سه‌شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۹
بی‌تفاوتی خطرناک طلای سیاه

با وجود تنش‌های شدید در تنگه هرمز و تلفات نظامی، بازار نفت همچنان در آرامشی فریبنده به سر می‌برد؛ اما این ثبات تا چه زمانی دوام خواهد داشت؟

به گزارش خبرنگار بین‌الملل تازه‌های اقتصاد، در حالی که جهان شاهد گسترش درگیری‌های نظامی میان ایالات متحده و ایران در آب‌های خلیج فارس است و قیمت نفت برنت با نوسانات گاه‌به‌گاه به مرز ۹۰ دلار نزدیک می‌شود، تحلیلگران و سرمایه‌گذاران بازار انرژی با یک پارادوکس عجیب روبه‌رو هستند: چرا با وجود خطرِ بالفعلِ بسته شدنِ حیاتی‌ترین گلوگاه انرژی جهان، قیمت نفت هنوز از مرزهای سه‌رقمی (بالای ۱۰۰ دلار) عبور نکرده است؟

این وضعیت که بسیاری آن را «آرامش قبل از طوفان» یا «بی‌تفاوتی خطرناک» می‌نامند، ریشه در چند واقعیت استراتژیک و اقتصادی دارد که بازار را در برابر شوک‌های نظامی مقطعی واکسینه کرده است. در اینجا به بررسی این واقعیت‌ها می‌پردازیم.

۱. سوپاپ‌های اطمینان زیرساختی

برخلاف دهه‌های گذشته، امروز صادرات نفت منطقه تنها وابسته به تنگه هرمز نیست. عربستان سعودی و امارات متحده عربی در سال‌های اخیر با سرمایه‌گذاری‌های سنگین، خطوط لوله انتقال نفت را توسعه داده‌اند که ظرفیت صادرات میلیون‌ها بشکه نفت را بدون نیاز به عبور از تنگه هرمز به بنادر دریای سرخ و دریای عمان فراهم می‌کند. این زیرساخت‌ها، همان «سوپاپ‌های اطمینانی» هستند که به بازار این اطمینان را می‌دهند که حتی در صورت انسداد کامل هرمز، جریان عرضه جهانی به‌طور کامل قطع نخواهد شد.

۲. قدرت بازدارندگی ذخایر استراتژیک (SPR)

بازارهای نفت به دقت بر ذخایر استراتژیک کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) نظارت دارند. در ایالات متحده، «ذخایر استراتژیک نفت» به عنوان یک ابزار قدرتمند روانی و فیزیکی برای سرکوب شوک‌های قیمتی عمل می‌کند. بازار می‌داند که اگر قیمت‌ها به سمت سطوح بحرانی (سه‌رقمی) حرکت کنند، آزادسازی گسترده این ذخایر می‌تواند بلافاصله بازار را اشباع و روند صعودی قیمت را متوقف کند. این اطمینان به بازار، مانع از هجوم سفته‌بازان برای خرید هیجانی شده است.

۳. سایه سنگین رکود اقتصادی بر تقاضا

نکته کلیدی که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، وضعیت تقاضای جهانی است. اقتصاد جهانی، به‌ویژه در آسیا و برخی کشورهای توسعه‌یافته، با نشانه‌هایی از کاهش رشد اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کند. وقتی بازار پیش‌بینی می‌کند که تقاضای جهانی برای نفت در ماه‌های آینده ممکن است کاهش یابد، حتی تهدیدات ژئوپلیتیک هم نمی‌تواند فشار لازم برای جهش‌های پایدار قیمتی را ایجاد کند. ترس از «رکود تقاضا» عملا اثر «شوک عرضه» ناشی از جنگ را خنثی کرده است.

۴. ریسک‌پذیری مدیریت‌شده

سرمایه‌گذاران نفت در سال‌های اخیر به تنش‌های خاورمیانه «عادت» کرده‌اند. بازار نفت به شکلی طراحی شده که ریسک‌های ژئوپلیتیک را به اصطلاح «پیش‌خور» می‌کند. معامله‌گران بر این باورند که درگیری‌های فعلی، «محدود و مدیریت‌شده» باقی خواهد ماند و به یک جنگ تمام‌عیار جهانی تبدیل نخواهد شد. همانطور که بانک مرکزی اروپا در تحلیل خود به آن اشاره کرده، تا زمانی که این باور در بازار حاکم باشد که «تنگه هرمز کاملا مسدود نمی‌شود»، قیمت‌ها از یک سقف مشخص بالاتر نخواهند رفت.

آنچه در بازار فعلی می‌بینیم، نه فقدانِ درکِ واقعیت جنگ، بلکه یک ارزیابی خونسردانه از قدرتِ عرضه جایگزین و ظرفیت ذخایر استراتژیک است. با این حال، همان‌طور که «آمریتا سن» از مؤسسه Energy Aspects هشدار می‌دهد، این «بی‌تفاوتی» می‌تواند بسیار شکننده باشد. اگر درگیری‌ها به حدی تشدید شود که نه تنها ترافیک کشتی‌ها، بلکه زیرساخت‌های صادراتی (مانند خطوط لوله) را نیز هدف قرار دهد، آنگاه تمامی این محاسبات فرو می‌پاشد و بازار نفت ناگهان با واقعیت «کمبود فیزیکی» روبه‌رو خواهد شد؛ واقعیتی که جهش‌های سه‌رقمی قیمت نفت را نه یک احتمال، بلکه به یک ضرورت تبدیل خواهد کرد.

آسیب به زیرساخت‌های انتقال؛ مرز انفجار قیمت

در چنین سناریویی، بازار دیگر با «ریسک ژئوپلیتیک» به معنای متعارف آن مواجه نخواهد بود، بلکه با یک اختلال واقعی در عرضه فیزیکی روبه‌رو می‌شود؛ وضعیتی که در آن، ظرفیت‌های جایگزین نیز دیگر قادر به جبران کسری نخواهند بود. تفاوت اصلی میان تنش قابل مدیریت و بحران فراگیر دقیقا در همین نقطه نهفته است: تا زمانی که نفت، هرچند با هزینه بیشتر، همچنان به بازار برسد، قیمت‌ها در چارچوبی کنترل‌پذیر باقی می‌مانند؛ اما به محض آنکه بازار نسبت به تداوم جریان واقعی عرضه دچار تردید شود، واکنش قیمت‌ها می‌تواند ناگهانی، شدید و ماندگار باشد. به بیان دیگر، مرز میان ثبات نسبی کنونی و جهش انفجاری قیمت، نه صرفاً تعداد حملات یا شدت ادبیات سیاسی، بلکه میزان آسیبی است که به زیرساخت‌های عملیاتی و قابلیت انتقال واقعی نفت وارد می‌شود.

از این منظر، بی‌اعتنایی ظاهری بازار را نباید با مصونیت ساختاری اشتباه گرفت. آنچه امروز مانع جهش‌های پایدار و سه‌رقمی شده، مجموعه‌ای از عوامل موقت و قابل بازنگری است. اما هر یک از این متغیرها، در صورت طولانی شدن جنگ یا گسترش دامنه آن به تاسیسات انرژی، می‌تواند کارکرد بازدارنده خود را از دست بدهد. در آن صورت، بازار از فاز «قیمت‌گذاری ریسک» وارد فاز «قیمت‌گذاری کمبود» خواهد شد؛ مرحله‌ای که در آن، روان‌شناسی معامله‌گران، احتیاط پالایشگاه‌ها و نگرانی مصرف‌کنندگان به‌طور هم‌زمان عمل می‌کند و راه را برای جهش‌های بزرگ‌تر هموار می‌سازد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha