به گزارش خبرنگار بین الملل تازههای اقتصاد به نقل از بلومبرگ ، اگر به دنبال الگویی هستید که نشان دهد کشورها چگونه میتوانند در عصر رقابت قدرتهای بزرگ دوام بیاورند و پیشرفت کنند، ویتنام یکی از بهترین نمونههاست.
تمرکز بر رشد اقتصادی و اصرار بر پرهیز از وابستگی به یک قدرت خاص، این کشور را به یکی از موفقترین کشورهای آسیا تبدیل کرده است. هانوی امروز نمونهای از کشوری است که توانسته میان ایالات متحده و چین تعادل برقرار کند و حتی در شرایط پرابهام جهانی نیز مسیر توسعه را ادامه دهد.
این راهبرد تحت رهبری «تو لام» رئیسجمهور ویتنام دنبال میشود. او پس از تثبیت موقعیت خود در رأس ساختار سیاسی کشور، عملاً به قدرتمندترین چهره نظام کمونیستی ویتنام تبدیل شده است. تمرکز قدرت در دست او باعث شده برخی ناظران، جایگاهش را با شی جینپینگ در چین مقایسه کنند.
ویتنام چگونه به الگوی موازنه میان قدرتهای بزرگ تبدیل شد؟
هانوی تجربههای ارزشمندی در زمینه مدیریت روابط با قدرتهای بزرگ دارد؛ موضوعی که تو لام در سخنرانی خود در نشست امنیتی شانگریلا در سنگاپور به آن پرداخت.
در این نشست، وزیر دفاع آمریکا و دهها مقام نظامی و سیاسی از کشورهای مختلف آسیا حضور داشتند؛ منطقهای که از یک سو نسبت به سیاستهای غیرقابل پیشبینی واشنگتن و از سوی دیگر نسبت به افزایش قدرت نظامی چین نگرانیهایی جدی دارد.
راهبرد ویتنام بر این اصل استوار است که با هر دو قدرت بزرگ روابط نزدیک داشته باشد، اما به هیچکدام وابسته نشود. این کشور از پیوستن به ائتلافهای نظامی، میزبانی پایگاههای خارجی و قرار گرفتن در یک بلوک سیاسی مشخص خودداری کرده است.
تفاوت امروز ویتنام با گذشته در آن است که با جدیت بیشتری در حال گسترش روابط خود با سایر کشورهاست. این رویکرد فضای بیشتری برای تحقق اهداف اقتصادی بلندپروازانه هانوی فراهم کرده است. دولت ویتنام میخواهد طی پنج سال آینده رشد اقتصادی سالانه دستکم ۱۰ درصدی را حفظ کند؛ نرخی که از بسیاری از کشورهای منطقه از جمله اندونزی، مالزی و تایلند بالاتر است. همچنین هدفگذاری شده که این کشور تا سال ۲۰۴۵ به یک اقتصاد توسعهیافته یا دارای درآمد بالا تبدیل شود.
اقتصاد صادراتمحور ویتنام سال گذشته با وجود فشار تعرفههای آمریکا، ۸.۰۲ درصد رشد کرد. کاخ سفید ابتدا تهدید کرده بود بر کالاهای صادراتی ویتنام تعرفه ۴۶ درصدی اعمال کند، اما در نهایت این رقم را به ۲۰ درصد کاهش داد.
دیپلماسی بامبویی و گسترش شبکه شرکا
تو لام بخش قابل توجهی از سرمایه سیاسی خود را صرف تقویت روابط با دونالد ترامپ کرده است. او همچنین راهبردی را دنبال میکند که در ویتنام به «دیپلماسی بامبویی» معروف است؛ رویکردی که طی دهههای گذشته برای مدیریت روابط با آمریکا و چین به کار گرفته شده است.
ویتنام بیش از بسیاری از کشورها خطرات وابستگی به قدرتهای بزرگ را درک میکند. این کشور قرنها در برابر نفوذ قدرتهای بزرگتر مقاومت کرده و در عین حال تلاش کرده از فرصتهای اقتصادی آنها نیز بهره ببرد. بر همین اساس، هانوی در تلاش است شبکهای گسترده از شرکای سیاسی و اقتصادی ایجاد کند. در ماههای اخیر، تو لام علاوه بر دیدار با رهبران آمریکا و چین، با مقامهای ارشد هند، ژاپن، کرهجنوبی، تایلند، سنگاپور و فیلیپین نیز دیدار کرده است.
به نظر میرسد این سیاست تاکنون موفق بوده است. بر اساس شاخص قدرت آسیا در سال ۲۰۲۵، ویتنام دومین رشد بزرگ نفوذ منطقهای را ثبت کرده و اکنون از نظر روابط اقتصادی در جایگاه هفتم آسیا قرار دارد. این موضوع نشاندهنده ادغام روزافزون این کشور در زنجیرههای تأمین منطقهای و گسترش نفوذ دیپلماتیک آن است.
اصلاحات داخلی؛ موتور محرک توسعه
یکی دیگر از عوامل موفقیت ویتنام، اصلاحات گسترده داخلی است. تو لام برنامهای برای اصلاح ساختار اداری کشور آغاز کرده که هدف آن کاهش بوروکراسی و تسریع روند تصمیمگیری است. این برنامه شامل کاهش تعداد استانها و واحدهای محلی به حدود نصف و همچنین بازسازی وزارتخانهها و نهادهای دولتی برای افزایش کارآمدی است.
از سوی دیگر، خطر بنبست سیاسی در ویتنام یکی از پایینترین سطوح در میان اقتصادهای نوظهور جهان را دارد. این موضوع تا حدی به ساختار تکحزبی نظام سیاسی این کشور بازمیگردد؛ ساختاری که امکان اجرای سریع سیاستها را بدون پیچیدگیهای معمول در نظامهای چندحزبی فراهم میکند.
چالشهای پیش روی هانوی
با وجود این موفقیتها، مدل ویتنام خالی از ریسک نیست. افزایش قیمت سوخت در نتیجه تنشهای بینالمللی میتواند اهداف رشد اقتصادی دولت را با مشکل مواجه کند. همزمان، روند جهانیشدن نیز در حال تضعیف است و جای خود را به تعرفههای تجاری، سیاستهای صنعتی و بلوکبندیهای اقتصادی میدهد. همچنین این احتمال وجود دارد که دولت آمریکا در آینده محدودیتهای بیشتری علیه ویتنام اعمال کند؛ بهویژه به دلیل نگرانیهایی که درباره ورود کالاهای چینی به بازار آمریکا از طریق ویتنام مطرح میشود.
روابط با چین نیز همچنان با چالشهایی همراه است. هرچند دیدارهای دوستانه میان رهبران دو کشور ادامه دارد، اما اختلافات بر سر مالکیت بخشهایی از دریای چین جنوبی همچنان پابرجاست؛ بهویژه درباره جزایر پاراسل و اسپراتلی. چین بخش عمده این آبراه راهبردی را متعلق به خود میداند، در حالی که ویتنام ادعا میکند حقوق تاریخی آن در این منطقه به قرنها قبل بازمیگردد.
آینده ویتنام در میان رقابت قدرتها
بحران احتمالی در تایوان یا دریای چین جنوبی میتواند در آینده هانوی را ناچار به انتخاب میان واشنگتن و پکن کند. از سوی دیگر، افزایش تعرفههای تجاری آمریکا ممکن است ویتنام را به سمت تنوعبخشی سریعتر به بازارهای صادراتی خود سوق دهد.
با این حال، اقتصاد این کشور همچنان به هر دو قدرت بزرگ وابسته است؛ آمریکا بازار اصلی صادرات ویتنام محسوب میشود و چین مهمترین تأمینکننده مواد اولیه و نهادههای صنعتی آن است. با وجود همه این چالشها، مسیر انتخابشده از سوی هانوی نشاندهنده روندی گستردهتر در آسیاست؛ روندی که در آن کشورها تلاش میکنند با گسترش روابط و ایجاد شبکههای متنوع همکاری، خود را از تبعات رقابت میان آمریکا و چین مصون نگه دارند.شاید ویتنام تنها چند گام جلوتر از دیگر کشورهای آسیایی در این مسیر حرکت میکند.
نظر شما