دستگاه دیپلماسی را تضعیف کنیم. همچنین نباید دستاوردهای کشور را نادیده بگیریم یا چنین القا کنیم که هیچ موفقیتی حاصل نشده است. اینگونه رفتارها بیش از آنکه به دشمن آسیب بزند، سرمایه اجتماعی و انسجام داخلی را هدف قرار میدهد.
آزادسازی داراییهای بلوکه شده به کمک اقتصاد میآید
وی درباره موضوع آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران نیز اظهار کرد: در عرصه مذاکره، هیچگاه وضعیت صفر یا صد وجود ندارد و هنر مذاکره آن است که کشور بتواند با حفظ اصول خود، حداکثر امتیاز ممکن را به دست آورد. از این رو، نباید پیش از روشن شدن نتایج مذاکرات، با فضاسازیهای رسانهای یا انتشار برخی ادعاها، افکار عمومی را ملتهب کرد.
طالبینژاد افزود: اگر ایران بتواند بخشی از داراییهای بلوکهشده خود را آزاد کند، بدون تردید این موضوع به نفع اقتصاد کشور خواهد بود. تزریق این منابع میتواند به تقویت اقتصاد، افزایش توان تولید، ارتقای قدرت دفاعی و افزایش تابآوری اقتصادی کشور کمک کند. البته نباید همه مسائل اقتصادی را به مذاکرات گره زد، اما نباید از ظرفیتهای دیپلماسی برای تأمین منافع اقتصادی کشور نیز غافل شد.
وی با تأکید بر اینکه مذاکره با آمریکا ساده نیست، گفت: آمریکا از همه ابزارهای سیاسی، اقتصادی و بینالمللی خود استفاده میکند و طبیعی است که مذاکره با چنین طرفی پیچیدگیهای خاص خود را داشته باشد. با این حال، آنچه تضمینکننده موفقیت ایران در مذاکرات است، قدرت ملی کشور در همه ابعاد، از جمله توان نظامی، اقتصاد قوی، مشارکت مردم و حفظ وحدت و انسجام داخلی است.
مشاور رئیس مرکز پژوهشهای مجلس در پایان تاکید کرد: اختلاف سلیقه و تفاوت در روشها امری طبیعی است، اما در شرایطی که کشور با تهدیدات جدی مواجه است، نباید منافع جناحی و رقابتهای سیاسی را بر منافع ملی ترجیح داد. ارسال پیام اختلاف و چنددستگی به دشمن، تنها به تضعیف موقعیت کشور منجر میشود؛ در حالی که حفظ وحدت و انسجام، مهمترین پشتوانه ایران در میدان و دیپلماسی است.
نظر شما