شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۶:۱۶
نسخه اقتصاد جنگ را نمی‌توان از گذشته کپی کرد

معاون اسبق بانک مرکزی می‌گوید: در شرایط جنگ، اقتصاد باید بازوی حمایتگر کشور باشد؛ نه بخشی که صرفاً به ترازنامه‌های حسابداری خود می‌نگرد.

حیدر مستخدمین حسینی؛ معاون پیشین وزارت اقتصاد و همچنین بانک مرکزی در گفت‌وگو با خبرنگار تازه‌های اقتصاد؛ با اشاره به بایدها و نبایدهای اقتصاد در دوران جنگ اظهار کرد: جنگ فقط میدان نبرد نظامی نیست؛ تمام ارکان یک کشور را درگیر می‌کند و اقتصاد نیز ناگزیر باید خود را با اقتضائات چنین شرایطی منطبق کند. در چنین وضعیتی، حفظ بقا، تأمین نیازهای اساسی، پایداری خدمات عمومی، حفظ انسجام اجتماعی و مشارکت همه اجزای حکمرانی، اهمیت بیشتری از اهداف معمول اقتصادی پیدا می‌کند.

وی تصریح کرد: اقتصاد در شرایط جنگی نمی‌تواند با معیارهای معمول سودآوری و بهره‌وری اداره شود و باید در خدمت حفظ پایداری کشور قرار گیرد. اگر اقتصاد در چنین شرایطی به دنبال حفظ سود، افزایش بهره‌وری یا فرار از پرداخت هزینه‌های اجتماعی برود، مرتکب یک خطای استراتژیک مرگبار شده است.

معاون پیشین وزارت اقتصاد افزود: باید توجه داشت که اولویت مطلق در زمان جنگ، «کمک به حفظ بقا و پایداری تمامی اجزاء کشور» است.

مستخدمین‌حسینی ادامه داد: اقتصاد باید نقش یک «بازوی حمایتگر و مقوم» را ایفا کند، نه یک بخش مستقل که صرفاً به ترازنامه‌های حسابداری خود می‌نگرد.

وی تأکید کرد: بنابراین جنگ‌ها عموما نظام‌های حکمرانی را در دوگانه بقا و نابودی قرار می‌دهند و در این شرایط به طور طبیعی اولین اولویت برای تمامی اجزاء حفظ بقا و تداوم حیات سیستم خواهد بود.

این اقتصاددان در عین حال متذکر شد: یکی از بزرگترین آسیب‌های بدنه کارشناسی و تصمیم‌گیری کشور در ایران، بیگانگی با مفاهیم «اقتصاد غیرکلاسیک» و «اقتصاد جنگ» است. به طور کلی حلقه مفقوده در محافل اندیشه‌ورزی ایران، تلاش برای طراحی چارچوبی مفهومی در راستای سیاست‌گذاری در شرایط بحرانی است.

وی تصریح کرد: هر جنگی مجرا و منشأ اثرگذاری خاص خود را دارد. نمی‌توان نسخه جنگ‌های گذشته یا مدل‌های دانشگاهی را عیناً برای ایران سال ۱۴۰۵ پیاده کرد. به این معنا که به دلیل منحصربه‌فرد بودن منشاء و مجرای اثرگذاری هر جنگ، نمی‌توان برپایه الگوهای گذشته رفتاری مشابه و بدون تغییر از خود نشان داد.

اولویت نخست؛ حفظ نیازهای اساسی مردم

مستخدمین حسینی یکی از موارد ضروری در دوران جنگ را حفظ ذخایر کافی نهاده‌های دامی و تداوم تامین اقلام کشاورزی کشور برشمرد و گفت: ایران در زمان جنگ با بحران در تامین کالاهای خوراکی از جمله نان، مرغ و تخم مرغ رو به رو نشد. همچنین جریان حمل و نقل و باربری در کشور مختل نشد. خدمات‌رسانی در زمینه تامین برق، آب و گاز و تامین سوخت برای خودروها بی‌وقفه ادامه یافت و اثرات بسیار مطلوبی در پایداری نظام حکمرانی کشور برجا گذاشت.

وی افزود: در بخش‌های نظارت و بازرسی میادین میوه و تره‌بار یا فروشگاه‌های توزیع کالایی مشاهده کردیم که کالاها از دسترس عمومی خارج نشد.

وی در عین حال بحث تورم و لزوم نظارت بر بازار را مطرح و عنوان کرد: با وجود فراوانی نسبی کالا، «قدرت خرید» به شدت سقوط کرده است. سوال اساسی این است که آیا حداقل حقوق، کالری مورد نیاز خانوار را تأمین می‌کند؟

مستخدمین‌حسینی همچنین از نقش تعزیرات یاد کرد و گفت: تعطیلی یا تضعیف سیستم تعزیرات حکومتی در زمان جنگ، یکی از بزرگترین اشتباهات استراتژیک محسوب می‌شود. در هیچ کشوری در زمان جنگ، اقتصاد به حال خود رها نشده و رهاشدگی بازار به نفع محتکران و سوداگران تمام می‌شود.

بنگاه‌های بزرگ باید سهم خود را از هزینه جنگ بپذیرند

وی در ادامه صحبت‌های خود، فرار شرکت‌های بزرگ از مسئولیت اجتماعی را مورد توجه قرار داد و تاکید کرد: خودروسازی و سایر صنایع بزرگ، با بهانه‌های واهی، از تحمل هزینه‌های جنگ شانه خالی کرده و قیمت‌ها را افزایش داده‌اند. این انتقال بار هزینه به دوش جامعه، مصداق بارز عدم مسئولیت پذیری اجتماعی است.

مستخدمین‌حسینی همچنین خاطرنشان کرد: نباید برای حفظ بقاء شرکت، انسان‌هارا فدا کرد.

وی گفت: مهمترین حلقه اتصال میان ارکان یک جامعه در زمان بحران «اعتماد عمومی» است. تاریخ نشان داده است که نظام‌های حکمرانی تنها با اتکا به اعتماد عمومی توانسته‌اند از بحران‌های وجودی عبور کنند.

معاون پیشین وزارت امور اقتصادی و دارایی و بانک مرکزی تأکید کرد: باید توجه داشت که اگر اعتماد لطمه ببیند تمامی نظم‌های اجتماعی مبتنی بر توافق جمعی نیز آسیب‌پذیر خواهد شد و این به معنای ضربه به انسجام و تمامی ارکان حکمرانی در کشور است.

وی ادامه داد: مهم‌ترین حلقه اتصال میان ارکان یک جامعه اعتماد است و هرچه برای افزایش ضریب اعتماد در جامعه هزینه شود متضمن حفظ بقا و پایداری آن خواهد بود.

تولید نباید در سایه جنگ فراموش شود

این اقتصاددان در بخش دیگری از صحبت‌های خود بر لزوم تقویت رویکرد حمایتگرایانه در بخش‌های کشاورزی و صنایع استراتژیک تاکید و هدایت اعتباری هدفمند یعنی طراحی جریان نقدی جدید به گونه‌ای که همزمان هزینه تولید را تسویه و چرخه اشتغال ایجاد کند را مورد اشاره قرار داد.

وی گفت: اگرچه اولویت فعلی «بقا» است، اما سیاست‌گذاران هوشمند باید همزمان سناریوهای پساجنگ را نیز طراحی کنند.

مستخدمین‌حسینی افزود: اقتصاد پساجنگ ایران با چالش‌های عظیمی از جمله زیرساخت‌های نابود شده، نقدینگی سرگردان عظیم، و شکاف طبقاتی عمیق مواجه خواهد بود و ایران نیازمند یک شوک بزرگ سرمایه‌گذاری ثابت است.

او ادامه داد: این امر بدون عادی‌سازی روابط تجاری با جهان (فراتر از چین و همسایگان، و شامل اروپا و بازارهای نوظهور مانند هند) و بهبود فضای کسب و کار امکان‌پذیر نیست.

عدالت؛ شرط عبور از پساجنگ

این اقتصاددان با اشاره به اصل عدالت توزیعی در اقتصاد، اظهار کرد: شکاف طبقاتی ایجاد شده در دوران جنگ باید از طریق سیاست‌های مالیاتی تصاعدی بر ثروتمندان جنگ‌زده (War Profiteers) و بازتوزیع منابع به نفع بازسازی مناطق آسیب‌دیده جبران شود.

وی گفت: بزرگ‌ترین تهدید برای ایران در پساجنگ، تکرار سناریوی سوریه «انفعال ناشی از بی‌اعتمادی» است. اگر مردم و بنگاه‌های اقتصادی احساس کنند که در زمان جنگ رها شده‌اند و طبقه حکمرانی مسئولیت‌پذیر نبوده است، در زمان بازسازی نیز مشارکت نخواهند کرد؛ بنابراین، بازسازی اعتماد، مقدم بر بازسازی زیرساخت‌های فیزیکی است.

مستخدمین حسینی در پایان خاطرنشان کرد: فلسفه پیروزی در جنگ، فلسفه‌ای جمع‌گرایانه است. نمی‌توان با ابزارهای فردگرایانه و شخص محور، از یک بحران وجودی عبور کرد. اقتصاد در زمان جنگ، اقتصاد «مدیریت ریسک ملی» است، نه «بهینه‌سازی سود بنگاه».

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha