دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵ - ۱۶:۵۲
ناترازی انرژی؛ ریسک بنیادی سودآوری شرکت‌های بورسی

یک کارشناس بازار سرمایه گفت: ناترازی انرژی یکی از بزرگ‌ترین ریسک‌های بنیادی بازار سرمایه در سال‌های اخیر است که با اثرگذاری مستقیم بر میزان تولید، هزینه تمام‌شده، درآمد صادراتی و جریان نقدی شرکت‌ها، می‌تواند سودآوری بنگاه‌های بورسی را تحت تأثیر قرار دهد.

علی بهشتی‌روی، کارشناس بازار سرمایه، در گفت‌وگو با خبرنگار تازه‌های اقتصاد درباره پیامدهای کمبود گاز و فشار ناشی از آن بر صنایع، گفت: پیش از بررسی آثار کسری حدود ۴۰۰ میلیون مترمکعبی گاز بر صنایع، باید توجه داشت که این رقم به کسری روزانه گاز در شرایط اوج مصرف اشاره دارد، نه کمبود گاز در کل سال. برای امسال نیز پیش‌بینی می‌شود ناترازی مزمن گاز همچنان ادامه داشته باشد و محدودیت‌های جدید در ظرفیت تأمین انرژی، فشار بیشتری بر صنایع وارد کند.

وی با بیان اینکه گاز برای همه صنایع صرفاً یک سوخت نیست، افزود: در بخشی از صنایع، از جمله پتروشیمی‌ها، گاز علاوه بر تأمین انرژی، ماده اولیه تولید محسوب می‌شود. بنابراین، اگر گاز به میزان کافی تأمین نشود، ممکن است تولید این شرکت‌ها متوقف یا محدود شود. در صنایعی مانند فولاد و سیمان نیز محدودیت انرژی می‌تواند کاهش ظرفیت تولید، افزایش هزینه‌ها و حتی توقف برخی خطوط تولید را به دنبال داشته باشد.

این کارشناس بازار سرمایه با اشاره به پیامدهای اقتصادی محدودیت انرژی برای بنگاه‌ها اظهار کرد: این شرایط چند اثر مهم بر عملکرد شرکت‌ها دارد. نخست، مقدار محصولی که شرکت امکان تولید و فروش آن را دارد، کاهش پیدا می‌کند. دوم، بخشی از درآمد شرکت، به‌ویژه درآمدهای صادراتی، در معرض خطر قرار می‌گیرد. البته در شرایط فعلی، با توجه به تحریم‌ها و موضوع بسته شدن تنگه هرمز، باید وضعیت و امکان تحقق صادرات شرکت‌ها را نیز به‌طور جداگانه بررسی کرد. سومین پیامد، افزایش هزینه تمام‌شده محصولات است.

بهشتی‌روی ادامه داد: مسئله مهم این است که با کاهش تولید، همه هزینه‌های شرکت متناسب با آن کاهش پیدا نمی‌کنند. هزینه‌های ثابتی مانند حقوق و دستمزد، استهلاک و بخشی از هزینه‌های نگهداری همچنان پابرجا هستند و فشار بیشتری به کارخانه‌ها و صنایع وارد می‌کنند. در نتیجه، کاهش ۱۰ درصدی تولید الزاماً به معنای افت ۱۰ درصدی سود نیست و حتی ممکن است به دلیل افزایش هزینه تمام‌شده و باقی ماندن هزینه‌های ثابت، کاهش سود شرکت شدیدتر از افت تولید باشد.

ناترازی انرژی؛ عاملی تعیین‌کننده در ارزش‌گذاری سهام

وی در ادامه با تشریح آثار ناترازی انرژی بر بازار سرمایه گفت: ناترازی انرژی یکی از بزرگ‌ترین ریسک‌های بنیادی بازار سرمایه در چند سال اخیر بوده است؛ زیرا به‌طور مستقیم بر پیش‌بینی سود شرکت‌ها تأثیر می‌گذارد. تحلیلگر بازار سرمایه برای برآورد سودآوری و ارزش یک شرکت باید بتواند میزان تولید، فروش، هزینه‌ها و جریان نقدی آینده آن را پیش‌بینی کند. زمانی که در فصل سرما، به دلیل محدودیت گاز، تولید شرکت‌های پتروشیمی و فولادی با افت مواجه می‌شود و امکان پیش‌بینی دقیق میزان تولید وجود ندارد، برآورد سودآوری شرکت‌ها نیز با عدم قطعیت زیادی همراه خواهد شد.

این کارشناس بازار سرمایه تصریح کرد: ممکن است نرخ ارز یا قیمت جهانی محصولات در مقطعی به نفع یک شرکت حرکت کند، اما محدودیت انرژی بتواند مزیت ایجادشده را خنثی کند. این مسئله به‌ویژه در شرکت‌های متانولی و اوره‌ای اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا گاز در این شرکت‌ها هم خوراک تولید است و هم در فرایند تولید مصرف می‌شود. بنابراین، محدودیت گاز می‌تواند از دو مسیر بر عملکرد این شرکت‌ها اثر بگذارد و هم میزان تولید و هم هزینه‌های عملیاتی آنها را تحت تأثیر قرار دهد.

به گفته بهشتی‌روی، با وجود این، نباید تمام شرکت‌های فعال در یک صنعت را به یک شکل ارزیابی کرد. شرکتی که دسترسی پایدارتری به انرژی دارد، مصرف انرژی خود را بهینه‌تر مدیریت می‌کند و امکان استفاده از منابع جایگزین برای آن فراهم است، می‌تواند در مقایسه با رقبای خود عملکرد بهتری داشته باشد.

وی افزود: در تحلیل شرکت‌های بورسی، به‌جای توجه صرف به نام صنعت، باید وضعیت تأمین انرژی هر شرکت، سابقه توقف تولید، شرایط صادرات و میزان حساسیت سودآوری آن به محدودیت‌های گاز و برق بررسی شود. ناترازی انرژی می‌تواند تفاوت عملکرد شرکت‌های فعال در یک صنعت را افزایش دهد؛ بنابراین، نمی‌توان همه شرکت‌های یک گروه را با یک معیار ارزیابی کرد.

واردات برق راهکاری برای کاهش ریسک توقف تولید

بهشتی‌روی، درباره تأثیر امکان واردات برق توسط پتروشیمی‌ها و سایر صنایع بزرگ اظهار کرد: فراهم شدن امکان واردات مستقیم برق برای صنایع بزرگ، به‌ویژه شرکت‌های پتروشیمی، می‌تواند اقدامی مثبت باشد. اگر شرکتی بتواند از طریق قرارداد با تأمین‌کننده خارجی، برق مورد نیاز خود را با قابلیت اتکای مناسب تأمین کند، احتمال توقف تولید و خسارت‌های ناشی از قطعی برق کاهش پیدا می‌کند.

وی با تأکید بر اینکه واردات برق نیز با محدودیت‌هایی همراه است، گفت: نخستین موضوع، هزینه ارزی واردات برق است. شرکت‌ها باید بررسی کنند که هزینه خرید برق وارداتی در مقایسه با زیان ناشی از توقف تولید تا چه اندازه توجیه اقتصادی دارد. به بیان دیگر، لازم است هزینه فرصت توقف تولید با هزینه تأمین برق از خارج مقایسه شود تا مشخص شود این راهکار برای هر بنگاه تا چه اندازه مقرون‌به‌صرفه است.

این کارشناس بازار سرمایه دومین محدودیت را به زیرساخت‌های انتقال برق مرتبط دانست و افزود: امکان واردات برق به ظرفیت خطوط انتقال، زیرساخت‌های شبکه و قراردادهای اجرایی وابسته است. بنابراین، باید مشخص شود که آیا خطوط انتقال و زیرساخت‌های موجود توانایی پشتیبانی از این سیاست را دارند یا خیر.

وی خاطرنشان کرد: نکته مهم دیگر این است که واردات برق نمی‌تواند مشکل کمبود گاز به‌عنوان خوراک پتروشیمی‌ها را برطرف کند. ممکن است یک شرکت برق مورد نیاز خود را تأمین کند، اما همچنان به دلیل کمبود گاز نتواند با ظرفیت کامل تولید داشته باشد. ازاین‌رو، واردات برق از کشورهای همسایه به‌تنهایی نمی‌تواند جایگزین کل ظرفیت انرژی مورد نیاز کشور شود و باید آن را بخشی از یک راهکار جامع دانست، نه راه‌حل نهایی برای رفع ناترازی انرژی.

بهشتی‌روی با اشاره به ضرورت اتخاذ راهکارهای هم‌زمان برای مدیریت ریسک انرژی در بنگاه‌ها گفت: شرکت‌ها باید چند مسیر را به‌طور هم‌زمان دنبال کنند. نخستین مسیر، افزایش بهره‌وری و کاهش مصرف انرژی است. هر اندازه یک بنگاه بتواند مصرف انرژی خود را بهینه کند، در شرایط محدودیت تأمین انرژی آسیب‌پذیری کمتری خواهد داشت.

وی سرمایه‌گذاری در نیروگاه‌های اختصاصی و انرژی‌های تجدیدپذیر را از دیگر راهکارهای قابل بررسی دانست و افزود: ایجاد ظرفیت اختصاصی تولید برق یا استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر می‌تواند به کاهش وابستگی شرکت‌ها به شبکه سراسری کمک کند. البته این اقدامات نیز باید از نظر فنی و اقتصادی بررسی شوند تا مشخص شود که اجرای آنها برای هر شرکت توجیه‌پذیر است یا خیر.

این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: استفاده از قراردادهای مطمئن تأمین برق و بررسی امکان واردات برق برای صنایعی که شرایط لازم را دارند، از دیگر اقداماتی است که می‌تواند مورد توجه قرار گیرد. در این زمینه، علاوه بر ظرفیت زیرساخت‌های انتقال، باید صرفه اقتصادی واردات نیز ارزیابی شود.

وی برنامه‌ریزی تولید متناسب با محدودیت‌های فصلی و انجام نگهداری پیشگیرانه تجهیزات را نیز ضروری دانست و گفت: شرکت‌ها باید با شناخت الگوی محدودیت‌های انرژی، برنامه تولید خود را تنظیم کنند و اقدامات تعمیراتی و نگهداری را به‌گونه‌ای پیش ببرند که احتمال توقف‌های ناخواسته کاهش پیدا کند. چنین برنامه‌ریزی‌هایی می‌تواند به مدیریت بهتر ظرفیت تولید و کاهش خسارت‌های ناشی از قطعی انرژی کمک کند.

خبرنگار: مرتضی ابراهیمی

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha