به گزارش خبرنگار بینالملل تازههای اقتصاد؛ رهبران بریکس در دهلینو گرد هم آمدند تا درباره آینده همکاریهای اقتصادی و سیاسی گفتوگو کنند؛ نشستی که پرسش مهمی را مطرح میکرد: آیا اعضای بریکس میتوانند وزن جمعیتی و اقتصادی خود را به قدرتی واقعی در تجارت، انرژی، سرمایهگذاری و نظام مالی جهان تبدیل کنند و بخشی از قواعد اقتصادی تحت رهبری آمریکا را تغییر دهند؟
از یک اصطلاح اقتصادی تا یک باشگاه جهانی
اصطلاح BRIC در سال ۲۰۰۱ توسط یک اقتصاددان والاستریت برای توصیف اقتصادهای نوظهور برزیل، روسیه، هند و چین مطرح شد. با پیوستن آفریقای جنوبی در سال ۲۰۱۰، BRICS شکل گرفت و همکاریها از حوزه اقتصادی فراتر رفت. موج جدید توسعه بریکس و پیوستن ایران، مصر، اتیوپی و امارات متحده عربی، این مجموعه را به شبکهای متنوعتر با دسترسی گسترده به منابع انرژی، بازارهای مصرف و مسیرهای تجاری مهم تبدیل کرده است.
حضور تولیدکنندگان بزرگ نفت و گاز در کنار اقتصادهای صنعتی و مصرفکننده انرژی، ظرفیت چانهزنی بریکس را در اقتصاد جهانی افزایش داده است؛ ظرفیتی که در صورت هماهنگی بیشتر میتواند به یک اهرم ژئواکونومیک تبدیل شود.
چرا آمریکا بریکس را جدی گرفته است؟
رشد بریکس از نگاه واشنگتن دیگر صرفاً موضوعی دیپلماتیک نیست. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، کشورهایی را که با آنچه او «سیاستهای ضدآمریکایی» بریکس میخواند همسو شوند، به اعمال تعرفههای اضافی تهدید کرده است. این موضع منفی نشان میدهد آمریکا گسترش بریکس را بخشی از رقابت بر سر نفوذ اقتصادی و سیاسی جهانی میداند. نگرانی اصلی واشنگتن تنها افزایش تعداد اعضا نیست؛ بلکه احتمال شکلگیری شبکهای از تجارت، پرداخت، سرمایهگذاری و انرژی است که وابستگی اعضا به سازوکارهای مالی تحت سلطه غرب را کاهش دهد.
دلار؛ میدان اصلی رقابت
دلار همچنان ستون اصلی تجارت و نظام مالی جهان است، اما اعضای بریکس در سالهای اخیر به دنبال افزایش استفاده از ارزهای ملی در مبادلات بودهاند. چین و روسیه سهم دلار در تجارت دوجانبه را کاهش دادهاند و کشورهایی مانند هند و امارات نیز سازوکارهای تسویه با ارزهای ملی را توسعه دادهاند.
هدف بریکس لزوماً حذف فوری دلار نیست؛ بلکه ایجاد گزینههای جایگزین و کاهش وابستگی به آن است. در صورت گسترش این روند، بخشی از قدرت مالی آمریکا در بلندمدت میتواند تحت تأثیر قرار گیرد.
ایران؛ قطعهای مهم در معادله بریکس
برای ایران، عضویت در بریکس اهمیت ویژهای دارد. تهران هم از ذخایر قابل توجه انرژی برخوردار است و هم موقعیتی جغرافیایی دارد که میتواند آن را به مسیر ارتباطی میان خلیج فارس، آسیای مرکزی، قفقاز، روسیه و بازارهای جهانی تبدیل کند. بریکس میتواند برای ایران مسیرهایی برای توسعه تجارت، استفاده از ارزهای ملی، جذب سرمایهگذاری در انرژی و زیرساخت و تقویت جایگاه کشور در کریدورهای ترانزیتی ایجاد کند. با این حال، عضویت بهتنهایی تحریمها را خنثی نمیکند. ایران باید تولید، صادرات، زیرساختهای بانکی و لجستیکی خود را تقویت کند تا این ظرفیت سیاسی به دستاورد اقتصادی تبدیل شود.
بریکس با وجود ظرفیتهای گسترده، هنوز یک بلوک اقتصادی یکپارچه نیست. چین و هند رقبای جدی یکدیگرند، منافع روسیه و چین در همه حوزهها یکسان نیست و کشورهای خلیج فارس در کنار همکاری با چین و روسیه، روابط اقتصادی و امنیتی مهمی با آمریکا دارند. حتی درباره دلارزدایی نیز اجماع کاملی وجود ندارد.
بنابراین بزرگترشدن بریکس الزاماً به معنای قدرتمندترشدن آن نیست. قدرت واقعی زمانی شکل میگیرد که اعضا بتوانند در حوزههایی مانند پرداخت، تجارت، سرمایهگذاری، انرژی و تأمین مالی سازوکارهای عملی مشترک ایجاد کنند. با این حال، یک واقعیت تغییر کرده است؛ بریکس دیگر گروه کوچکی از اقتصادهای نوظهور نیست. نزدیک به نیمی از جمعیت جهان در کشورهای عضو آن زندگی میکنند و بخش قابل توجهی از تولید، انرژی و تجارت جهانی در اختیار این مجموعه است.
برای آمریکا، این روند میتواند به معنای شکلگیری گزینههایی در برابر نظم اقتصادی موجود باشد؛ و برای ایران، فرصتی مهم برای تبدیل عضویت در بریکس به صادرات، سرمایهگذاری، قراردادهای انرژی، پروژههای زیرساختی و کاهش هزینه مبادلات مالی. رقابت بر سر شکل اقتصاد آینده جهان آغاز شده است؛ بریکس در حال بزرگترشدن است و ایران اکنون در یکی از مهمترین قطبهای این تحول قرار دارد.
نظر شما