سه‌شنبه ۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۹:۳۴
هنر اندازه گیری در اقتصاد جنگی

منصور بیطرف، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر اقتصادی در یادداشتی اختصاصی برای تازه‌های اقتصاد، با اشاره به فشارهای تورمی و هزینه‌های اقتصادی جنگ بر معیشت خانوارها، نوشت: «هزینه جنگ یک واقعیت اقتصادی است، اما ضرورت تحمل این هزینه یک واقعیت اقتصادی ـ اجتماعی و در نهایت سیاسی است؛ و معیار آن فقط برداشت سیاستگذار نیست، بلکه برداشت جامعه از عدالت این هزینه است.»

رابرت جرویس، نظریه پرداز معاصر و مشهور علوم سیاسی ایالات متحده آمریکا است. او در سال ۲۰۲۱ فوت کرد. شهرت ویژه او به خاطر یک بحث روانشناسی در علوم سیاسی است. او در سال ۱۹۷۶ میلادی کتابی را نوشت که عنوان آن " برداشت ها و سوء برداشت ها در روابط بین الملل " بود. این کتاب بنا به گفته دانشگاه پرینستون به یکی از آثار کلاسیک در حوزه روان‌شناسی سیاسی و روابط بین‌الملل تبدیل شده است. هدف اصلی این کتاب آن است که به سیاستگذاران و سیاستمداران بفهماند که " آنچه را که شما فکر می کنید درست است لزوما درست نیست. بلکه برداشت شما از یک تصویر می تواند برای فرد دیگر یک برداشت دیگر باشد. " . همچنین یکی دیگر از توصیه های او در این کتاب آن است که " پیامدهای ناآگاهی از تأثیر باورها و انتظارات بر ادراک است که کنشگران اغلب نمی‌توانند توانایی خود را برای انتقال مؤثرِ هم پیام‌های مشخص و هم تصاویر کلی به حداکثر برسانند. به‌ندرت پیش می‌آید که کنشگران متوجه شوند آنچه در فرستادن یک پیام اهمیت دارد، این نیست که خودِ شما چگونه آن را درک می‌کنید، بلکه این است که دیگران چگونه آن را درک خواهند کرد. "

ایران طی چند روز آینده ۷ ماه از مقاومت خود را در برابر جنگی که آمریکا و اسراییل بر آن تحمیل کرده اند را پشت سر می گذارد. در این مدت آمارها و ارقام نشان می دهد که اقتصاد ایران وارد یک " رکود تورمی " شده است. رشد منفی ۱۰ درصدی در سه ماهه اول امسال و تورم نزدیک به ۷۴ درصدی شهریور ماه - سالانه - بدون شک این علامت خوشایندی برای هیچ اقتصادی نیست. اما باید اینها را " ضرورت های جنگ " نامید. هر کشوری که وارد جنگ شود - آن هم جنگ دفاعی و مقاومتی - پیامدهای اقتصادی این چنینی خواهد داشت. حال سوال این است که این " ضرورت " تا کجا عادلانه است؟ و سوال دیگر آن است که عادلانه بودن آن را چه کسی تعیین می کند؟

تردیدی نیست که هر جنگ یا مقاومتی برای خود هزینه هایی دارد. هزینه هایی که می توان آن را " بار دفاعی " نام نهاد. این بار شامل : کاهش مصرف خانوار؛ کاهش ارزش پول ملی؛ کاهش درآمدهای صادراتی؛ کاهش واردات؛ کاهش درآمدهای نفتی و ... است هر کدام از این بارها به تدریج آثار و تبعات خود را بر سفره های خانوار خواهد گذاشت. این را می توانیم بر افزایش قیمت کالاها و خدمات مشاهده کنیم. افزایش یکباره ۴۰ درصدی قیمت اینترنت، افزایش قیمت محصولات لبنی و حتی نان از ضرورت های این روزهای اقتصاد جنگی است. اما مهم این نیست که این ضرورت را دولت و یا سیاستمداران چگونه می بینند، مهم آن است که مردم چگونه آن را درک خواهند کرد. در واقع در اینجاست که تمایز میان مردم با سیاستمداران و سیاست گذاران روشن می شود و " عادلانه بودن ضرورت " خود را در این مرحله نشان می دهد. مرحله ای که " درک مردم از شرایط " است. نکته ای که بهتر است به آن توجه ویژه شود این است که هزینه جنگ یک واقعیت اقتصادی است، اما ضرورت تحمل این هزینه یک واقعیت اقتصادی ـ اجتماعی و در نهایت سیاسی است؛ و معیار آن فقط برداشت سیاستگذار نیست، بلکه برداشت جامعه از عدالت این هزینه است.

در یادداشت قبل درباره " تاب آوری اقتصاد و خانوار" نوشتیم. اقتصاد جنگی خانوار تا یک آستانه ای تاب می اورد. بعد از آن به مرحله ای می رسد که بحران آفرین می شود. تا قبل از آنکه بحران به سراغ سفره های مردم بیاید بهتر است این شرایط را به نحو احسن و به نفع ملت حل کرد. واقعیت آن است که " باورها و انتظارات " برخی از جریانات سیاسی در کشور با " باورها و انتظارات " غالب بر کشور، فاصله زیادی دارد و همین امر باعث شده که شرایطی بر فضای سیاسی و اقتصادی کشور حاکم شود که انگار " تعلیق " است. شاید به همین خاطر است که دولتمردان کشور اعم از رییس جمهور و یا رییس مجلس به طور مکرر می گویند که باید از شرایط " نه جنگ نه صلح " خارج شد و به نفع کشور این ماجرا را خاتمه داد. یادداشت را با یک ایده ناب از ورنر یگر، دانشمند آلمانی به پایان می برم. او در کتاب " پایدیا" در بخش افلاطون از " هنر اندازه گیری " سخن می گوید و آن را نقل به مضمون یک " هنر ناب " می داند. حال ضرورت جنگ هم به این هنر ناب نیاز دارد. ضرورت جنگ را نمی‌توان صرفاً با مقایسه "بیشتر یا کمتر" سنجید. مسئله اصلی این است که آیا هزینه‌ای که به جامعه تحمیل می‌شود با "اندازه درست" متناسب است یا خیر.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha