به گزارش خبرنگار تازههای اقتصاد مهدی کرباسیان، معاون پیشین وزیر صنعت، معدن و تجارت، در گفتوگو با تازههای اقتصاد به بررسی مهمترین الزامات اقتصاد ایران در شرایط پس از جنگ و تداوم تحریمها پرداخت.
با توجه به شرایط فعلی کشور، از یکسو تحریمها و از سوی دیگر جنگ و احتمال تداوم آن، به نظر شما اولویتهای اقتصاد ایران در این مقطع باید چه باشد؟ منابع و بودجه کشور باید بیشتر صرف چه بخشهایی شود تا هم آثار جنگ کاهش یابد و هم زمینه رشد و بهرهوری فراهم شود؟
به نظر من امروز در یکی از حساسترین مقاطع ۴۷ سال گذشته قرار داریم. هم با شدیدترین تحریمها مواجه هستیم و هم درگیر جنگی شدهایم که آینده آن قابل پیشبینی نیست؛ آن هم در شرایطی که طرف مقابل ما آمریکا و اسرائیل هستند و شخصی مانند نتانیاهو نقش محوری دارد. امیدوارم با تدبیر مسئولان، جنگ هرچه زودتر پایان پیدا کند، چون ادامه آن به فرسایش مردم، اقتصاد و کشور منجر میشود.
کسانی که بر طبل جنگ میکوبند یا عوامل خارجی هستند یا از روی ناآگاهی و احساسات صحبت میکنند. من جنگ را از نزدیک دیدهام؛ شهدا، مجروحان شیمیایی و ویرانیها را لمس کردهام و میدانم جنگ چقدر تلخ است. البته حتی اگر به یک توافق عزتمندانه هم برسیم، نباید تصور کنیم که همه مشکلات به سرعت حل میشود. سالها زمان لازم است تا به نقطه آغاز بازگردیم. به همین دلیل باید برنامهریزی کشور بر دو اصل استوار باشد. من از سخنرانی نخستوزیر چین در اجلاس داووس ۲۰۲۶ دو نکته را نقل میکنم. او گفت اول اینکه اقتصاد باید برای سرمایهگذاران و کارآفرینان قابل پیشبینی باشد و دوم اینکه باید روابط کشور با جهان گستردهتر و نزدیکتر شود.
متأسفانه هر دو موضوع در ایران مغفول مانده است. امروز نه سرمایهگذار داخلی و نه خارجی نمیتواند آینده اقتصاد را پیشبینی کند. در حالی که طبق یکی از ارزیابیهای اخیر صندوق بینالمللی پول، ایران از نظر منابع طبیعی جزو پنج کشور نخست جهان است و از نظر نفت، گاز، معدن و سایر منابع ظرفیت فوقالعادهای دارد.
از سوی دیگر، روابط ما با جهان نیز از ابتدا به شکل متعادلی شکل نگرفته است. بخشی از این مسئله به شرایط پس از انقلاب و بخشی نیز به موضوع اسرائیل و سیاستهای افراطی آن بازمیگردد. تا زمانی که این شرایط وجود داشته باشد، رسیدن به اقتصادی باثبات و قابل پیشبینی دشوار خواهد بود.
بنابراین مهمترین اولویت کشور باید کاهش یا رفع تحریمها، تعدیل روابط با جهان و ایجاد روابطی قابل پیشبینی باشد. ما باید سرمایهگذاری خارجی را جذب کنیم، بهویژه سرمایه ایرانیان خارج از کشور را. این افراد امروز از توان مالی بالایی برخوردارند. لازم است درهای کشور به روی آنها باز شود، فضای اعتماد ایجاد شود و حتی پس از حدود ۴۷ سال یک عفو عمومی در نظر گرفته شود تا کسی از آمدن به ایران، دیدار خانواده یا سرمایهگذاری در کشور هراس نداشته باشد.
کشورهایی مانند هند و پاکستان از ظرفیت ایرانیان و اتباع خارج از کشور خود استفاده کردهاند. من مطمئنم ایرانیان خارج از کشور نیز علاقهمند به سرمایهگذاری هستند، بهویژه اینکه امروز جایگاه ایران پس از این جنگها در جهان به عنوان یک قدرت منطقهای و حتی فراتر از آن تثبیت شده است. ما زیرساختهای مناسبی داریم و به آبهای آزاد نیز دسترسی داریم؛ بنابراین باید برنامهریزی کشور بر همین مبنا انجام شود.
در حوزه صنعت، بخشی از صنایع کشور در جنگ آسیب دیدند؛ از پتروشیمیها گرفته تا کارخانههای سیمان و فولاد. آیا میتوان بازسازی این واحدها را به فرصتی برای افزایش بهرهوری و حتی تغییر جانمایی برخی صنایع تبدیل کرد؟
این موضوع دو بخش دارد؛ یکی بازسازی واحدهای آسیبدیده و دیگری جهتگیری کلی صنعت کشور. ما از قبل از انقلاب، حتی از دوران پهلوی دوم، توسعه صنعتی را عمدتاً بر پایه تأمین نیاز داخلی بنا کردیم. در حالی که کشورهایی مانند ترکیه، ضمن تأمین بازار داخل، از همان ابتدا نیمنگاهی جدی به صادرات داشتند.
من سال ۱۳۶۲ که معاون حملونقل بودم، برای حل مشکلات مرز بازرگان به ترکیه رفتم و با تورگوت اوزال دیدار داشتم. مقابل نخستوزیری تظاهرات باغداران برپا بود و کامیونهای میوه را تخلیه کرده بودند. از او پرسیدم ماجرا چیست؟ گفت اینها اعتراض دارند که چرا واردات میوه را آزاد کردهایم. بعد جملهای گفت که همیشه در ذهن من مانده است؛ گفت تولیدکنندگان باید کیفیت را بالا ببرند، قیمت تمامشده را کاهش دهند، با محصولات خارجی رقابت کنند و در نهایت بازارهای صادراتی را به دست آورند.
این نگاه در ذهن من ماند، اما در ایران هر زمان کارخانهای افتتاح میشود، اولین جملهای که میشنویم این است که «فلان مقدار صرفهجویی ارزی انجام شد.» در تمام این سالها سیاست صنعتی ما کمتر بر صادرات استوار بوده است. طبیعی است که تأمین نیاز داخلی در بخش کشاورزی و صنایع راهبردی اهمیت دارد، اما در مجموع باید بخشی از تولیدات صنعتی ما صادراتمحور باشد. صادرات باعث کاهش قیمت تمامشده، افزایش کیفیت و رعایت استانداردها میشود و در نهایت مصرفکننده داخلی نیز منتفع خواهد شد.
در مورد صنایع آسیبدیده نیز طبیعی است که بازسازی صنایع فولاد و پتروشیمی باید در اولویت باشد، زیرا این صنایع ارزش افزوده بالایی ایجاد میکنند. اگر هم بتوانیم از فناوریهای روز استفاده کنیم و بهرهوری را افزایش دهیم، قطعاً بهتر خواهد بود. به اعتقاد من، سیاست اصلی سرمایهگذاریهای جدید و خطوط تولید آینده باید صادراتمحور باشد. برای مثال، زمانی که در سال ۱۳۹۲ ریاست ایمیدرو را بر عهده گرفتم، کشور حدود ۶ میلیون تن واردات فولاد داشت. یکی از اهداف ما توسعه صادرات بود و تا سال ۱۳۹۷ توانستیم صادرات فولاد را به حدود ۵ میلیارد دلار برسانیم؛ در حالی که نیاز داخلی نیز تأمین میشد. این همان الگویی است که باید دنبال شود.
شما سالها در حوزه معدن فعالیت کردهاید. ظرفیت معادن ایران در شرایط فعلی تا چه اندازه میتواند به اقتصاد کشور کمک کند؟
معدن مانند نفت و گاز یک نعمت الهی است. کمتر کشوری را پیدا میکنید که هم منابع گسترده معدنی داشته باشد، هم نفت، هم گاز و حتی ذخایر عظیم زغالسنگ. ما همه این ظرفیتها را داریم. اما دو عامل باعث عقبماندگی تاریخی معدن در ایران شده است. نخست سایه نفت بر اقتصاد کشور. پیش از انقلاب درآمدهای نفتی بسیار بالا بود و پس از انقلاب نیز عمدتاً صرف هزینههای جاری یا جنگ شد. صندوق ذخیره ارزی و بعد صندوق توسعه ملی هم به دلایل مختلف نتوانستند مانند الگوی موفق نروژ عمل کنند. دلیل دوم، کمبود سرمایهگذاری در بخش اکتشاف است. سازمان زمینشناسی که مسئول این کار است، همواره با کمبود بودجه روبهرو بوده و حتی برای پروژههایی مانند ژئوفیزیک هوایی منابع کافی در اختیار نداشته است.
زمانی که در ایمیدرو بودم، با همکاری سازمان انرژی اتمی حدود ۱۰۰ هزار کیلومتر مربع ژئوفیزیک هوایی انجام دادیم، اما این میزان برای کشوری با وسعت ایران بسیار ناچیز است. امروز ما عمدتاً معادن سطحی را میشناسیم و از معادن عمیق اطلاعات دقیقی نداریم. در حالی که کشورهای پیشرفته حتی کف اقیانوسها را برای یافتن ذخایر معدنی بررسی میکنند، چون منابع معدنی گستردهای مانند ایران ندارند.
به نظر من، باید طی یک برنامه پنجساله سرمایهگذاری سنگینی برای شناسایی ظرفیتهای معدنی کشور انجام شود. در کنار آن، باید از فناوریهای روز استفاده کنیم. تحریمها یکی از بزرگترین خسارتها را از این جهت به ما وارد کردهاند و ما را از فناوریهای نو دور کردهاند.
در همان دوره کوتاه پس از برجام که ارتباطات اندکی برقرار شد، وقتی شرکتها و متخصصان خارجی به ایران آمدند یا در همایشهای بینالمللی شرکت کردیم، تازه متوجه شدیم که از نظر فناوری و روشهای اکتشاف چقدر عقب هستیم.
اجازه بدهید یک مثال بزنم. زمانی که به افغانستان سفر کرده بودم و با وزیر معادن آن کشور دیدار داشتم، از او درباره همکاریهای زمینشناسی پرسیدم. ابتدا پاسخی نداد، اما بعد از جلسه و در فضایی غیررسمی گفت آمریکاییها اجازه چنین همکاریای را نمیدهند. وقتی پیشنهاد کردم ایران میتواند در شناسایی معادن به افغانستان کمک کند، گفت شرکتهای انگلیسی کل نقشه زمینشناسی افغانستان را تهیه کردهاند و حتی میدانند چه ذخایری در کجا وجود دارد و اطلاعات را بهصورت تدریجی در اختیار دولت افغانستان قرار میدهند. بنابراین ممکن است افغانستان امروز درباره ذخایر معدنی خود اطلاعاتی چند برابر بیشتر از ما داشته باشد.
برای توسعه اکتشافات معدنی چه چیزهایی لازم است؟
پیش از هر چیز بودجه مناسب و سپس فناوریهای مدرن. اکتشاف معدن کاری پرریسک است و نیاز به سرمایهگذاری سنگین دارد. بخش خصوصی ایران با وجود همه تلاشهایی که انجام میدهد، توان چنین سرمایهگذاریهایی را ندارد. اینکه برخی مسئولان میگویند بخش خصوصی همه این کارها را انجام میدهد، حرف دقیقی نیست. بخش خصوصی ما زحمتکش است و در شرایط تحریم با سختی فراوان کشور را اداره میکند، اما توان سرمایهگذاری گسترده در اکتشافات پرریسک را ندارد.
برخی میگویند ایران حتی بدون نفت هم میتواند فقط با معادن اقتصاد خود را اداره کند. این گزاره را قبول دارید؟
خیر، این بیشتر یک شعار است. معدن در کنار نفت میتواند به توسعه کشور کمک کند، نه اینکه جایگزین آن شود. نفت، گاز و معدن همه نعمتهای الهی هستند و باید از همه آنها برای ایجاد اشتغال، رفاه و توسعه استفاده کرد. اما تحقق این هدف باز هم به همان دو شرط ابتدایی برمیگردد؛ اقتصاد قابل پیشبینی و روابط مناسب با جهان.
اگر تاریخ چین را مطالعه کنید، میبینید که آنها نیز دورهای تلاش کردند اقتصاد را کاملاً خودکفا کنند و حتی سیاستهای عجیبی مانند کشتن گنجشکها یا ذوب کردن قابلمههای مردم برای تولید فولاد را اجرا کردند که شکست خورد. پس از آن به این نتیجه رسیدند که ضمن حفظ استقلال، باید با جهان ارتباط معقول داشته باشند. امروز نیز به همین دلیل در بسیاری از حوزهها، از جمله هوش مصنوعی، در رقابت با آمریکا قرار گرفتهاند.
درباره معدن لیتیوم ایران هم بحثهای زیادی مطرح شد. حتی برخی ادعا کردند یکی از دلایل توجه آمریکا به ایران همین ذخایر لیتیوم است. واقعیت چیست؟
این هم تا حد زیادی از همان شوخیهایی است که مطرح میشود. در لرستان یک معدن لیتیوم توسط بخش خصوصی کشف شد. من به دلیل علاقه شخصی موضوع را پیگیری کردم و حتی با مالک معدن نیز صحبت کردم. ذخیره آن معدن بسیار محدود بود و از نظر اقتصادی توجیه نداشت، به همین دلیل هم فعالیت آن متوقف شد.
البته ایران ظرفیتهای معدنی فراوانی دارد. حدود ۷۰ عنصر از عناصر جدول مندلیف در ایران وجود دارد، اما بسیاری از آنها بهویژه عناصر نادر خاکی هنوز بهخوبی شناسایی و بهرهبرداری نشدهاند. دلیل اصلی نیز دو موضوع است؛ نخست کمبود فناوری و دوم کمبود اکتشاف. فناوری فرآوری عناصر نادر خاکی و موادی مانند لیتیوم تنها در اختیار تعداد محدودی از کشورها از جمله آمریکا، چین و آفریقای جنوبی است.
البته ایران در دریاچههای نمک نیز ظرفیتهایی برای استخراج لیتیوم دارد، اما استفاده از این ظرفیتها نیازمند فناوری و سرمایهگذاری است.
بنابراین اینکه تصور کنیم ایران در آینده نزدیک میتواند قدرت اول، دوم یا حتی دهم جهان در حوزه لیتیوم باشد، بیشتر از همان اغراقهایی است که گاهی در رسانهها مطرح میشود.
نظر شما