به گزارش خبرنگار بینالملل تازههای اقتصاد، فروپاشی ناگهانی مذاکرات تجاری میان واشنگتن و اتاوا، دو اقتصاد درهمتنیده آمریکای شمالی را در آستانه یک زمستان تجاری و جنگ اقتصادی فرسایشی قرار داده است، به طوری که وضع تعرفههای سنگین از سوی ایالات متحده و آمادهسازی تدابیر تلافیجویانه دلاربهدلار از سوی کانادا، محاسبات زنجیره تأمین و بهای تمامشده کالاها را در هر دو سوی مرز بهشدت برهم زده است.
اکنون آنچه در ظاهر یک شکست فنی در گفتوگوهای تجاری بود، در واقع به یک منازعه سیاسی-اقتصادی عمیقتر تبدیل شده است.
چرا این شکست مهم است؟
بر اساس گزارش بلومبرگ، مذاکرات سه روزه کانادا و آمریکا در ۲۱ اوت ۲۰۲۶ فروپاشید و واشنگتن پس از آن تعرفههای ۵۰ درصدی بر بخشی از کالاهای کانادایی اعمال کرد. اتاوا نیز پاسخ «دلاربهدلار» را روی میز گذاشت و اجرای تعرفههای تلافیجویانه را برای ۸ سپتامبر تعیین کرد.
نکته اصلی این است که اختلاف این دو کشور فقط بر سر تعرفه نبودهاست. گزارش گلوبالنیوز سه گره اصلی را برجسته کردهاست: خودروها، محدودسازی آزادی کانادا برای بستن توافقهای تجاری جدید با دیگر کشورها، و اختلاف بر سر زبان فرانسوی و فرهنگ کبک. این یعنی مسئله از سطح «مبادله امتیاز» فراتر رفته و به حوزه حاکمیت اقتصادی و هویتی رسیده است.
اثر اقتصادی بر هر دو طرف
از آنجا که کانادا حدود ۷۰ درصد صادراتش را به آمریکا میفرستد، بنابراین هر موج تعرفهای برای آن فقط یک چالش تجاری نیست، بلکه تهدیدی برای اشتغال، سرمایهگذاری صنعتی و زنجیره تأمین است. از طرف دیگر، برای آمریکا هم این جنگ بیهزینه نیست، زیرا تعرفه روی کالاهای کانادایی میتواند بهویژه در بازارهای وابسته به واردات و کالاهای واسطهای قیمت مصرفکننده را بالا ببرد و فشار تورمی تازهای بسازد.
در این میان، اعلام نخست وزیر کانادا درباره بسته حمایتی داخلی نشان میدهد دولت او از همان ابتدا مسئله را یک نزاع کوتاهمدت نمیبیند، بلکه برای سناریوی طولانی آماده میشود. به بیان دقیقتر، اتاوا برای تابآوری سیاسی و مالی و نه فقط برای یک دور مذاکره دیگر برنامه میچیند.
جنگی که فقط اقتصادی نیست
جذابترین بخش ماجرا، اینجاست که این تنش تجاری، با تقویم سیاسی آمریکا گره خورده است. بلومبرگ با اشاره به انتخابات میاندورهای نتیجه میگیرد که این یعنی طرف آمریکایی، حتی اگر علنا از تجدید مذاکرات حرف بزند، در عمل میتواند از تعرفهها بهعنوان ابزار فشار داخلی و انتخاباتی هم استفاده کند. در چنین وضعی، کانادا هم ناچار میشود پاسخ خود را با حساسیت سیاسی بالا تنظیم کند تا هم به واشنگتن سیگنال ضعف ندهد و هم هزینه اقتصادی داخلی را کنترل کند.
روایت امروز فقط از یک شکست دیپلماتیک خبر نمیدهد؛ از ورود روابط کانادا و آمریکا به فاز فرسایشی میگوید. اگر گفتوگوها تا پس از انتخابات میاندورهای آمریکا متوقف بماند، جنگ تجاری از یک ابزار فشار مقطعی به یک نظم جدید خصمانه بدل میشود. برای کانادا، مسئله حفظ بازار و مهار آسیب داخلی است و برای آمریکا، مسئله استفاده از تعرفه بهعنوان اهرم سیاسی است. نتیجه محتمل، نه آشتی سریع، بلکه دورهای طولانی از فشار، تلافی و بیثباتی در یکی از یکپارچهترین روابط اقتصادی جهان است.
نظر شما