دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵ - ۱۵:۵۸
دو اقتصاددان آمریکایی برنده نوبل 2026

جایزه نوبل اقتصاد امسال به دو اقتصاددانی که با توسعه مدل‌های جدید اقتصاد کلان، به بهبود سیاست‌های تثبیت اقتصادی و مقابله با شوک‌هایی مانند تورم و بحران‌های انرژی کمک کرده‌اند، رسید.

به گزارش خبرنگار بین‌الملل تازه‌های اقتصاد؛ روز دوشنبه، استکهلم بار دیگر به کانون توجه اقتصاددانان جهان تبدیل شد؛ جایی که آکادمی سلطنتی علوم سوئد نام دو چهره برجسته اقتصاد آمریکا، رابرت ای. هال و مایکل وودفورد، را به‌عنوان برندگان جایزه علوم اقتصادی یادبود آلفرد نوبل در سال ۲۰۲۶ اعلام کرد.

این دو اقتصاددان به دلیل پژوهش‌های خود درباره «مبانی اقتصاد خردِ سیاست‌های تثبیت اقتصاد کلان» مورد تقدیر قرار گرفتند؛ موضوعی که به یکی از پرسش‌های اساسی اقتصاد مدرن پاسخ می‌دهد: دولت‌ها و بانک‌های مرکزی چگونه می‌توانند با شناخت رفتار مردم و بنگاه‌ها، تصمیم‌های اقتصادی مؤثرتری بگیرند؟

اهمیت این پژوهش‌ها در دنیایی که با تورم، رکود، نوسانات بازارهای مالی و نااطمینانی‌های اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کند، بیش از پیش نمایان شده است. تصمیم‌های بانک‌های مرکزی درباره نرخ بهره یا سیاست‌های دولت‌ها در حوزه مالیات و هزینه‌کرد، زمانی اثربخش‌تر خواهند بود که واکنش خانوارها، شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران به این تصمیم‌ها نیز در محاسبات سیاست‌گذاران لحاظ شود.

عبور از آمارهای صرف؛ وقتی رفتار مردم به قلب اقتصاد کلان می‌رسد

اقتصاد کلان سال‌هاست با پرسش‌هایی مانند علت افزایش تورم، چگونگی شکل‌گیری رکود و راه‌های بازگرداندن اقتصاد به مسیر رشد روبه‌رو است. اما پاسخ به این پرسش‌ها صرفاً با بررسی روابط آماری میان متغیرهایی مانند تولید، مصرف و قیمت‌ها امکان‌پذیر نیست؛ زیرا پشت هر عدد، مجموعه‌ای از تصمیم‌های انسانی و اقتصادی قرار دارد.

خانوارها درباره میزان مصرف و پس‌انداز تصمیم می‌گیرند، بنگاه‌ها برای سرمایه‌گذاری و استخدام نیروی کار برنامه‌ریزی می‌کنند و سرمایه‌گذاران نیز بر اساس انتظارات خود از آینده واکنش نشان می‌دهند. همین رفتارها در کنار یکدیگر، مسیر متغیرهای کلان اقتصادی را شکل می‌دهند.

رویکرد مبتنی بر مبانی اقتصاد خرد تلاش می‌کند این ارتباط را روشن‌تر کند. به بیان ساده، برای آنکه بدانیم افزایش نرخ بهره چه اثری بر تورم یا اشتغال خواهد گذاشت، باید درک کنیم که خانوارها و شرکت‌ها چگونه به این تغییر واکنش نشان می‌دهند. چنین نگاهی به سیاست‌گذاران کمک می‌کند پیامدهای تصمیم‌های خود را دقیق‌تر ارزیابی کنند و از اتکا به روابط آماری‌ای که ممکن است در شرایط جدید تغییر کنند، فاصله بگیرند.

رابرت ای. هال؛ اقتصاددانی در جست‌وجوی منطق مصرف و اشتغال

رابرت ای. هال، اقتصاددان آمریکایی و استاد بازنشسته دانشگاه استنفورد، یکی از چهره‌های شناخته‌شده در پژوهش‌های مربوط به اقتصاد کلان، بازار کار و رفتار مصرف‌کنندگان است. او مدرک دکترای اقتصاد خود را از مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) دریافت کرده و از اعضای ارشد مؤسسه هوور در دانشگاه استنفورد است.

بخش مهمی از فعالیت‌های علمی هال به این پرسش اختصاص دارد که خانوارها چگونه درباره مصرف و پس‌انداز تصمیم می‌گیرند و سیاست‌های اقتصادی چه تأثیری بر رفتار آن‌ها می‌گذارند. پژوهش‌های او درباره بازار کار، نوسانات اقتصادی و اثر سیاست‌های مالی دولت بر تولید نیز جایگاه مهمی در ادبیات اقتصاد کلان دارد.

دو اقتصاددان برای «رمزگشایی از رفتار مردم و بنگاه‌ها» نوبل گرفتند

هال در حوزه سیاست مالیاتی هم چهره‌ای شناخته‌شده است. او همراه با آلوین رابوشکا در توسعه الگوی «مالیات مسطح» مشارکت داشت؛ الگویی که بر ساده‌سازی ساختار مالیاتی و کاهش پیچیدگی‌های نظام مالیاتی تأکید می‌کند.

یکی دیگر از پیشنهادهای جالب توجه هال به سال ۱۹۸۲ بازمی‌گردد؛ زمانی که او طرحی برای نظام پولی مبتنی بر سبدی از کالاها با عنوان ANCAP ارائه کرد. این سبد شامل نیترات آمونیوم، مس، آلومینیوم و تخته‌سه‌لا بود؛ ایده‌ای متفاوت که نشان می‌داد جست‌وجوی راه‌های جایگزین برای طراحی نظام‌های پولی، از مدت‌ها پیش بخشی از دغدغه‌های پژوهشی او بوده است.

مایکل وودفورد؛ معمار نگاه تازه به سیاست پولی

اگر هال را بتوان یکی از چهره‌های مهم پژوهش درباره رفتار مصرف‌کنندگان و بازار کار دانست، مایکل وودفورد را باید از اقتصاددانانی به شمار آورد که درک نظری از سیاست پولی و نقش انتظارات را متحول کردند.

وودفورد، استاد دانشگاه کلمبیا، مدرک دکترای اقتصاد خود را در سال ۱۹۸۳ از MIT دریافت کرد. شهرت بین‌المللی او بیش از هر چیز با کتاب جریان‌ساز «نرخ بهره و قیمت‌ها: مبانی نظریه سیاست پولی» گره خورده است؛ اثری که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد و به یکی از منابع مهم در مطالعه سیاست پولی تبدیل شد.

دو اقتصاددان برای «رمزگشایی از رفتار مردم و بنگاه‌ها» نوبل گرفتند

ایده محوری وودفورد این است که بانک‌های مرکزی تنها با تغییر نرخ بهره بر اقتصاد اثر نمی‌گذارند؛ بلکه آنچه درباره تصمیم‌های آینده خود به بازار منتقل می‌کنند نیز اهمیت زیادی دارد. اگر خانوارها و بنگاه‌ها باور کنند که بانک مرکزی در آینده چه مسیری را دنبال خواهد کرد، ممکن است همین انتظار، از امروز بر تصمیم‌های آن‌ها درباره مصرف، پس‌انداز، سرمایه‌گذاری و قیمت‌گذاری تأثیر بگذارد.

دو اقتصاددان برای «رمزگشایی از رفتار مردم و بنگاه‌ها» نوبل گرفتند

اهمیت این دیدگاه پس از بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۸ بیشتر شد؛ زمانی که نرخ بهره در برخی اقتصادهای پیشرفته به نزدیکی صفر رسید و امکان کاهش بیشتر آن محدود شد. در چنین شرایطی، بانک‌های مرکزی بیش از گذشته به ابزارهایی مانند «هدایت پیش‌نگر» یا Forward Guidance روی آوردند؛ ابزاری که از طریق اعلام مسیر احتمالی سیاست پولی در آینده، می‌کوشد انتظارات اقتصادی را مدیریت کند.

البته هدایت پیش‌نگر به‌تنهایی تضمین‌کننده موفقیت سیاست پولی نیست. اعتبار بانک مرکزی، باورپذیری وعده‌های آن و شرایط اقتصادی تعیین می‌کنند که این ابزار تا چه اندازه مؤثر باشد.

نوبل اقتصاد چه مسیری را طی کرده است؟

جایزه علوم اقتصادی یادبود آلفرد نوبل، برخلاف جوایز اولیه مطرح‌شده در وصیت‌نامه نوبل، بعدها به ابتکار بانک مرکزی سوئد ایجاد شد. این جایزه در سال ۱۹۶۸ پایه‌گذاری شد و نخستین بار در سال ۱۹۶۹ به برندگان تعلق گرفت. با گذشت زمان، این جایزه به یکی از مهم‌ترین افتخارات علمی در رشته اقتصاد تبدیل شد.

در سال ۲۰۲۵، جوئل موکیر، فیلیپ آگیون و پیتر هویت به دلیل پژوهش‌های خود درباره نوآوری، رشد اقتصادی و سازوکار «تخریب خلاق» برنده این جایزه شدند. تحقیقات آن‌ها توضیح می‌دهد که چگونه ورود فناوری‌ها و محصولات جدید، ضمن کنار زدن برخی فعالیت‌ها و شرکت‌های قدیمی، می‌تواند موتور رشد اقتصادی بلندمدت باشد.

دو اقتصاددان برای «رمزگشایی از رفتار مردم و بنگاه‌ها» نوبل گرفتند

پژوهش‌های رابرت هال و مایکل وودفورد نیز بر اهمیت شناخت همین ارتباط تأکید دارند. از رفتار مصرف‌کنندگان و تصمیم‌های بنگاه‌ها گرفته تا انتظارات بازار از سیاست‌های آینده بانک مرکزی، همگی در تعیین میزان موفقیت سیاست‌های اقتصادی نقش دارند.

در جهانی که اقتصادها با شوک‌های پی‌درپی و نااطمینانی‌های فزاینده روبه‌رو هستند، پیام اصلی این رویکرد روشن است. برای تثبیت اقتصاد، فقط دانستن اینکه چه اتفاقی افتاده کافی نیست؛ باید فهمید چرا رخ داده و مردم و بنگاه‌ها در واکنش به تصمیم‌های سیاست‌گذاران چه خواهند کرد.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha