به گزارش خبرنگار بینالملل تازههای اقتصاد، طی روزهای گذشته، رسانههای آمریکایی از عرضه اولیه اسپیسایکس به عنوان یک «رویداد تاریخی» یاد کردند، اما آنگونه که کارشناسان میگویند، این اتفاق، بیش از هر چیز محصول ترکیب خطرناکِ تبلیغات، ارزشگذاری افراطی و ساختار حاکمیتی نگرانکنندهای است که میتواند برای بازار و سهامداران خرد هزینهساز شود.
بازارهای مالی در سالهای اخیر بارها نشان دادهاند که میان روایتهای پرزرقوبرق و واقعیتهای بنیادی فاصلهای جدی وجود دارد. اکنون نیز با اوجگیری تبوتاب پیرامون اسپیسایکس، بسیاری تلاش میکنند این عرضه را بهعنوان یک رخداد «تاریخی» و «بیسابقه» جا بزنند؛ رخدادی که گویا قرار است فصل تازهای در بازار سرمایه باز کند؛ اما وقتی به پشتصحنه ماجرا نگاه میکنیم، تصویر کموبیش متفاوت است: ارزشگذاری سنگین، تمرکز بیسابقه قدرت در دست ایلان ماسک، و شتابزدگی نهادهای بورسی برای وارد کردن سهم به شاخصها، همه نشانههایی هستند که بیشتر از یک جشن مالی، از یک هشدار بازار خبر میدهند.
«آندرس شِلده» مدیر سرمایهگذاری «آکادمیکر پنسیون» دانمارک در مصاحبه با هاندلزبلات، اسپیسایکس را نه بهخاطر فناوریاش، بلکه بهدلیل ریسک ساختاری، ضعف راهبری شرکتی و تبوتاب غیرعادی بازار زیر سؤال میبرد. وقتی این نگاه را با دادههای منتشرشده در گزارشهای مختلف کنار هم میگذاریم، نتیجه روشنتر میشود: این ماجرا فقط درباره یک شرکت فضایی نیست؛ درباره شکلگیری یک موج هیجانی تازه در والاستریت است.
تبلیغات تاریخیسازیشده در آستانه یک بازار شکننده
در روایت رسمیِ پیرامون اسپیسایکس، تلاش زیادی دیده میشود تا این عرضه بهعنوان یک نقطه عطف تاریخی معرفی شود. اما همین تاریخسازیِ رسانهای دقیقاً همان نقطهای است که باید با احتیاط به آن نگاه کرد. تجربه بازارهای مالی نشان میدهد هر زمان یک دارایی با روایتهای بزرگ، برچسبهای استثنایی و موج تبلیغاتی سنگین همراه میشود، احتمال فاصله گرفتن قیمت از ارزش واقعی بالا میرود.
این نگرانی در شرایطی جدیتر میشود که بسیاری از تحلیلگران از آسیبپذیری والاستریت و احتمال اصلاح سنگین در بخشهایی از بازار فناوری صحبت میکنند. در چنین فضایی، تبدیل یک عرضه بزرگ به «رویداد قرن» میتواند تلاشی برای پوشاندن ضعفهای ساختاری بازار باشد. به بیان سادهتر، وقتی بازار در معرض فشار است، روایتهای عظیمسازیشده میتوانند نقش ماسک را بازی کنند: توجه را از ریسکهای واقعی به سمت یک داستان پرهیجان منحرف کنند.
هیجان کاذب و ارزشگذاریای که از منطق فاصله میگیرد
براساس دادههای منتشرشده در گزارشهای بازار، اسپیسایکس در نخستین روز معامله خود به ارزش بازاری حدود ۲.۱ تریلیون دلار رسیده و با قیمت اولیه ۱۳۵ دلار برای هر سهم، حدود ۷۵ میلیارد دلار سرمایه جذب کرده است. چنین عددی، اگرچه در ظاهر خیرهکننده است، اما پرسش اصلی اینجاست: این ارزش از کجا آمده است؟
با این حال «آندرس شِلده» میگوید تیم او با تجزیه کسبوکار اسپیسایکس و برآورد درآمد، سودآوری و نیاز سرمایهای، به این نتیجه رسیده که حتی ارزش بیش از یک تریلیون دلار هم بهسختی قابل توجیه است. این شکاف میان برآورد محافظهکارانه و قیمتگذاری بازار، دقیقاً نشانه همان چیزی است که منتقدان از آن با عنوان هیجان کاذب یاد میکنند. بخشی از این قیمتگذاری نه بر پایه جریان نقدی یا سود عملیاتی، بلکه بر پایه هاله شخصیتی ایلان ماسک شکل گرفته است؛ هالهای که میتواند برای مدتی بازار را به حرکت درآورد، اما لزوماً معادل یک بنیاد اقتصادی پایدار نیست.
در اینجا نکته مهمی وجود دارد: وقتی یک سهم بیش از حد بر اساس «روایت» قیمتگذاری میشود، خریداران خرد و حتی برخی نهادهای سرمایهگذاری ممکن است تصور کنند با یک فرصت استثنایی مواجهاند؛ در حالی که در عمل، با داراییای روبهرو هستند که حساسیت زیادی به تغییر احساسات بازار دارد.
ساختار فاجعهبار اسپیسایکس؛ مسئله فقط فناوری نیست
شِلده بهدرستی تأکید میکند که مشکل اصلی او با اسپیسایکس، کیفیت فناوری یا دستاوردهای صنعتی آن نیست. او حتی صریحاً میگوید این شرکت «فوقالعاده» است. اما آنچه از نگاه او و بسیاری از تحلیلگران نگرانکننده است، ساختار حاکمیتی شرکت است.
بر اساس تحلیل دانشگاه هاروارد و دادههای مرتبط با پروندههای ثبتی، ایلان ماسک با وجود آنکه حدود ۴۰ تا ۴۲.۵ درصد از سهام را در اختیار دارد، بهواسطه ساختار دوکلاسی سهام، حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد حق رأی را کنترل میکند. این یعنی اکثریت اقتصادی شرکت الزاماً به معنای کنترل مدیریتی نیست. ماسک نهتنها مدیرعامل و رئیس هیئتمدیره است، بلکه عملاً میتواند ترکیب و جهتگیری مدیریت را نیز تعیین کند.
این تمرکز قدرت، از دید سرمایهگذاران نهادی یک ریسک جدی است. چرا؟ چون در شرایط بحرانی، اگر عملکرد شرکت با مشکل مواجه شود، سهامداران عملاً ابزار مؤثری برای تغییر مدیریت، اصلاح مسیر یا اعمال نظارت واقعی ندارند. همانطور که شِلده گفته، چنین ساختاری در زمان رونق شاید مشکلی ایجاد نکند، اما در بحران میتواند به یک خطر مالی عظیم تبدیل شود.
چرا هیاهوی پیرامون ماسک و اسپیسایکس هشداردهنده است؟
تبوتاب پیرامون اسپیسایکس فقط به یک شرکت مربوط نمیشود؛ این تبوتاب بهطور مستقیم به شخص ایلان ماسک گره خورده است. در واقع، بازار نه فقط روی سودآوری احتمالی یک شرکت، بلکه بر روی اسطورهسازی از یک فرد شرط میبندد. این همان نقطهای است که خطر آغاز میشود.
والاستریت بارها در گذشته نشان داده که به شخصیتهای کاریزماتیک، داستانهای نجاتبخش و شعارهای بزرگ بسیار سریع واکنش مثبت نشان میدهد. اما تاریخ بازار نیز به همان اندازه روشن است: هرجا قیمت سهم بیش از اندازه به نام و تصویر یک فرد وابسته شده، ریسک سقوط بعدی هم بیشتر بوده است. شِلده از همین زاویه میگوید تب اسپیسایکس را باید یک علامت هشدار دانست، نه جشن پیروزی.
شتاب بورسها برای جذب اسپیسایکس؛ فرصت یا خطا؟
طبق گزارش رویترز، نزدک قواعد خود را تغییر داده تا اسپیسایکس بتواند تنها ۱۵ روز معاملاتی پس از IPO وارد شاخص Nasdaq-100 شود؛ اقدامی که عملاً موجب ورود خودکار سرمایه از طریق صندوقهای شاخصی مانند QQQ خواهد شد. در مقابل، S&P درخواست ورود سریع را رد کرده و بر رعایت شرایط استاندارد تأکید دارد.
این تفاوت رویکرد، معنای مهمی دارد: اگر یک شرکت خیلی زود وارد شاخصها شود، بدون آنکه دورهای از کشف قیمت و محک خوردن در بازار عمومی را پشت سر گذاشته باشد، عملاً موجی از تقاضای مکانیکی و غیرفعال به نفع آن شکل میگیرد. شِلده دقیقاً همین را خطرناک میداند و میگوید چنین شتابی باعث میشود سرمایهگذاران خرد، بدون درک کامل ریسک، بهواسطه صندوقها و تبلیغات بازار وارد موجی شوند که شاید بعداً هزینهاش را بپردازند.
موضوع فقط اسپیسایکس نیست، بلکه حالوهوای کل بازار است
بر اساس مطالب بیان شده، هشدار شِلده فقط درباره یک سهم نیست. او از تجربه حباب داتکام میگوید و اینکه امروز هم گاهی حس میکند بازار به همان فضا برگشته است: کافی است واژههایی مثل «هوش مصنوعی» یا نامهایی مثل «ماسک» به یک دارایی بچسبد تا موج خرید شکل بگیرد و پرسشهای انتقادی عقب رانده شوند.
او بهصراحت میگوید ممکن است بازار هنوز یک تا دو سال دیگر هم ظرفیت رشد داشته باشد؛ اما این به معنای نبود خطر نیست. بهویژه اگر محرکهایی مانند رکود اقتصادی یا افزایش نرخ بهره از سوی فدرال رزرو وارد معادله شوند، هیجان میتواند بهسرعت به اصلاح تبدیل شود.
تردیدی نیست که اسپیسایکس یک شرکت مهم و اثرگذار در صنعت فناوری و فضاست. اما مسئله اصلی در این گزارش نه توان فنی شرکت، بلکه فاصله میان واقعیت و روایت است. وقتی یک دارایی با تبلیغات سنگین، ارزشگذاری بسیار بالا، ساختار حاکمیتی نامتوازن و شتاب بیسابقه برای ورود به شاخصها همراه میشود، باید نسبت به آن با احتیاط نگاه کرد.
با تاکید بر این واقعیت، تحلیلگران یادآوری میکنند که بازار همیشه در برابر هیجان مصون نیست. در روزهایی که والاستریت بهدنبال داستانهای بزرگ است، چنین داستانهایی میتوانند در ظاهر الهامبخش و تاریخی جلوه کنند، اما در باطن، نشانهای از افزایش ریسک، ضعف نظارت و احتمال شکلگیری حباب باشند. از این منظر، تب اسپیسایکس شاید بیش از آنکه نشانه آینده باشد، هشداری درباره حال بازار است.
نظر شما