به گزارش خبرنگار تازههای اقتصاد، این روزها سوالی در محافل اقتصادی مطرح میشود که بانک مرکزی، افزایش نرخ ارز را پذیرفته و برای کنترل آن تلاش خاصی انجام نمیدهد؟ دیدگاه فوق درباره سیاست ارزی بانک مرکزی بر این فرض اصلی استوار است که سیاستگذار معتقد است نرخ ارز باید هر سال به همان میزان تورم افزایش یابد. اما این تصویر، هم از نظر نظری و هم با آنچه بانک مرکزی در ماههای اخیر انجام داده، سادهسازی بیش از حد مسئله است.
نخست باید روشن کرد که نرخ تورم سالانه و نقطهبهنقطه معناهای متفاوتی دارند و هیچکدام به این معنا نیست که نرخ ارز باید بهصورت مکانیکی و یکبهیک همان درصد افزایش یابد.
یک برداشت نادرست
در اقتصاد، تفاوت تورم داخلی و خارجی یکی از متغیرهایی است که در بلندمدت بر نرخ واقعی ارز اثر میگذارد؛ اما نرخ ارز فقط با تورم تعیین نمیشود. صادرات و واردات، درآمدهای ارزی، جریان سرمایه، ذخایر بانک مرکزی، تحریم، ریسک سیاسی و انتظارات بازار همگی در تعیین نرخ نقش دارند.
بنابراین از این گزاره که «تورم بالا بر نرخ ارز فشار وارد میکند» نمیتوان نتیجه گرفت که مثلاً تورم ۸۰ درصدی الزاماً باید دلار را ۸۰ درصد گران کند. اما عکس این گزاره هم صحیح نیست. نمیتوان در اقتصادی با تورم بالا، نرخ اسمی ارز را برای مدت طولانی بهطور دستوری ثابت نگه داشت و انتظار داشت هیچ عدمتعادلی ایجاد نشود.
تناقض ارز ارزان
اگر قیمت کالاها و خدمات داخلی مرتب افزایش پیدا کند اما ارز ثابت بماند، واردات بهطور نسبی ارزانتر و صادرات کمصرفهتر میشود، انگیزه بازگشت ارز کاهش مییابد و تقاضا برای ارز ارزان افزایش پیدا میکند. نتیجه معمولاً ایجاد صف، رانت، فاصله میان نرخهای رسمی و غیررسمی و مصرف ذخایر است. اگر این شکاف برای مدت طولانی انباشته شود، اصلاح بعدی نیز میتواند شدیدتر باشد.
پس باید میان ثبات بازار ارز و تثبیت مصنوعی یک عدد تفاوت گذاشت. وظیفه سیاستگذار کاهش نوسانات شدید و جلوگیری از جهشهای هیجانی است، نه میخکوبکردن نرخ در سطحی که با متغیرهای اقتصاد سازگار نیست.
قضاوت غیرمنصفانه
نقد عملکرد بانک مرکزی بدون دیدن شرایطی که سیاستگذار در آن فعالیت میکند نیز تصویر کاملی نمیدهد. اقتصاد ایران در ماههای اخیر همزمان با جنگ، تشدید محدودیتهای خارجی، افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی و اختلال در برخی مسیرهای تجاری و ارزی مواجه بوده است.
همتی پیشتر گفته بود بانک مرکزی با پیشبینی تشدید شرایط، از ماههای قبل برای تأمین نیازهای اساسی ذخایر ارزی آماده کرده و با وجود فشارها، جریان تأمین ارز کالاهای اساسی و تولید را متوقف نکرده است. او همچنین تأکید کرده فشارهای خارجی و تحریمها از عوامل اصلی نوسان اقتصاد ایران هستند.
در چنین فضایی، مقایسه صرف عدد دلار ابتدا و انتهای یک دوره، بدون در نظر گرفتن شوکهای واردشده به اقتصاد، برای ارزیابی سیاست ارزی کافی نیست.
آیا واقعا بانک مرکزی دست روی دست گذاشته؟
آمارهای چند هفته اخیر نیز نشان میدهد بانک مرکزی در بازار منفعل نبوده است. در مرحله تازه مداخله، بانک مرکزی آمادگی عرضه ۵۰۰ میلیون دلار اسکناس از طریق شبکه بانکی را اعلام کرد. در سه روز نخست فقط حدود ۲۰ میلیون دلار از این ظرفیت خریداری شد؛ یعنی ظرفیت عرضه رسمی ۲۵ برابر میزان تقاضای ثبتشده در آن مقطع بود. بانک مرکزی بعدتر اعلام کرد در صورت ضرورت توان عرضه تا دو میلیارد دلار را دارد.
صدور مجوز ایجاد صندوقهای سرمایهگذاری ارزی که نخستین مورد آن هم امروز آغاز به کار کرد در کنار سفرهای رئیس کل بانک مرکزی به هند و ترکیه برای پیگیری تجارت خارجی و وصول درآمدهای کشور را نیز میتوان از سایر اقدامات صورت گرفته برای مدیریت بازار ارز دانست.
همزمان، طبق اعلام رئیسکل بانک مرکزی، از ابتدای سال حدود ۱۸ میلیارد دلار ارز برای نیازهای کشور تأمین شده است. مسیر رسمی تجارت نیز عمیقتر شده است. میانگین معاملات روزانه بازار ارز تجاری از ۴۶ میلیون دلار در فروردین به ۱۳۱ میلیون دلار در شهریور رسیده؛ یعنی بیش از ۲.۸ برابر شده است. متوسط معاملات روزانه از ۶۰ میلیون دلار در بهار به ۱۱۵ میلیون دلار در تابستان افزایش یافته و تعهدات ارزی ایفاشده با تأخیر نیز از حدود سه میلیارد دلار در ابتدای سال گذشته به کمتر از ۳۰۰ میلیون دلار کاهش پیدا کرده است.
بانک مرکزی در کنار عرضه ارز، ابزارهای دیگری نیز بهکار گرفته است؛ از جمله انتشار اوراق سلف سکه برای ایجاد مسیر رسمی سرمایهگذاری و جذب بخشی از تقاضای دارایی که در شرایط نااطمینانی میتواند مستقیماً به بازار نقدی طلا و ارز منتقل شود.
واقعیت اقتصاد را نمیتوان انکار کرد
هیچیک از این اقدامات به معنای آن نیست که بانک مرکزی میتواند تورم بالا را بدون اصلاح کسری بودجه، ناترازی بانکی و سایر عوامل بنیادی بهتنهایی خنثی کند. خود رئیسکل بانک مرکزی نیز اخیراً تأکید کرده که سیاست پولی بهتنهایی قادر به مهار انتظارات نیست و سیاستهای مالی، تجاری و قیمتگذاری نیز بر تورم و ارز اثر دارند.
اما از آن طرف، نسخه «ثابت نگهداشتن نرخ ارز» نیز راهحل پایدار نیست. چنین سیاستی ممکن است برای مدتی ظاهر آرامی به بازار بدهد، اما اگر تورم و سایر متغیرها اصلاح نشوند، فنر ارز را فشردهتر میکند و خطر جهش بعدی را بیشتر میکند.هنر سیاستگذار ارزی، جلوگیری از تبدیل فشارهای واقعی و انتظاری به جهشهای مخرب و حفظ جریان تأمین ارز کشور در سختترین شرایط است.
نظر شما