به گزارش خبرنگار تازههای اقتصاد، هر بار که بحث قراردادهای چندصد میلیارد تومانی فوتبال یا دستمزد بازیکنان مطرح میشود، یک جمله بیش از هر عبارت دیگری تکرار میشود: «فوتبال از جیب مردم اداره میشود.» این گزاره آنقدر تکرار شده که کمتر کسی از خود میپرسد آیا اساساً درست است؟ منابع مالی فوتبال ایران دقیقاً از کجا تأمین میشود؟ پاسخ به این پرسش، فقط درباره فوتبال نیست؛ درباره این است که آیا فوتبال ایران توانسته مانند بسیاری از کشورهای جهان به یک صنعت خودبنیاد تبدیل شود یا هنوز برای ادامه حیات، به منابعی بیرون از خود متکی است.
پول فوتبال از کجا میآید؟
اقتصاد فوتبال را نمیتوان تنها با تراز سود و زیان باشگاهها سنجید. پرسش مهمتر این است که پولی که وارد فوتبال میشود، کجا خلق شده است؟ آیا این درآمد حاصل فروش محصول فوتبال است یا از فعالیت اقتصادی صنایع و بنگاههای دیگر به باشگاهها منتقل میشود؟
در فوتبال حرفهای جهان، پاسخ این پرسش تا حد زیادی روشن است. بر اساس گزارش سال ۲۰۲۵ اتحادیه فوتبال اروپا درباره وضعیت مالی و سرمایهگذاری باشگاههای اروپایی، درآمد باشگاهها بر چند پایه مشخص استوار است؛ حقوق پخش رسانهای، فعالیتهای تجاری و اسپانسری، درآمد روز مسابقه، نقلوانتقالات بازیکنان و محصولات و خدمات مرتبط با هواداران. در پنج لیگ بزرگ اروپا، این منابع در مجموع بیش از ۹۰ درصد درآمد عملیاتی باشگاهها را تشکیل میدهند و تقریباً تمام آنها مستقیماً از خود بازار فوتبال به دست میآیند.
آمارها نیز همین تصویر را تأیید میکند. باشگاههای بوندسلیگا در فصل ۲۵-۲۰۲۴ بیش از ۵.۱ میلیارد یورو درآمد از محل حقوق پخش رسانهای، قراردادهای تجاری و اسپانسری،درآمدهای روز مسابقه و نقلوانتقالات بازیکنان به دست آوردند. در لیگ برتر انگلستان نیز مجموع درآمد باشگاهها از ۶.۸ میلیارد پوند فراتر رفته و همچنان بخش عمده آن از محل فروش حقوق رسانهای، قراردادهای تجاری و بهرهبرداری از ورزشگاهها تأمین میشود.
در ایران اما صورت مسئله متفاوت است. بررسی صورتهای مالی دو باشگاه بورسی کشور نشان میدهد هرچند درآمدهای عملیاتی طی سالهای اخیر افزایش یافته، اما ترکیب این درآمدها شباهت اندکی به الگوی باشگاههای حرفهای جهان دارد. در پرسپولیس، درآمد عملیاتی دوره ۹ ماهه منتهی به اسفند ۱۴۰۳ به حدود ۵۰۰ میلیارد تومان رسیده که بخش عمده آن از محل قراردادهای اسپانسری و تبلیغات تأمین شده است. درآمد حاصل از فروش بلیت، بر اساس گزارشهای منتشرشده، تنها حدود یک تا چهار میلیارد تومان بوده و سرفصلی با اثرگذاری معنادار تحت عنوان «حق پخش رسانهای» نیز در درآمدهای باشگاه دیده نمیشود.
در استقلال نیز شرایط تفاوت محسوسی ندارد. گزارشهای مالی سال ۱۴۰۳ نشان میدهد درآمد عملیاتی باشگاه عمدتاً بر پایه قراردادهای اسپانسری شکل گرفته و قرارداد ۳۳ میلیارد تومانی با یکی از حامیان مالی، بخش مهمی از درآمد نیمفصل دوم را تشکیل داده است. در مقابل، درآمد ناشی از حقوق رسانهای عملاً سهمی در ساختار درآمد باشگاه ندارد.
اما تفاوت اصلی تنها در صورتهای مالی خلاصه نمیشود. امروز بخش قابل توجهی از باشگاههای لیگ برتر ایران، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم، زیرمجموعه شرکتهای بزرگ صنعتی، معدنی، پتروشیمی، بانکی یا خودروسازی هستند.
| باشگاه |
سهامدار یا مالک اصلی |
صنعت مادر |
| استقلال |
شرکتهای پتروشیمی گروه خلیج فارس |
پتروشیمی |
| پرسپولیس |
بانک شهر (کنسرسیوم بانکی) |
بانکداری |
| سپاهان |
فولاد مبارکه |
فولاد |
| فولاد |
فولاد خوزستان |
فولاد |
| گل گهر |
شرکت صنعتی گل گهر |
معدن |
| مس رفسنجان |
شرکت ملی صنایع مس ایران |
معدن |
| ذوب آهن |
ذوب آهن اصفهان |
فولاد |
| آلومینیوم اراک |
ایرالکو |
آلومینیوم |
این ساختار الزاماً به معنای استفاده از «بودجه عمومی» نیست، اما یک واقعیت اقتصادی را آشکار میکند؛ بخش مهمی از منابع مالی فوتبال ایران، نه در بازار فوتبال، بلکه در صنایع دیگر خلق میشود و سپس به فوتبال منتقل میشود.
همین تفاوت، مرز میان اقتصاد فوتبال ایران و الگوی رایج در فوتبال حرفهای جهان را ترسیم میکند. در بسیاری از لیگهای معتبر، باشگاهها ابتدا از فروش محصول خود ــ مسابقه، محتوا، برند و تجربه هواداری ــ درآمد کسب میکنند و سپس سرمایهگذار جذب میکنند؛ اما در ایران، در بسیاری از موارد، سرمایه ابتدا از بیرون وارد باشگاه میشود و تازه پس از آن، فوتبال فعالیت اقتصادی خود را آغاز میکند.
وقتی فوتبال روی پای خودش میایستد
در اقتصاد، تفاوت میان یک صنعت خودبنیاد و یک فعالیت وابسته، بیش از آنکه به میزان درآمد مربوط باشد، به منشأ درآمد بازمیگردد. صنعتی را میتوان خودبنیاد دانست که بخش عمده منابع مالی خود را از فروش محصول یا خدمتش به بازار به دست آورد؛ نه از انتقال سرمایه از بخشهای دیگر اقتصاد.
فوتبال حرفهای امروز در بسیاری از کشورهای جهان، نمونهای از چنین مدلی است. باشگاهها محصولی به نام «مسابقه فوتبال» تولید میکنند؛ اما درآمد آنها تنها از فروش بلیت حاصل نمیشود. حقوق پخش رسانهای، قراردادهای تجاری، فروش کالاهای هواداری، عضویت هواداران، خدمات دیجیتال، تبلیغات محیطی، فروش بازیکن و بهرهبرداری تجاری از ورزشگاه، زنجیرهای از فعالیتهای اقتصادی را شکل دادهاند که همگی بر پایه یک دارایی مشترک بنا شدهاند؛ مخاطب فوتبال.
به همین دلیل است که حتی بزرگترین باشگاههای اروپا نیز درآمد خود را نه از کمک مالکان، بلکه از بازار به دست میآورند. برای نمونه، بر اساس گزارش اتحادیه فوتبال اروپا، باشگاههای پنج لیگ بزرگ اروپا در فصل ۲۰۲۴-۲۰۲۵ بیش از ۲۶ میلیارد یورو درآمد عملیاتی ثبت کردهاند که سهم عمده آن از حقوق رسانهای، فعالیتهای تجاری و درآمد روز مسابقه تأمین شده است. در این الگو، سرمایهگذار نقش شتابدهنده را دارد، نه منبع اصلی تأمین هزینههای جاری.

در ایران اما رابطه میان بازار و باشگاه، شکل دیگری پیدا کرده است. در بسیاری از موارد، باشگاه ابتدا به پشتوانه یک بنگاه اقتصادی، بانک یا شرکت صنعتی شکل میگیرد و سپس تلاش میکند از محل فوتبال درآمد ایجاد کند. به بیان دیگر، سرمایه پیش از آنکه در فوتبال خلق شود، وارد فوتبال میشود.
اقتصاد فوتبال بر چه پایههایی استوار است؟
| منبع خلق درآمد |
فوتبال حرفهای جهان |
فوتبال ایران |
||||
| حقوق پخش رسانهای |
ستون اصلی درآمد باشگاهها؛ در بسیاری از لیگها بزرگترین منبع درآمد |
سهم ناچیز یا نزدیک به صفر در صورتهای مالی باشگاههای بزرگ |
||||
| فعالیتهای تجاری و اسپانسری |
منبع مهم درآمد در کنار حق پخش |
مهمترین منبع درآمد عملیاتی بسیاری از باشگاهها |
||||
| درآمد روز مسابقه (بلیت، خدمات ورزشگاه، جایگاههای ویژه) |
بین ۱۰ تا ۲۰ درصد درآمد باشگاههای بزرگ اروپا |
سهم بسیار محدود؛ در پرسپولیس تنها حدود ۱ تا ۴ میلیارد تومان در سال ۱۴۰۳ |
||||
| فروش کالاهای هواداری |
یکی از منابع پایدار درآمد و تقویت برند باشگاه |
بازار محدود و فاقد سهم قابل توجه در درآمد باشگاهها |
||||
| انتقال بازیکن |
منبع درآمد راهبردی، بهویژه برای باشگاههای متوسط و کوچک |
محدود، ناپایدار و وابسته به شرایط بازار |
||||
| حمایت مالک یا شرکت مادر |
|
در بسیاری از باشگاهها ایران، پایههای اصلی تأمین منابع مالی به حساب میآید |
||||
مسئله فقط پول نیست؛ محل خلق پول است
اگر بخواهیم تفاوت فوتبال ایران و فوتبال حرفهای جهان را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید مهمترین تفاوت نه در حجم درآمد، بلکه در منشأ آن باشد. باشگاههای اروپایی بخش عمده درآمد خود را از فروش محصولی به نام «فوتبال» به دست میآورند؛ از مسابقه، حق پخش، حضور تماشاگران، کالاهای هواداری، تبلیغات و ارزش رسانهای رقابتها. در این مدل، سرمایه ابتدا در بازار فوتبال خلق میشود و سپس میان باشگاهها، بازیکنان، رسانهها و سرمایهگذاران توزیع میشود.
در ایران اما مسیر حرکت پول غالباً معکوس است. بخش قابل توجهی از منابع مالی باشگاهها پیش از آنکه در بازار فوتبال تولید شود، از صنایع بزرگ، شرکتهای معدنی، بنگاههای پتروشیمی، بانکها یا شرکتهای دولتی و شبهدولتی وارد باشگاهها میشود. به همین دلیل، مسئله اصلی فوتبال ایران را نمیتوان صرفاً «کمبود سرمایه» دانست؛ مسئله این است که این سرمایه عمدتاً خارج از اکوسیستم فوتبال خلق میشود.
همین تفاوت، پیامدهای اقتصادی مهمی دارد. وقتی بقای یک باشگاه بیش از آنکه به افزایش تعداد تماشاگر، فروش حق پخش یا توسعه محصولات هواداری وابسته باشد، به تصمیم یک شرکت مادر یا سهامدار عمده گره بخورد، انگیزه برای توسعه بازار فوتبال نیز تضعیف میشود. در چنین مدلی، حتی رشد محبوبیت یک باشگاه یا افزایش کیفیت مسابقات نیز الزاماً به افزایش درآمد آن منجر نخواهد شد.
اقتصاد فوتبال؛ دوراهی پیشرو
در سه دهه گذشته، فوتبال اروپا از یک فعالیت سرگرمیمحور به صنعتی چند ده میلیارد یورویی تبدیل شده است؛ صنعتی که ارزش اقتصادی آن از دل خود فوتبال خلق میشود. در ایران نیز سرمایه کم نیست و بنگاههای بزرگ اقتصادی سالهاست در فوتبال حضور دارند. اما تا زمانی که مهمترین دارایی فوتبال ــ مسابقه و مخاطب ــ نتواند به جریان درآمدی پایدار تبدیل شود، باشگاهها همچنان بیش از آنکه بر بازار فوتبال تکیه کنند، به منابعی خارج از این بازار وابسته خواهند ماند.
شاید بنابراین پرسش اصلی این نباشد که فوتبال ایران پول دارد یا ندارد؛ پرسش این است که پول فوتبال ایران دقیقاً از کجا میآید؟
نظر شما