به گزارش خبرنگار تازههای اقتصاد، در روزهایی که اخبار جنگ، نااطمینانی و نگرانی بر زندگی روزمره سایه انداخته، خلوت شدن سالنهای سینما شاید چندان به چشم نیاید. وقتی امنیت، معیشت و آینده به دغدغه اصلی جامعه تبدیل میشود، طبیعی است که خاموش شدن چراغ یک سالن نمایش در اولویت توجهها نباشد؛ اما قصه سینما به سالنهای نمایش ختم نمیشود. آنچه مخاطب روی پرده میبیند، حاصل زنجیرهای از سرمایهگذاری، اشتغال و فعالیت اقتصادی است که با هر وقفه در تولید یا اکران، آسیب میبیند.
با این حال، پیش از آنکه از آمار و ارقام سخن بگوییم، شاید لازم باشد نکتهای را یادآور شویم؛ نمیتوان از هنر گفت و نگاه هنری نداشت. ارزش سینما فقط در فروش گیشه یا صورتهای مالی خلاصه نمیشود. بخشی از آن در امید، تجربههای جمعی و روایتهایی نهفته است که جامعه را به گفتوگو با خود فرامیخواند؛ همان روایتهایی که در روزهای دشوار، میتوانند به حفظ پیوندهای اجتماعی و بازسازی روحیه عمومی کمک کنند.
پشت هر فیلم، شبکهای از سرمایهگذاری قرار دارد که از مرحله تولید تا اکران درگیر آن هستند. از بازیگران و عوامل فنی گرفته تا سالنداران، شرکتهای تبلیغاتی، رسانهها و دهها شغل دیگر که حیاتشان به چرخش این صنعت وابسته است. صنعتی که پیش از جنگ نیز زیر فشار تورم، تغییر الگوی مصرف فرهنگی و تحولات بازار سرگرمی قرار داشت و جنگ اخیر بر شدت چالشهای آن افزود.
نشانههای این وضعیت را میتوان در آمارهای اکران مشاهده کرد. بر اساس آخرین دادههای سامانه مدیریت فروش و اکران (سمفا)، میزان فروش فیلمهای اکرانشده در سال ۱۴۰۵ تا ۳۰ خردادماه به حدود ۱۳۱ میلیارد و ۴۶۸ میلیون تومان رسیده و بیش از یک میلیون و ۱۲۸ هزار نفر به تماشای این آثار نشستهاند. البته با احتساب فیلمهای کمدی باقیمانده از چرخه اکران سال گذشته، مجموع فروش گیشه بیش از ۲۴۳ میلیارد تومان و تعداد مخاطبان به بیش از دو میلیون نفر میرسد. با این حال، مقایسه این آمار با بهار سال گذشته که حدود ۶ میلیون نفر تماشاگر و نزدیک به ۴۶۰ میلیارد تومان فروش را ثبت کرده بود، از افت چشمگیر مخاطبان و درآمد سینماها حکایت دارد. کاهش چند میلیونی تماشاگران در کنار تأثیرات ناشی از جنگ، محدودیتهای اکران، وقفههای مناسبتی و کمبود فیلمهای پرفروش، فشار مضاعفی بر سینماداران، تهیهکنندگان و سرمایهگذاران این صنعت وارد کرده است. تداوم این روند میتواند رکود گیشه را عمیقتر کرده و چشمانداز اقتصادی سینمای ایران را با چالشهای جدیتری مواجه سازد.
جنگ به مشکلات قدیمی اضافه شد
بسیاری از فعالان سینما معتقدند همه مشکلات امروز را نمیتوان به جنگ نسبت داد. مریم قربانی نیا، منتقد سینما و روزنامهنگار، در گفتوگو با خبرنگار تازههای اقتصاد میگوید سینمای ایران پیش از جنگ با دو بحران اصلی روبهرو بود؛ یکی در حوزه تولید و دیگری در حوزه اکران.
به گفته او، در بخش تولید، رشد پلتفرمهای نمایش خانگی و رقابت آنها برای جذب بازیگران شناختهشده، هزینه ساخت فیلم را به شکل محسوسی افزایش داده است. در چنین شرایطی، بسیاری از آثار مستقل و غیردولتی توان رقابت با بودجههای بالاتر پلتفرمها را از دست دادهاند و از همان مرحله تولید با محدودیتهای مالی جدی مواجه شدهاند.
بحران دوم به اکران بازمیگردد. قربانی معتقد است تمرکز بازار بر فیلمهای کمدی موجب شده بسیاری از آثار اجتماعی و غیرکمدی، حتی با وجود کیفیت مناسب، فرصت چندانی برای موفقیت تجاری پیدا نکنند. نتیجه این وضعیت، دشوارتر شدن بازگشت سرمایه و محتاطتر شدن سرمایهگذاران بوده است.
اما جنگ، مسئله دیگری را نیز به این معادله اضافه کرد؛ کاهش حضور مردم در فضاهای عمومی و تغییر الگوی هزینهکرد خانوارها. در دورههای نااطمینانی، خانوادهها معمولاً بخشی از هزینههای فرهنگی و تفریحی خود را کاهش میدهند و منابع مالی را به سمت نیازهای ضروریتر هدایت میکنند. به همین دلیل، بخشی از رکود سینما از سمت تقاضا شکل میگیرد؛ جایی که مخاطب، حتی اگر امکان رفتن به سینما را داشته باشد، ترجیح میدهد هزینههای خود را مدیریت کند.

وقتی دوربینها خاموش میشوند، اما هزینهها نه
در روزهای نخست جنگ، برخی پروژههای سینمایی که در مرحله تولید قرار داشتند ناچار به توقف شدند. فیلمبرداریها نیمهکاره ماند، برخی لوکیشنها تعطیل شدند و برنامهریزی پروژههایی که ماهها برای آنها زمان صرف شده بود، دچار اختلال شد. اما در صنعت سینما، توقف کار لزوماً به معنای توقف هزینه نیست.
قربانینیا معتقد است یکی از آسیبهای کمتر دیدهشده جنگ، قفل شدن سرمایه در پروژههای نیمهتمام است؛ سرمایهای که باید به چرخه تولید بازگردد و پروژه بعدی را تأمین مالی کند، اما در شرایط بلاتکلیفی امکان گردش خود را از دست میدهد. اجاره تجهیزات، قرارداد عوامل، هزینههای نگهداری لوکیشن و تعهدات مالی تهیهکنندگان همچنان پابرجا میماند. به همین دلیل، هر روز تأخیر در تولید میتواند بار مالی تازهای را بر دوش پروژهها تحمیل کند.
در سینمای مستقل، این مسئله گاه به زیانهای سنگین شخصی منجر میشود. برخی تهیهکنندگان و سرمایهگذاران پروژههای خود را با اتکا به داراییهای شخصی پیش میبرند و طولانی شدن رکود یا بازنگشتن سرمایه میتواند آنها را ناچار کند تا بخشی از داراییهایشان به مانند خانه و ماشین را بفروشند.
پیامد این وضعیت تنها متوجه صاحبان سرمایه نیست. رکود تولید به سرعت خود را در بازار کار سینما نیز نشان میدهد. از بازیگران و عوامل فنی گرفته تا صدابرداران، طراحان صحنه، نیروهای حملونقل، فعالان تبلیغات، روابط عمومی و رسانه، همگی بخشی از زنجیرهای هستند که با کاهش تولید آسیب میبینند.
بر اساس آمارهای صنفی موجود، خانه سینما بیش از ۸ هزار عضو رسمی دارد. در کنار این افراد نیز هزاران نفر به صورت پروژهای و فصلی در این صنعت فعالیت میکنند. به همین دلیل هر وقفه در تولید و اکران، مستقیماً با معیشت بخشی از نیروی کار اقتصاد فرهنگ گره خورده است.
گیشه ناامن و سرمایهگذار محتاط
سید جمال ساداتیان، تهیهکننده سینما، در گفتوگو با خبرنگار تازههای اقتصاد مهمترین اثر جنگ بر این صنعت را افزایش نااطمینانی میداند.
به گفته وی، زمانی که جامعه با ناامنی و بیثباتی مواجه میشود، حضور مردم در فعالیتهای جمعی کاهش مییابد و سینما یکی از نخستین بخشهایی است که این تغییر را احساس میکند. کاهش مخاطب تنها یک آمار نیست؛ علامتی است که سرمایهگذاران دریافت میکنند و بر اساس آن درباره ورود یا خروج سرمایه تصمیم میگیرند.
ساداتیان میگوید مشکل امروز سینمای ایران فقط کاهش مخاطب نیست، بلکه افزایش فاصله میان هزینه تولید و امکان بازگشت سرمایه است. به گفته او، فیلمی که تا یک یا دو سال پیش با ۳۰ تا ۴۰ میلیارد تومان ساخته میشد، امروز به سرمایهای در حدود ۸۰ تا ۹۰ میلیارد تومان نیاز دارد. چنین فیلمی برای آنکه تنها هزینههای تولید، پخش و اکران خود را پوشش دهد، باید فروشی نزدیک به ۳۰۰ میلیارد تومان را تجربه کند؛ رقمی که در شرایط رکود گیشه و کاهش مخاطبان، برای بسیاری از آثار دور از دسترس به نظر میرسد.
در نتیجه چرخهای شکل میگیرد که خروج از آن آسان نیست؛ مخاطب کمتر به درآمد کمتر منجر میشود، درآمد کمتر سرمایهگذاری را کاهش میدهد و کاهش سرمایهگذاری نیز به تولید کمتر و محدود شدن فرصتهای شغلی میانجامد.

وقتی خود سینماگران آسیب میبینند
به اعتقاد ساداتیان، بخشی از خسارتهای جنگ اساسا در آمارهای اقتصادی قابل مشاهده نیست. هنرمندانی که در شرایط عادی میتوانند با خلق آثار فرهنگی بخشی از فشارهای روحی و روانی جامعه را کاهش دهند، خود در معرض همان اضطرابها و نااطمینانیهایی قرار گرفتهاند که کل جامعه با آن مواجه است. در چنین شرایطی، نه فقط ظرفیت تولید کاهش پیدا میکند، بلکه امکان خلق آثار تأثیرگذار نیز دشوارتر میشود.
جنگ فقط بازار سینما را تحت تأثیر قرار نمیدهد؛ بر ذهن و روان کسانی نیز اثر میگذارد که قرار است روایتگر زندگی، امید و تجربههای انسانی باشند.
در کنار آسیبهای واردشده به چرخه تولید و اکران، بخشی از خسارتهای جنگ مستقیماً متوجه خود سینماگران و زیرساختهای این حوزه شده است.
همایون اسعدیان، مدیرعامل خانه سینما، با اشاره به آسیبهای واردشده به برخی فعالان این حوزه، اعلام کرده است که در جریان جنگ اخیر، تعدادی از سینماگران با خسارتهایی در محل کار، تجهیزات حرفهای و حتی منازل شخصی خود مواجه شدهاند. به گفته او، برخی سالنهای سینما نیز از این آسیبها مصون نماندهاند و جبران خسارتها و تدوین سازوکارهای حمایتی برای این بخش، به یکی از مطالبات اصلی صنف سینما تبدیل شده است.
اسعدیان همچنین بر ضرورت تداوم حمایتهای بیمهای از سینماگران تأکید کرده و گفته است که حفظ بیمه درمانی و تکمیلی اعضای خانه سینما یکی از دغدغههای اصلی این نهاد در شرایط کنونی به شمار میرود. در همین راستا، صندوق اعتباری هنر نیز از طراحی بستههایی برای حمایت از هنرمندان آسیبدیده خبر داده است.
سید مجید پوراحمدی، مدیرعامل صندوق اعتباری هنر، اعلام کرده است که سامانهای برای ثبت خسارتهای واردشده به هنرمندان راهاندازی شده تا آسیبهای ناشی از جنگ پس از بررسی کارشناسی ارزیابی و جبران شود. به گفته او، صندوق اعتباری هنر در کنار پرداخت خسارتها، برنامههایی همچون اعطای وامهای قرضالحسنه و تسهیلات کمبهره را نیز برای حمایت از معیشت هنرمندان و کمک به بازگشت فعالیتهای فرهنگی و هنری به شرایط عادی در دستور کار قرار داده است.
بازسازی سینما؛ فراتر از حمایت از یک صنف
در کنار آسیبشناسی وضعیت موجود، هر دو فعال سینمایی بر ضرورت اتخاذ سیاستهای حمایتی تأکید دارند.
مریم قربانی معتقد است حمایت از سینما لزوماً به معنای ورود مستقیم دولت به فرآیند تولید یا گسترش آثار سفارشی نیست. از نگاه او، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، ایجاد سازکارهای تسهیلگر برای تأمین مالی، دسترسی به امکانات تولید و کاهش ریسک سرمایهگذاری است؛ بهویژه برای سینمای مستقل که بیشترین آسیب را از رکود و نااطمینانی متحمل شده است.
ساداتیان نیز ریشه بخش مهمی از مشکلات امروز سینما را در نبود ثبات اقتصادی و اجتماعی میداند. به اعتقاد او، رونق تولید فرهنگی بدون امکان برنامهریزی و پیشبینی آینده ممکن نیست و تا زمانی که فضای عمومی کشور با نااطمینانی همراه باشد، سرمایهگذاران نیز با احتیاط بیشتری وارد این حوزه خواهند شد.
او با اشاره به تجربه کشورهایی مانند آلمان و ژاپن پس از جنگ جهانی دوم معتقد است دولتها در دورههای پس از بحران، در کنار بازسازی زیرساختهای اقتصادی، برای احیای روحیه عمومی جامعه نیز برنامهریزی کردهاند و به هنر و سینما به عنوان بخشی از فرآیند بازسازی ملی نگاه کردهاند.
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد بازسازی پس از بحران تنها به احیای جادهها، کارخانهها و زیرساختهای فیزیکی محدود نمیشود. جامعهای که قرار است دوباره به زندگی عادی بازگردد، علاوه بر اشتغال و درآمد، به امید، اعتماد عمومی و امکان تجربههای جمعی نیز نیاز دارد.
شاید خسارت جنگ به سینما را نتوان تنها با تعداد فیلمهای متوقفشده یا افت فروش گیشه سنجید. بخشی از این خسارت در فرصتهای شغلی از دسترفته، سرمایههای معطلمانده و پروژههایی نهفته است که هیچگاه به سرانجام نرسیدند. اما بخشی دیگر در چیزی ثبت میشود که اندازهگیری آن دشوارتر است؛ در روایتهایی که ساخته نشدند، در سالنهایی که خالی ماندند و در تجربههای جمعیای که از جامعه دریغ شد. به همین دلیل، احیای سینما پس از بحران فقط حمایت از یک صنف فرهنگی نیست؛ تلاشی برای بازگرداندن بخشی از پویایی اقتصادی و حیات اجتماعی جامعه است.
خبرنگار: هانیه محمدی
نظر شما