به گزارش خبرنگار بینالملل تازههای اقتصاد، در دورانی که شکاف میان مهارتهای دانشگاهی و نیازهای واقعی صنایع به بحرانیترین سطح خود رسیده است، شورای آموزش عالی ترکیه (YÖK) با اتخاذ رویکردی جسورانه، مدل سنتی آموزش را زیر سؤال برده است. این نهاد با هدف تبدیل دانشگاهها به موتورهای محرک تولید، سیاست «آموزش در محیط کسبوکار» را کلیدیترین راهکار خود برای مقابله با بیکاری فارغالتحصیلان و ناترازی نیروی کار قرار داده است.
انتقال کلاسهای درس به کارخانه
روزنامه حریت ترکیه گزارش داد که شورای آموزش عالی ترکیه با اجرای طرحی جدید، دانشجویان را از سکون اتاقهای درس به پویایی محیطهای کاری هدایت میکند. طبق گفته «ارول اوزوار» رئیس این شورا، هدف این است که دانشجو حداقل یک یا دو نیمسال را در دل صنایع بگذراند. این حرکت به معنای آن است که دانشگاه دیگر به تولید دانش نظری بسنده نمیکند، بلکه مسئولیت یادگیری مهارتی را نیز بر عهده میگیرد.
این تحول از طریق مدل «۱+۳» در حال گسترش است که در آن سه ترم در دانشگاه و یک ترم کامل در محیط کار سپری میشود، مدلی که با هدف ایجاد پیوند مستقیم میان تئوری و عمل طراحی شده است. قرار است در مرحله نخست این طرح ۱۲۰ هزار دانشجو در ۱۸۵ برنامه مختلف شرکت کنند.
پایان عصر کارآموزیهای سطحی
یکی از بزرگترین نقاط ضعف نظام آموزشی قدیم، کارآموزیهای کوتاهمدت و بیهدف بود که اغلب تنها به مشاهده فعالیتهای ساده محدود میشد. مدل جدید ترکیه، کارآموزی را از یک تجربه گذرا به یک واحد درسی معتبر و دارای اعتبار (Credit) تبدیل میکند که طی آن دانشجو باید حداقل ۴ ماه در یک شرکت حضور داشته باشد تا بتواند مهارتهای خود را اثبات کند.
این تفاوت ۴ ماهه، از نظر اوزوار یک شکاف معرفتی عمیق است؛ زیرا در ۲۰ روز نمیتوان توانمندی واقعی یک فرد را شناخت، اما در ۴ ماه، شرکت و دانشگاه میتوانند تعامل واقعی را تجربه کنند.
این ساختار جدید، برخلاف مدلهای قدیمی، مشمول سیستمهای دقیق سنجش و ارزیابی دانشگاهی خواهد بود تا از تبدیل شدن دانشجویان به نیروی کار ارزانقیمت جلوگیری شود.
اصلاح ساختار رشتهها و ظرفیتها
بنا بر اعلام رسمی شورای آموزش عالی ترکیه، دانشگاههای این کشور دیگر بر اساس ظرفیتهای خالی، دانشجو نمیپذیرند؛ بلکه پذیرش بر اساس «نیاز بازار» انجام میشود. رشتههایی که بازار کار آنها در حال اشباع شدن است یا با نیازهای نوین صنعت همخوانی ندارند، با کاهش چشمگیر ظرفیت یا حتی تعطیلی روبهرو خواهند شد. این یک بازنگری استراتژیک در سرمایه انسانی کشور است.
در مقابل، بودجه و حمایتهای دولتی به سمت رشتههای آیندهنگر مانند هوش مصنوعی، فناوریهای سبز، انرژیهای تجدیدپذیر و بیوتکنولوژی سوق داده شده است. این تغییر جهت نشاندهنده تلاش برای همگامسازی سیستم آموزشی با «انقلاب صنعتی چهارم است. این تغییر جهت نشاندهنده تلاش برای همگامسازی سیستم آموزشی با واقعیتهای جدید اقتصادی است تا دانشگاه نه به عنوان جزیرهای دورافتاده، بلکه به عنوان بخشی از اکوسیستم نوآوری عمل کند.
مشارکت استراتژیک بخش خصوصی در برنامهریزی
شورای آموزش عالی ترکیه با همکاری مستقیم با «اتحادیه اتاقها و بورسهای ترکیه» (TOBB)، در حال بازطراحی نقشه راه آموزشی کشور است. در این مدل جدید، نمایندگان بخش خصوصی صرفاً به عنوان استخدامکننده عمل نمیکنند، بلکه به عنوان همکاران استراتژیک در تدوین محتوای درسی مشارکت دارند.
این همکاری بدین معناست که سرفصلهای آموزشی در رشتههای فنی و مهارتی، بر اساس بازخوردهای لحظهای صاحبان صنایع و مدیران تولید تغییر میکنند. هدف از این فرایند، حذف آموزشهای تئوریک منسوخ و جایگزینی آنها با مهارتهای عملیاتی است که به طور مستقیم در خط تولید یا بخش خدمات کاربرد دارند.
این توافقنامهها که در استانهای صنعتی مانند کوجائی، بورسا و استانبول به امضا رسیدهاند، تضمینکننده این نکته هستند که محتوای دانشگاهی با سرعت تغییرات فناوری در بازار همگام باقی بماند.
چالشهای کیفیت و خطر بهرهکشی
علیرغم پتانسیلهای بالای این طرح، تحلیلگران آموزشی هشدار میدهند که طولانیتر شدن حضور دانشجویان در شرکتها بدون نظارت دقیق، میتواند منجر به تبدیل شدن آنان به نیروی کار ارزانقیمت شود. اگر فرایند «آموزش در محیط کار» به جای تمرکز بر یادگیری، صرفا به انجام وظایف تکراری و پیشپاافتاده محدود شود، اهداف آموزشی طرح زیر سؤال خواهد رفت.
از سوی دیگر، دانشگاهها باید تعادل ظریفی میان «آموزش تخصصی بازارمحور» و «آموزش عمومی متفکرانه» حفظ کنند. نگرانی اصلی برخی کارشناسان این است که فشار برای انطباق سریع با نیازهای بازار کار، منجر به تضعیف استقلال علمی و تقلیل دانشگاه به یک مرکز تأمین نیروی انسانی برای شرکتهای بزرگ شود.
بنا بر این حضور دانشجو در صنعت زمانی به ارتقای علمی منجر میشود که نظارت دانشگاهی و شفافیت وظایف مانع از جایگزینی کار صرف با یادگیری واقعی شود.
لزوم پیوند راهبردی دانشگاه و کارخانه برای بقای اقتصادی
گسترش این مدل به هفت استان کلیدی، گام نخست برای یک تغییر پارادایم در سطح ملی است. اگر نتایج اولیه ۱۲۰ هزار دانشجوی تحت پوشش این طرح موفقیتآمیز باشد، وزارت آموزش عالی ترکیه برنامههای بلندمدتی برای تعمیم آن به تمامی دانشگاههای دولتی و خصوصی کشور خواهد داشت که میتواند الگویی برای سایر کشورهای منطقه باشد.
در نهایت، موفقیت این مدل نه در آمار حضور دانشجویان در شرکتها، بلکه در میزان کاهش نرخ بیکاری فارغالتحصیلان و افزایش نرخ بهرهوری صنایع نمایان خواهد شد. پیوند دانشگاه و محیط کار، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت برای بقای اقتصادی در عصر تغییرات سریع فناوری است که ترکیه به درستی آن را در کانون توجه خود قرار داده است.
این تحول ساختاری نشان میدهد که دانشگاهها در تلاشاند تا با انتقال آموزش به کف کارخانهها و دفاتر، هویت خود را به عنوان نهادهای تولیدکننده ارزش افزوده بازتعریف کنند.
نظر شما