به گزارش خبرنگار بینالملل تازه های اقتصاد، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، فراتر از ابعاد نظامی، یک «شوک عرضه» در زنجیره تامین تسلیحات ایجاد کرده است. بررسی گزارش رسانهها نشان میدهد که اولویت اول قدرتهای بزرگ، اکنون نه فروش صرف، بلکه پر کردن انبارهای استراتژیک است که به دلیل حملات مکرر، بهسرعت در حال تخلیه هستند.
۱. دادههای کلیدی: وضعیت انتقال و هزینههای جهانی
دادههای موسسه صلح استکهلم (SIPRI) و موسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک (IISS) تصویری از رشد هزینههای نظامی را نشان میدهند:
انتقال جهانی تسلیحات: در مقایسه با دوره پنجساله ۲۰۱۶-۲۰۲۰، انتقال جهانی تسلیحات در دوره جدید با رشد ۹.۲ درصدی مواجه شده است. این امر نشاندهنده افزایش کلی در جابجایی و خرید تسلیحات در سطح جهان است.
واردات تسلیحاتی اروپا: منطقه اروپا بیشترین افزایش را در این زمینه تجربه کرده است؛ واردات تسلیحاتی اروپا در پنج سال اخیر نسبت به دوره پیشین با افزایش چشمگیر ۲۱۰ درصدی همراه بوده است. این جهش بزرگ بیانگر نگرانیهای امنیتی عمده و تشدید بازتأمین دفاعی در این قاره است.
بودجه دفاعی جهانی: پیشبینیها حاکی از آن است که بودجه دفاعی جهانی در امسال نسبت به سال گذشته، ۲.۵ درصد (بر اساس دادههای واقعی) افزایش خواهد یافت، که نشاندهنده ادامه روند رو به رشد در سرمایهگذاریهای دفاعی در سطح بینالمللی است.
صادرات تسلیحاتی آمریکا: ایالات متحده آمریکا همچنان بزرگترین صادرکننده تسلیحات در جهان باقی مانده است و سهم آن از بازار جهانی صادرات تسلیحات در این دوره معادل ۴۲ درصد بوده است.
نمودار زیر مقایسه شاخصهای کلیدی نظامی در بازه زمانی ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳ را بر اساس ارزیابی توان نظامی و نسبت به سال پایه ۱۳۹۳ (که مقدار آن برابر با ۱.۰ در نظر گرفته شده است) نمایش میدهد. این دادهها نشان میدهند که در فاصله سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳، توان موشکی بیشترین جهش را داشته و پس از آن، توان دفاعی و پدافندی و سپس توان رزمی زمینی بیشترین رشد را نسبت به سال پایه تجربه کردهاند.

۲. گلوگاههای تولید و واکنش غولهای دفاعی
گزارش رویترز حاکی از آن است که دیدار مدیران هفت شرکت بزرگ دفاعی با دولت آمریکا، متمرکز بر افزایش ظرفیت تولید بود. نکته برجسته، اقدام لاکهید مارتین برای افزایش ظرفیت موشکهای «پاتریوت» از ۶۰۰ به ۲۰۰۰ واحد در سال است. این یک تغییر رویکرد از «تولید به سفارش» به «تولید به مثابه ذخیره استراتژیک» است.
۳. مالیسازی جنگ و تغییرات استراتژیک در خلیج فارس
در چنین شرایطی بلومبرگ از بررسی عرضه اولیه سهام شرکتهای دفاعی اسرائیلی در آمریکا خبر میدهد. این حرکت، نشاندهنده میل به جذب سرمایه برای گسترش ظرفیتهای تولید در مقیاس جهانی است.
همزمان، گزارش المانیتور نشان میدهد که دولتهای خلیج فارس به دلیل نیاز به تنوعبخشی امنیتی، در حال چرخش به سمت فناوریهای اروپایی هستند.
همانطور که نمودار زیر نشان میدهد وقوع جنگ به عنوان محرک اصلی، منجر به افزایش تقاضا برای تسلیحات شده و این امر به طور مستقیم، رشد و گسترش صنعت تسلیحات را در پی دارد.
این گسترش در چهار حوزه کلیدی منعکس میشود: افزایش تولید و فروش، رشد اقتصادی و سودآوری شرکتهای تسلیحاتی، توسعه نوآوری و فناوریهای نظامی از طریق سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه، و در نهایت، گسترش نفوذ سیاسی و نظامی کشورها از طریق افزایش قدرت نظامی و عقد قراردادها. در نهایت، این چرخه به تقویت صنعت تسلیحات و افزایش وابستگی و تجارت تسلیحات در سطح جهان ختم میشود.

۴. اثرات عمیق بر بازار تسلیحات
سیاسی شدن زنجیره تامین: طبق یافتههای SIPRI، انتقال تسلیحات نه تنها به نیاز دفاعی، بلکه به ابزاری برای تثبیت اتحادهای سیاسی در اروپا و خاورمیانه تبدیل شده است.
تغییر اولویت از سکوهای بزرگ به تسلیحات مصرفی: تقاضای جهانی به سمت موشکهای رهگیر و پهپادها تغییر یافته است، چرا که این ابزارها در نبردهای تقابلی با ایران، نرخ مصرف بالایی دارند.
اقتصاد دفاعیِ بورسمحور: ورود شرکتهای نظامی به بازارهای IPO، صنعت دفاعی را در معرض بررسیهای دقیقتر مالی و فشارهای بازدهی سهامداران قرار میدهد.
جنگافروزی آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، کاتالیزوری برای گذار صنعت دفاعی از «دوران صلح نسبی» به «اقتصاد جنگِ زنجیرهمحور» بوده است. بازار دیگر به رشد درآمدهای ساده راضی نیست؛ اکنون «سرعت جایگزینی تسلیحات» و «دسترسی به بازارهای سرمایه بینالمللی» تعیینکننده برندگان این صنعت است.
در این میان، شرکتهای دفاعی اروپا و خلیج فارس در حال بازتعریف نقش خود در زنجیره تامین هستند و آمریکا با وجود قدرت مسلط در صادرات، با فشارهای بیسابقهای برای حفظ سرعت تولید مواجه است.
نظر شما