به گزارش خبرنگار بینالملل تازههای اقتصاد، ساختار بازارهای جهانی که تا پیش از این با همبستگی بالا حرکت میکرد، اکنون در حال شکاف برداشتن است. در حالی که والاستریت تحت تأثیر بازدهی ۵ درصدی اوراق خزانهداری آمریکا در حال اصلاح است، بازارهای آسیایی رفتاری دوگانه نشان میدهند؛ ژاپن با قدرت به سمت جلو حرکت میکند، اما باقی بازارها در سکون به سر میبرند. همزمان، معاملات آتی اروپا با نگاهی بدبینانه به پیامدهای تورمی نفت ۱۰۰ دلاری، روز سختی را پیشبینی میکنند.
معمای واگرایی آسیا؛ چرا توکیو ساز مخالف میزند؟
بازارهای آسیایی دیگر یکپارچه عمل نمیکنند. ژاپن، پس از تعطیلات سهروزه، با قدرت به سمت بالا حرکت کرده و شاخص نیکی ۲۲۵ رشد چشمگیری را ثبت کرده است. دلیل این موفقیت نه در کلیت بازار، بلکه در «تخصصگرایی» است؛ گزارش رویترز حاکی است که تقاضای بیوقفه جهانی برای نیمههادیها و زیرساختهای هوش مصنوعی، توکیو را به پناهگاه امنی برای سرمایهگذاران تبدیل کرده است.
در مقابل، هنگکنگ و چین مسیر متفاوتی را طی میکنند که ناشی از تردید در سیاستهای پولی و ضعف تقاضای داخلی است. این واگرایی نشان میدهد که نقدینگی جهانی از «بازارهای عمومی» به سمت «بازارهای استراتژیک» در حال کوچ است و توکیو در این چرخه، برنده اصلی در منطقه اقیانوس آرام محسوب میشود.
با این حال، این رشد شکننده است. افزایش بازده اوراق ۱۰ ساله ژاپن به ۳.۰۵ درصد، زنگ خطری است که نشان میدهد حتی بازارهای منزوی از نظر پولی نیز نمیتوانند از طوفان نرخ بهره جهانی فرار کنند؛ این یعنی پایان دوران نرخ بهره منفی ژاپن ممکن است به زودی شتاب بگیرد.
سایه سنگین انرژی و رکود بر معاملات آتی اروپا
در همین حال و طبق گزارش بلومبرگ معاملات آتی اروپا در وضعیت قرمز قرار گرفتهاند که بازتابدهنده هراس سرمایهگذاران از حساسیت شدید این قاره به قیمت انرژی است. در حالی که آمریکا میتواند با تکیه بر تولید داخلی انرژی، اثرات نفت ۱۰۰ دلاری را تعدیل کند، صنایع اروپا به شدت به واردات انرژی وابسته هستند و این نفت گران، مستقیماً حاشیه سود شرکتهای اروپایی را هدف قرار میدهد.
این وضعیت یک «تله سیاستی» برای بانک مرکزی اروپا ایجاد کرده است. اگر نرخ بهره را برای مبارزه با تورم انرژی افزایش دهند، رکود عمیقتر میشود؛ اگر نرخ را ثابت نگه دارند، فرار سرمایه به سمت دلارِ با بازدهی بالا، ارزش یورو را فرو میپاشد. این همان دلیلی است که معاملهگران آتی را به سمت موقعیتهای فروش سوق داده است.
علاوه بر این، رکود در بازارهای آتی اروپا نشاندهنده یک «بازنگری در ریسک اعتباری» است. سرمایهگذاران در اروپا نه تنها از رشد اقتصادی ناامید شدهاند، بلکه نگران ناتوانی دولتهای اروپایی در مدیریت بدهیها در محیط نرخ بهره ۵ درصدی هستند که فاصله بازدهی اوراق قرضه اروپایی با اوراق آمریکایی را بحرانی کرده است.
دگردیسی سبد دارایی؛ خروج از «تکنولوژی محض»
آنچه در والاستریت رخ میدهد، تنها یک فروش ساده نیست، بلکه آغاز فرآیند «بازآرایی داراییها» است. در حالی که سرمایهگذاران پیش از این تنها بر سهام تکنولوژی تمرکز داشتند، اما با رسیدن بازده اوراق قرضه آمریکا به سطوح ۱۸ سال اخیر، مدلهای ارزشگذاری آنها نیز تغییر کرده است، به طوری که سودهای نقدی در اوراق قرضه، اکنون به عنوان جایگزینی جدی برای سودهای متغیر و پرریسک شرکتهای نرمافزاری به شمار میرود.
تحلیلگران این تغییر رفتار را حاکی از این حقیقت میدانند که بازارها به دنبال «ارزش واقعی» در مقابل «رشد آتی» هستند. شرکتهای بخش ارتباطات و مصرفی در آمریکا که نقدینگی کمتری دارند، اولین قربانیان این تغییرِ ذائقه سرمایهگذاران هستند. این خروج سرمایه، نقدینگی را از بخشهای نوآورانه به سمت ابزارهای درآمد ثابت میکشد.
پیامد این رویکرد، کاهش ضریب P/E (قیمت به سود) در کل بازار است. سرمایهگذاران دیگر حاضر نیستند برای شرکتهایی که سودآوریشان دور از دسترس است، قیمتهای نجومی بپردازند، مگر اینکه آن شرکتها مانند غولهای تراشهسازی، نقش زیرساختی در اقتصاد جهانی داشته باشند.
چشمانداز ترکیه؛ ضربهگیر در برابر نوسانات جهانی
برای اقتصاد ترکیه، وضعیت فعلی به معنای «فشار همزمان از دو جبهه» است:
- نخست افزایش هزینههای واردات انرژی؛ ترکیه به عنوان یک واردکننده خالص انرژی، با نفت ۱۰۰ دلاری و تقویت دلار، با موج تورمی هزینه-فشارمواجه است.
- دوم، ریسک خروج سرمایه؛ افزایش جذابیت اوراق قرضه دلاری، قدرت جذب سرمایه خارجی به بازار داخلی ترکیه را کاهش میدهد.
در چنین محیطی، تولیدکنندگان ترکیه بیش از هر زمان دیگری نیازمند مدیریت هزینههای مالی هستند. روزنامه دنیا با اشاره به نوسانات شدید بازارهای جهانی توصیه میکند که ترکیه باید به جای تکیه بر نقدینگی کوتاهمدت خارجی، سیاستهای خود را بر پایداری درآمدهای ارزی متمرکز کند تا در برابر نوسانات قیمت انرژی مصون بماند.
نگاه به آینده نشان میدهد که معاملهگران در استانبول باید بیش از هر زمان دیگری «دادههای کارگری» و «شاخصهای تولید» در آمریکا را رصد کنند، چرا که هرگونه نشانهای از ضعف در بازار کار آمریکا میتواند به تغییر سیاست فدرال رزرو منجر شود؛ تنها متغیری که میتواند فشار کنونی بر بازارهای نوظهور را کاهش دهد.
بازارهای جهانی در حال عبور از یک مرحله انتقال سخت هستند؛ مرحلهای که در آن «پول ارزان» برای همیشه به تاریخ پیوسته است. در این میان واگرایی مسیر آسیا و هراس اروپا تاییدی است بر این ادعا که سرمایهگذاران در حال دستهبندی دوباره جهان به دو بخش «ارزشمحور» و «وابسته به نقدینگی» هستند.
در بحبوحه تحولات بازارها، نفت ۱۰۰ دلاری و اوراق قرضه ۵ درصدی، تبدیل به موانع ساختاری شدهاند که هرگونه تلاش برای بازگشت به خوشبینیهای ابتدای هفته را خنثی میکنند. بنا بر این پیروزِ این دورانِ گذار، نه تکنولوژیهای فانتزی، بلکه شرکتها و اقتصادهایی خواهند بود که کمترین وابستگی را به بدهیهای سنگین دارند.
نظر شما