به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، انتشار گزارش ماه اکتبر بازار کار آمریکا از سوی اداره آمار کار این کشور بار دیگر نشان داد که چگونه ارقام جذاب روی کاغذ با واقعیتهای ملموس و شکننده معیشت کارگران در تضاد هستند.
با وجود مانور گسترده کاخ سفید روی افزوده شدن ۱۶۵ هزار شغل و کاهش نرخ بیکاری به ۴.۱ درصد، نگاهی دقیق به روندهای زیرپوستی بازار کار حاکی از شکافهای نگرانکننده، بیثباتی ساختاری و شکست وعدههای کلان اقتصادی دولت «دونالد ترامپ» است. این رشد عددی بیش از آنکه حاصل پویایی واقعی بخش تولید یا بهبود توان معیشتی طبقه کارگر بومی باشد، بازتابی از انباشت بیکاران مزمن، استثمار مجدد مهاجران و شوکهای فناورانه به بخش خدمات تخصصی به شمار میرود.
شکست شعارهای مهاجرتی و بازگشت به نیروی کار ارزان
سیاستهای مهاجرتی دولت «دونالد ترامپ» که با هیاهوی فراوان رسانهای بر اولویت دادن به کارگران بومی تاکید میکرد، در عمل با تناقضی فاحش و عمیق روبرو شده است. در این راستا گزارش خبرگزاری رویترز به صراحت نشان میدهد که پس از یک سال رکود شدید ناشی از تدابیر سختگیرانه مرزی، اکنون کل افزایش اشتغال و مشارکت در بازار کار تنها توسط کارگران متولد خارج از کشور هدایت میشود.
آمارهای رسمی اداره آمار کار آمریکا در گزارش وضعیت اشتغال فاش میکند که مشارکت و اشتغال در میان نیروی کار بومی آمریکا از ماه جولای روند نزولی و فرسایشی داشته است. این گسست آشکار میان لفاظیهای ملیگرایانه و منطق سرمایهداری شرکتهای بزرگ آمریکایی گویای آن است که کارفرمایان همچنان برای کاهش هزینههای دستمزد به نیروی کار خارجی متکی هستند و عملاً کارگران بومی از بازار کنار رانده میشوند.
تحلیلگران در بررسی گزارش اشتغال تاکید دارند که این جهش وابسته به مهاجران، نشانهای از بهبود ارگانیک اقتصاد نیست، بلکه از عطش بخشهای خدماتی به دستمزدهای پایین ناشی میشود. این وضعیت نشان میدهد که دولت برای سرپا نگه داشتن شاخصهای کلان، در خفا چشم خود را بر تناقضهای آشکار برنامههای پوپولیستی بسته است.
عقبماندگی مزمن بخش تولید با وجود جنگ تعرفهای
در این میان بخش کارخانهای که قرار بود نماد رنسانس صنعتی و افتخار دولت «دونالد ترامپ» باشد، کارنامهای بسیار متزلزل و ناامیدکننده از خود بر جای گذاشته است. در تایید این ادعا، گزارش خبرگزاری رویترز از بازار کار آمریکا نشان میدهد که حتی با اعمال تعرفههای سنگین حمایتی بر کالاهای وارداتی، این بخش در سال اول با شوک از دست رفتن ۹۳ هزار فرصت شغلی فلج شده بود.
همچنین طبق گزارش رسمی اداره آمار کار آمریکا، هرچند ادعا میشود از دسامبر ۲۰۲۵ حدود ۱۰۱ هزار شغل جدید در این حوزه اضافه شده، اما حاصل خالص آن برای کل دوره تنها ۸ هزار شغل ناچیز بوده است. تحمیل هزینههای سنگین ناشی از جنگ تجاری و گرانی سرسامآور مواد اولیه، سودآوری بنگاههای کوچک و متوسط صنعتی را نابود کرده و مانع از احیای واقعی پایگاههای کارگری آمریکا شده است.
نشریه مرسدسان استار در تحلیلی از فضای کارخانهای تاکید میکند که جهشهای مقطعی نمیتواند ضعفهای بنیادین زنجیره تامین و رقابتپذیری صنعتی را پنهان کند. در نتیجه، وعدههای بازگشت گسترده صنایع سنگین و خودروسازی به شهرهای کارگری صرفاً ابزاری تبلیغاتی برای تداوم سیاستهای حمایتگرایانه زیانبار بوده است.
بحران پنهان بیکاری طولانیمدت و فرسایش معیشت خانوارها
به نوشته خبرگزاری رویترز، در حالی که نرخ بیکاری روی ۴.۱ درصد مانور داده میشود، کارگرانی که شغل خود را از دست میدهند بسیار طولانیتر از هر زمان دیگری در پنج سال گذشته از بازار اخراج میمانند. بنا بر این کاهش فریبنده نرخ بیکاری اصلیترین نقاب بر چهره طولانیترین دوره بیکاری افراد در طول یک دهه اخیر خارج از شوک کرونا است.
آمارهای رسمی نیز حاکی از آن است که میانگین مدت بیکاری به ۲۷.۱ هفته و میانه آن به ۱۱.۹ هفته افزایش یافته که بحرانی بیسابقه را به تصویر میکشد. این دوره طولانی بیپناهی نشاندهنده ناکارآمدی ساختاری شبکههای تامین اجتماعی و نبود تطابق واقعی میان نیازمندیهای مهارتی مدرن و نیروی جویای کار است.
در همین حال بررسیهای تکمیلی در یاهوفایننس تایید میکند که خروج آرام نیروهای سرخورده از جامعه فعال اقتصادی باعث کاهش تصنعی نرخ بیکاری شده است. این روند نگرانکننده، طبقه متوسط آسیبپذیر را به ورطه فقر کشانده و نشان میدهد که فرصتهای شغلی جدید بیش از آنکه کیفی باشند، ناپایدار و کمارزش هستند.
تلاطم ناشی از هوش مصنوعی و ریزش مشاغل تخصصی
حوزه فناوری و خدمات مالی که روزگاری موتور محرک استخدام در اقتصاد آمریکا محسوب میشدند، اکنون تحت فشار ابزارهای ماشینی با فرسایش مستمر مواجهاند. رویترز در گزارش خود اذعان می کند که برخلاف خوشبینیهای ادعایی، بخشهای در معرض هوش مصنوعی مانند اطلاعات و فایننس با ریزش مداوم نیروها دست و پنجه نرم میکنند.
بر این اساس «مایکل پیرس»، اقتصاددان ارشد موسسه آکسفورد اکونومیکس، صراحتا اعلام کرده که بخشهای اطلاعات و خدمات مالی زیر بار نوسازی فناورانه به طور مداوم نیرو تعدیل کردهاند. او یادآور شده که اگرچه بخش خدمات تجاری با افزایش ۷۰ هزار شغل مقاومت نشان داده، اما بخش اعظم این استخدامها به کارهای موقت و مشاورههای محدود منحصر شده که متزلزل هستند.
تحلیلها از واکنش بازارها نشانگر این واقعیت است که دگرگونیهای دیجیتال بدون فراهمسازی امنیت شغلی پیش میروند. سرعت بخشیدن به جایگزینی سامانههای خودکار با حذف فرصتهای دائمی کارشناسان جوان، زنگ خطری جدی را برای ثبات میانمدت بخش خدمات پیشرفته به صدا درآورده است.
واقعیت این است که دادههای اکتبر ماهیت شکننده و نامتعادل رشد اشتغال در ایالات متحده را فاش میسازد و نشان میدهد تکیه بر آمار ظاهری نمیتواند چالشهای عمیق ساختاری را پنهان نگه دارد. ناکامی تعرفهها در ایجاد رونق پایدار تولیدی، طرد روزافزون نیروی کار بومی، افزایش هشداردهنده طول مدت بیکاری و عدم قطعیتهای ناشی از هوش مصنوعی، همگی نشانههایی از یک بازار اشتغال تبدار هستند که پشت پوستهای از آرامش عددی پنهان شده است.
نظر شما