به گزارش خبرنگار تازههای اقتصاد، همزمان با تشدید تنشهای منطقهای، بازار ارز نیز تحت تأثیر فضای روانی ناشی از تحولات سیاسی قرار گرفته و نوسانات قیمتی آن افزایش یافته است.
حدود دو هفته از آغاز موج جدید حملات دشمن آمریکایی-صهیونیستی به کشور میگذرد و همزمان با این تحولات، نرخ ارز در بازار آزاد نیز روندی افزایشی را تجربه کرده است؛ بهگونهای که قیمت ارز از حدود ۱۷۵ هزار و ۳۰۰ تومان در ۱۶ تیرماه، پیش از آغاز این حملات، به حدود ۱۹۱ هزار تومان رسیده است.
این در حالی است که در جریان جنگ ۴۰ روزه، بازار ارز واکنشی متفاوت از خود نشان داد و برخلاف برخی پیشبینیها، نرخ ارز نهتنها افزایش قابل توجهی را تجربه نکرد، بلکه در مقاطعی با کاهش نیز همراه شد. از این رو، بررسی عوامل مؤثر بر رفتار بازار در مقاطع مختلف میتواند به درک بهتر نقش متغیرهای سیاسی، انتظارات و شرایط اقتصادی در نوسانات ارزی کمک کند.
چرا ارز در جنگ ۴۰ روزه ارزان شد؟
الناز باقرپور، کارشناس پولی و ارزی در پاسخ به این پرسش که چرا در دوران جنگ ۴۰ روزه نرخ ارز بهجای افزایش با کاهش مواجه شد، با اشاره به نرخهایی که در آن دوران به ثبت رسید، گفت: در نخستین روزهای جنگ، نرخ دلار در بازار آزاد بهطور هیجانی تا محدوده ۱۶۵ هزار تومان افزایش یافت؛ اما آنچه در ادامه روی داد، خلاف انتظار بسیاری از تحلیلگران بود. نرخ ارز در ادامه جنگ و علیرغم تداوم تنشها، ریزشی حدود ۱۵ درصدی را تجربه کرد و به کانال ۱۴۰ هزار تومان بازگشت.
وی این رفتار متناقض را برخلاف نظریههای متعارف اقتصاد کلان دانسته و اظهار کرده بود بهطور مرسوم تئوریهای اقتصادی افزایش عدماطمینان را با افزایش نرخ ارز همراه میداند، موضوعی که نشان میدهد مکانیسم تعیین نرخ در بازار آزاد ایران، اساساً بازتابی از بنیادهای اقتصادی نیست.
باقرپور در تحلیل این اتفاق به حاکمیت بازار غیر رسمی و سوداگری بر رفتار بازار ارز اشاره و تصریح کرده بود: نرخهای شکلگرفته در بازار آزاد ایران – بهویژه در شرایط جنگی – نه نرخهای تعادلی (که بازتابی از عرضه و تقاضای واقعی ارز برای تجارت و خدمات باشد)، بلکه نرخهای ناشی از سوداگری هستند. جهش دلار در آستانه جنگ، بیش از آنکه ناشی از کمبود ارزی یا افزایش تقاضای واقعی باشد، نتیجه قیمتگذاری تلگرامی برای جهتدهی به انتظارات عامه مردم بود. ریزش قیمت از محدوده ۱۶۶ هزار تومان به کانال ۱۴۰ هزار تومان در ادامه جنگ، بهوضوح نشان داد که قیمتهای بالای ۱۶۰ هزار تومان فاقد هرگونه پشتوانه بنیاد اقتصادی بوده است.
تاثیر جنگ بر نرخ ارز
البته برخلاف آنچه در جنگ ۴۰ روزه مشاهده شد بهطور معمول و مرسوم منازعات بینالمللی اغلب منجر به کاهش ارزش پول ملی کشورها میشود.
صندوق بینالمللی پول در گزارشی با بررسی ۱۰۳ مورد آغاز جنگها و درگیریهای نظامی عمده در کشورهای مختلف، آثار اقتصادی این رخدادها را تحلیل کرده است که ارزش پول ملی در برابر دلار بهطور متوسط در سال اول جنگ حدود ۴.۷ درصد و تا سال پنجم حدود ۲۰.۲ درصد کاهش مییابد. در همین مدت، ذخایر ارزی حدود ۳۶.۴ درصد پایین میآید و سطح قیمتها حدود ۳۲.۷ درصد افزایش پیدا میکند. این برآورد نشان میدهد حتی بدون ورود به عملکرد یک بانک مرکزی مشخص، جنگ خود یک متغیر مؤثر بر بازار ارز است.
مرور دادههای تاریخی نیز موید همین رویکرد است؛ چنانچه در جنگ هشت ساله ایران و عراق نیز بازار ارز جهشی ۱۳۰۰ درصدی نشان داد و نرخ دلار که در ابتدای جنگ حدود ۷ تومان بود در پایان دوران هشت ساله به ۱۴۵ تومان رسید.
در دوران جنگ ۱۲ روزه نیز باوجود مدت کوتاه درگیریها نرخ ارز با رشدی ۱۰.۶ درصدی به حدود ۹۳ هزار تومان رسید. نکته جالب آنکه در آن مقطع در روز پس از آغاز جنگ، نرخ ارز به یکباره با حدود هشت هزار تومان افزایش مواجه شد.
حتی چنانچه بخواهیم جنگهای دیگر دنیا را نیز مورد بررسی قرار دهیم وضعیت مشابهی بر اغلب آنها حاکم بوده؛ بهعنوان نمونه در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ و همزمان با آغاز حمله روسیه به اوکراین، روبل در همان روزهای نخست سقوط شدیدی را تجربه کرد. علت اصلی نه صرفاً عملکرد بانک مرکزی، بلکه شوک روانی جنگ، خروج سرمایه، تحریمها و افزایش نااطمینانی بود. مطالعات دانشگاهی نیز نشان دادهاند که خودِ وقوع جنگ اثر مستقیمی بر تضعیف نرخ ارز داشته است.
اما نکته مهمتر این است که بانک مرکزی روسیه حتی با اقدامات کمسابقهای مانند افزایش ناگهانی نرخ بهره به ۲۰ درصد، اعمال کنترل سرمایه و محدودیت خرید و خروج ارز، نتوانست جلوی شوک اولیه را بگیرد و صرفاً توانست در ادامه بازار را به ثبات نسبی برساند.
نوسانات ارزی در بحبوحه جنگ طبیعی است
جمشید عدالتیان، اقتصاددان و استاد دانشگاه در گفتوگو با خبرنگار تازههای اقتصاد درباره دلایل افزایش نرخ ارز در روزهای گذشته خاطرنشان کرد: این سئوالی است که شاید سابقه آن به ۳۰ سال برگردد و در این سالها همواره این پرسش مطرح شده که ریشه افزایش نرخ ارز به چه عاملی گره خورده و بطور مثال از سیاستگذاری اقتصادی ناشی میشود یا از مواردی مانند تورم، نقدینگی و امثالهم!؟
وی گفت: با توجه به شرایط پیش آمده تا حدی وضعیت اقتصاد قابل پیشبینی است و بهطور معمول افرادی که در بازارهای مالی مختلف فعالیت دارند سریعتر از سایرین متوجه این موضوع میشوند. در شرایط جنگی، کاهش درآمدهای ارزی و محدود شدن عرضه ارز، پدیدهای قابل انتظار است. بازار نیز معمولاً پیش از آنکه آثار این تحولات بهطور کامل نمایان شود، این انتظارات را در قیمتها منعکس میکند که معمولا فعالان بازار این امر را زودتر از دیگران درک میکنند.
عدالتیان ادامه داد: آسیبهای زیرساختی وارده و قرار گرفتن در شرایط جنگی با محدودیت در صادرات نفت، گاز، پتروشیمی و غیره همراه است و از سوی دیگر قرار گرفتن در موقعیت محاصره نیز عامل دیگری است که بر اقتصاد اثر دارد.
این اقتصاددان افزود: نکته دیگر آنکه بانک مرکزی نیز ناچار است در شرایط جنگ با احتیاط برخورد کرده و از پمپاژ دلار در بازار به منظور کنترل قیمت خودداری کند چراکه منابع ارزی کشور برای تامین کالاهای اساسی مورد نیاز خواهد بود و باید بهگونهای برنامهریزی شود که از منابع ارزی نهایت استفاده صورت گیرد و برای تخصیص ارز اولویت بندی شود.
عدالتیان همچنین به ابهامات موجود در بازار سرمایه اشاره و اظهار کرد: ابهامات متعدد بازار، مشکلات مختلف تولید از جمله دسترسی به مواد اولیه و تامین انرژی که حتی پیش از وقوع جنگ هم رخ داده بود و مجموع شرایط، بهگونهای است که امروز حتی بابت اینکه ابرتورم نداریم باید از دولت تشکر هم بکنیم.
وی درباره راههای احتمالی برون رفت از این وضعیت نیز تصریح کرد: یک تجربه نشان بدهید که کشوری با ۶ هزار تحریم و جنگ و بمباران مواجه باشد تا بر اساس آن بتوان راهکارهای برون رفت را بررسی کرد. چنین شرایطی شاید تنها در کره شمالی یافت شود که اقتصاد و مدل خاص خود را دارد و درهای خود را به روی دنیا بسته است.
این استاد دانشگاه همچنین تصریح کرد: شاید سئوال درست تر این باشد که راه تابآوری در این شرایط چیست که برای آن هم غیر از صرفهجویی یا موضوعاتی مانند جیرهبندی راهکار دیگری به نظر نمیرسد. شاید در حالت عادی برای افزایش نرخ ارز دهها راهکار وجود داشته باشد اما هیچ کشوری تجربه این حجم از تحریم به همراه جنگ و تورم را نداشته که حال بخواهیم بر اساس تجربیات دنیا به ارائه راهکار بپردازیم.
نظر شما