شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۲۱
پتروشیمی ایران؛ غول ۱۰۰ میلیون تنی با بازارهای محدود

ادامه مسیر توسعه صنعت پتروشیمی دیگر صرفاً با افزایش تولید محقق نمی‌شود و باید به سمت ارتقای ارزش افزوده، تنوع‌بخشی به بازارهای صادراتی و توسعه زنجیره ارزش حرکت کرد.

به گزارش خبرنگار تازه‌های اقتصاد، صنعت پتروشیمی ایران اکنون با ظرفیت اسمی بیش از ۱۰۰ میلیون تن در سال، یکی از بزرگ‌ترین صنایع تولیدی کشور محسوب می‌شود. این صنعت سال‌هاست یکی از مهم‌ترین پایه‌های ارزآوری اقتصاد ایران محسوب می‌شود؛ صنعتی که پس از نفت بیشترین حجم سرمایه‌گذاری را به خود اختصاص داده و نقشی فراتر از صادرات مستقیم ایفا می‌کند. از تأمین مواد اولیه صنایع پایین‌دستی گرفته تا ایجاد زنجیره‌ای گسترده از اشتغال و تولید، پتروشیمی به یکی از ستون‌های اصلی اقتصاد کشور تبدیل شده است.

برآوردها نشان می‌دهد ارزش دارایی‌های صنعت پتروشیمی ایران اکنون از مرز ۱۰۰ میلیارد دلار عبور کرده است؛ رقمی که این صنعت را پس از نفت در جایگاه بزرگ‌ترین حوزه سرمایه‌گذاری کشور قرار می‌دهد. کارشناسان سهم مستقیم و غیرمستقیم پتروشیمی در ارزآوری و جلوگیری از خروج ارز را بیش از ۲۰ میلیارد دلار عنوان می‌کنند.

این ارقام نشان می‌دهد پتروشیمی تنها یک صنعت صادراتی نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین منابع تأمین ارز کشور به شمار می‌رود. نسبت ارزآوری سالانه به ارزش دارایی‌های این صنعت نیز بیانگر آن است که پتروشیمی همچنان یکی از سودآورترین بخش‌های اقتصاد ایران محسوب می‌شود؛ هرچند کارشناسان معتقدند ظرفیت‌های موجود هنوز به طور کامل به ارزش اقتصادی تبدیل نشده‌اند.

اشتغال فراتر از مجتمع‌های پتروشیمی

اگرچه اشتغال مستقیم در مجتمع‌های پتروشیمی در مقایسه با صنایع کاربر چندان گسترده نیست، اما اثرگذاری این صنعت در زنجیره تولید بسیار فراتر از آمار اشتغال مستقیم است. بسیاری از صنایع از جمله خودروسازی، نساجی، پلاستیک، پلیمر و لوازم خانگی بخش عمده مواد اولیه خود را از صنعت پتروشیمی تأمین می‌کنند و در برخی موارد این وابستگی به حدود ۷۰ درصد می‌رسد.

این وابستگی گسترده باعث شده هرگونه اختلال در تولید یا صادرات محصولات پتروشیمی، آثار خود را در بخش بزرگی از صنایع کشور نشان دهد و به همین دلیل این صنعت به یکی از حلقه‌های کلیدی تولید ملی تبدیل شده است.

سهم جهانی قابل توجه؛ اما نفوذ محدود در بازارها

علی صالح‌نیا، کارشناس حوزه پتروشیمی در گفت‌وگو با خبرنگار تازه‌های اقتصاد گفت: ایران امروز در تولید محصولاتی نظیر متانول، اوره، اتیلن و پلی‌اتیلن در میان بازیگران مهم جهان قرار دارد. وی معتقد است حذف بخشی از ظرفیت تولید ایران می‌تواند بر قیمت جهانی برخی محصولات اثرگذار باشد، اما این موضوع به معنای برخورداری از قدرت تعیین‌کننده در بازارهای جهانی نیست.

واقعیت آن است که بخش عمده صادرات پتروشیمی ایران به چند مقصد محدود وابسته است. به گفته این کارشناس، حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد صادرات محصولات پتروشیمی کشور تنها به دو یا سه بازار اصلی انجام می‌شود؛ تمرکزی که ریسک صادرات را به شکل قابل توجهی افزایش می‌دهد.

وابستگی شدید به چند مشتری محدود، به‌ویژه چین، سبب شده هر تغییر در سیاست‌های صنعتی یا تجاری این کشور مستقیماً بر درآمدهای صادراتی ایران اثر بگذارد. صالح‌نیا هشدار می‌دهد که چین در حال توسعه ظرفیت‌های داخلی خود است و این روند می‌تواند در سال‌های آینده بخشی از بازار سنتی ایران را تحت تأثیر قرار دهد.

زنگ خطر ارزش پایین صادرات

شاید مهم‌ترین چالش صنعت پتروشیمی ایران را بتوان در ارزش صادرات آن مشاهده کرد. به گفته صالح‌نیا، میانگین ارزش صادرات محصولات پتروشیمی ایران پیش از جنگ حدود ۶۰۰ دلار به ازای هر تن بوده است؛ در حالی که این شاخص در بسیاری از کشورهای رقیب از هزار دلار فراتر می‌رود و در کشورهای پیشرو حتی به بیش از ۴ هزار دلار در هر تن می‌رسد.

این شکاف قابل توجه نشان می‌دهد مسئله اصلی صنعت پتروشیمی ایران صرفاً میزان تولید نیست، بلکه ترکیب محصولات صادراتی است. بخش عمده صادرات ایران را محصولات پایه‌ای مانند متانول و اوره تشکیل می‌دهد؛ محصولاتی که اگرچه بازار گسترده‌ای دارند، اما ارزش افزوده آنها در مقایسه با محصولات پیشرفته‌تر زنجیره پتروشیمی بسیار پایین‌تر است.

به بیان دیگر، فاصله میان صادرات ۶۰۰ دلاری و صادرات ۴ هزار دلاری، فاصله میان فروش مواد اولیه و فروش محصولات نهایی یا تخصصی است؛ موضوعی که می‌تواند مسیر آینده توسعه این صنعت را مشخص کند. در چنین شرایطی، کارشناسان معتقدند توسعه زنجیره ارزش، سرمایه‌گذاری در تولید محصولات پیشرفته‌تر پتروشیمی و افزایش سهم صنایع پایین‌دستی از خوراک تولیدی، مهم‌ترین راهکار برای افزایش درآمد ارزی این صنعت است. مسیری که نه‌تنها ارزش هر تن صادرات را افزایش می‌دهد، بلکه وابستگی درآمدهای پتروشیمی به نوسانات بازار محصولات پایه را نیز کاهش خواهد داد.

مزیتی که کمتر دیده می‌شود

در کنار چالش‌های صادراتی، صنعت پتروشیمی ایران از یک مزیت ساختاری مهم نیز برخوردار است؛ مزیتی که کمتر در تحلیل‌های صرفاً صادرات‌محور دیده می‌شود. به گفته صالح‌نیا، سالانه بیش از ۱۲ میلیون تن محصول پتروشیمی از طریق بورس کالا در اختیار صنایع پایین‌دستی قرار می‌گیرد؛ حجمی قابل توجه که نقش آن فراتر از تأمین مواد اولیه صرف است و عملاً به موتور محرک بخش بزرگی از صنایع تولیدی کشور تبدیل شده است.

این خوراک پایدار صنعتی، زنجیره‌ای گسترده از تولیدکنندگان را در بخش‌های مختلف فعال نگه می‌دارد؛ از خودروسازی و قطعه‌سازی گرفته تا صنایع لوازم خانگی، پلاستیک، نساجی، بسته‌بندی و تولید تجهیزات صنعتی. در بسیاری از این حوزه‌ها، پتروشیمی نه یک تأمین‌کننده معمولی، بلکه منبع اصلی تغذیه تولید محسوب می‌شود و تداوم فعالیت این صنایع تا حد زیادی به ثبات عرضه محصولات این بخش وابسته است.

اهمیت این مزیت زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم بخش مهمی از ارزش اقتصادی صنعت پتروشیمی تنها در صادرات مستقیم آن خلاصه نمی‌شود، بلکه در حلقه‌های بعدی زنجیره ارزش و در فرآیند تبدیل مواد اولیه به محصولات نهایی شکل می‌گیرد. به بیان دیگر، پتروشیمی ایران علاوه بر نقش ارزی خود، یک پیشران مهم در اقتصاد داخلی نیز به شمار می‌رود؛ پیشرانی که از طریق توسعه صنایع پایین‌دستی، هم به کاهش وابستگی به واردات کمک کرده و هم زمینه خلق ارزش افزوده در داخل کشور را فراهم می‌کند.

پتروشیمی در نقطه تغییر مسیر

کارشناسان معتقدند صنعت پتروشیمی ایران به نقطه‌ای رسیده که ادامه مسیر توسعه صرفاً از مسیر افزایش ظرفیت تولید امکان‌پذیر نیست. این صنعت با عبور از ظرفیت اسمی بیش از ۱۰۰ میلیون تن، وارد مرحله‌ای شده که در آن متغیرهای اصلی موفقیت، نه حجم تولید، بلکه نحوه حضور در بازارهای جهانی و کیفیت ترکیب صادرات است.

در همین چارچوب، صالح‌نیا تأکید می‌کند که بازار جهانی محصولات پتروشیمی از پیش وجود دارد و چالش اصلی ایران نه ایجاد تقاضای جدید، بلکه افزایش سهم از بازارهای موجود است. به گفته او، تحقق این هدف مستلزم بازآرایی رویکرد صادراتی، تقویت شبکه‌های فروش، حضور مستقیم‌تر در بازارهای هدف و کاهش وابستگی به چند مقصد محدود صادراتی است؛ وابستگی‌ای که در حال حاضر یکی از ریسک‌های اصلی این صنعت محسوب می‌شود.

بر این اساس، آینده صنعت پتروشیمی ایران بیش از آنکه به توسعه ظرفیت‌های جدید گره خورده باشد، به توانایی در ارتقای ارزش هر تن صادرات، تنوع‌بخشی به بازارها و حرکت به سمت محصولات با ارزش افزوده بالاتر وابسته است؛ مسیری که در صورت تحقق می‌تواند جایگاه این صنعت را از یک صادرکننده مواد اولیه به یک بازیگر اثرگذار در زنجیره جهانی ارزش تغییر دهد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha