به گزارش تازههای اقتصاد و به نقل از نیویورکتایمز، در شرایطی که تغییرات اقلیمی به یکی از ریسکهای مهم بلندمدت اقتصاد جهان تبدیل شده، سیاستهای انرژی دولت دونالد ترامپ با تمرکز بر سوختهای فسیلی، کاهش مقررات زیستمحیطی و محدود کردن روند گذار به انرژیهای پاک، نگرانیهایی درباره آینده بازار انرژی، سرمایهگذاری جهانی و رقابت فناوری ایجاد کرده است.
نیویورکتایمز در بررسی وضعیت مبارزه با تغییرات اقلیمی، کاهش توجه سیاسی به این بحران را تا حدی ناشی از همزمانی جنگ، تنشهای ژئوپلیتیکی، هوش مصنوعی و مناقشات تجاری میداند؛ اما در عین حال، سیاستهای دولت ترامپ را یکی از عوامل مهم تضعیف تلاشهای جهانی برای مقابله با گرمایش زمین عنوان میکند.
تمرکز ترامپ بر سوختهای فسیلی
دولت ترامپ بر توسعه سوختهای فسیلی، کاهش مقررات زیستمحیطی و تقویت تولید و صادرات انرژی آمریکا تمرکز کرده است؛ رویکردی که به اعتقاد منتقدان، میتواند سرمایهگذاری در انرژیهای پاک را کند و وابستگی اقتصاد جهانی به سوختهای فسیلی را طولانیتر کند. اهمیت این سیاست فراتر از آمریکا است؛ چراکه واشنگتن یکی از بازیگران اصلی بازار جهانی انرژی است و استفاده از صادرات گاز طبیعی بهعنوان ابزار سیاست خارجی میتواند کشورهای دیگر را نیز به سمت توسعه زیرساختهای فسیلی سوق دهد. در چنین شرایطی، سرمایهای که میتوانست به توسعه فناوریهای کمکربن اختصاص یابد، ممکن است برای سالها در پروژههای نفت و گاز قفل شود.
فاصله جهان با اهداف اقلیمی

نیویورکتایمز با اشاره به هدف محدود کردن افزایش دمای زمین به ۱.۵ درجه سانتیگراد، تأکید میکند که روند فعلی انتشار گازهای گلخانهای همچنان خطر افزایش بیشتر دمای زمین را در دهههای آینده افزایش میدهد. در همین حال، چین و برخی اقتصادهای نوظهور مانند پاکستان سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، خودروهای برقی و فناوریهای پاک را افزایش دادهاند. در چنین شرایطی، تداوم تمرکز آمریکا بر سوختهای فسیلی میتواند خطر عقبماندن این کشور از بخشهایی از اقتصاد و فناوری آینده را نیز افزایش دهد.
نقش آمریکا تنها به میزان انتشار گازهای گلخانهای آن محدود نمیشود. قدرت اقتصادی، فناوری و صنعتی این کشور باعث شده سیاستهای واشنگتن بر تصمیم دولتها و شرکتهای دیگر نیز اثر بگذارد. از این رو، ادامه توسعه نفت و گاز آمریکا میتواند روند جهانی گذار انرژی را کندتر کرده و رقابت بر سر فناوریهای پاک را به نفع اقتصادهایی تغییر دهد که سرمایهگذاری گستردهتری در این حوزه انجام میدهند.
نقد اقتصادی سیاست ترامپ
از نگاه نیویورکتایمز، یکی از مهمترین نگرانیها درباره سیاست انرژی ترامپ، ریسک بلندمدت سرمایهگذاری در داراییهای فسیلی است. پروژههای نفت، گاز و زیرساختهای مرتبط با آنها به سرمایهگذاری سنگین و دوره بازگشت طولانی نیاز دارند و در صورت شتاب گرفتن گذار جهانی به انرژیهای پاک، ممکن است پیش از پایان عمر اقتصادی خود با کاهش تقاضا و ارزش مواجه شوند؛ پدیدهای که از آن با عنوان «داراییهای سرگردان» یاد میشود.
از سوی دیگر، کاهش مقررات زیستمحیطی میتواند بخشی از هزینههای تولید را برای شرکتها کاهش دهد، اما هزینههای آلودگی، آسیبهای اقلیمی و پیامدهای بهداشتی آن ممکن است در نهایت به خانوارها و دولتها منتقل شود. به این ترتیب، بخشی از هزینه واقعی تولید انرژی فسیلی ممکن است از صورتحساب شرکتها خارج و به اقتصاد و جامعه منتقل شود.
اقلیم؛ مسئلهای اقتصادی و ژئوپلیتیک
امروزه تغییرات اقلیمی با تورم، قیمت انرژی، سرمایهگذاری، تجارت، کشاورزی، بیمه و هزینههای زیرساختی دولتها ارتباط مستقیم دارد.
سیاست انرژی آمریکا میتواند بر سرعت گذار جهانی به سمت فناوریهای کمکربن اثر بگذارد. تمرکز ترامپ بر نفت و گاز، در حالی که بخشهایی از اقتصاد جهان به سرعت در حال حرکت به سمت انرژیهای پاک هستند، این نگرانی را ایجاد کرده که آمریکا در برخی صنایع آینده، از خودروهای برقی و باتری گرفته تا فناوریهای انرژی پاک، بخشی از مزیت رقابتی خود را از دست بدهد. مسئله فقط افزایش تولید نفت و گاز آمریکا نیست؛ تصمیمات امروز واشنگتن میتواند مسیر سرمایهگذاری جهانی، سرعت گذار انرژی و جایگاه صنعتی کشورها در اقتصاد آینده را تغییر دهد. از این منظر، مهمترین انتقاد به سیاست ترامپ آن است که تمرکز بر منافع کوتاهمدت سوختهای فسیلی ممکن است هزینهها و ریسکهای اقتصادی بلندمدت را به آینده منتقل کند.
نظر شما