چهارشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۰۱
20 روز خاموشی اینترنت؛ زیان اقتصادی، فرسایش اعتماد و بحران اجتماعی

اقتصاد دیجیتال که در سال‌های اخیر به یکی از پیشران‌های اشتغال، نوآوری و گردش مالی کشور تبدیل شده، اکنون با بحرانی مواجه است که به گفته فعالان این حوزه، نه‌تنها قابل جبران سریع نیست، بلکه می‌تواند آثار ماندگار و حتی جبران‌ناپذیر برجای بگذارد.

احمد عطارزاده، از فعالان اکوسیستم کسب‌وکارهای دیجیتال، در گفت‌وگو با تازه‌های اقتصاد، ابعاد مختلف این بحران را از منظر اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی امنیتی بررسی کرد.

عطارزاده تأکید می‌کند که اینترنت دیگر یک ابزار لوکس یا صرفاً بستری برای سرگرمی و ارتباطات نیست. به گفته او، اینترنت امروز نقشی هم‌سنگ انرژی در زندگی فردی و اقتصادی ایفا می‌کند و قطع آن، کل جامعه را دچار آسیب می‌کند، نه فقط اقتصاد دیجیتال.

او می‌گوید: «این تصور که می‌شود اقتصاد دیجیتال را جدا از بافت اجتماعی و اقتصادی کشور دید، اشتباه است. اینترنت مثل برق و آب، در تمام لایه‌های زندگی ما تنیده شده است. وقتی اینترنت قطع می‌شود، فقط استارتاپ‌ها آسیب نمی‌بینند؛ کل اقتصاد، کل جامعه و حتی روابط اجتماعی دچار اختلال می‌شود.»

این فعال حوزه اقتصاد دیجیتال می‌افزاید: «دولت پس از جنگ ۱۲روزه و همچنین در شرایط فعلی، از بخش خصوصی انتظار تاب‌آوری دارد، اما این تاب‌آوری حد و مرز دارد؛ اگر جلوی نفس کشیدن یک نفر را بگیریم، نمی‌شود از او انتظار تاب‌آوری داشت. این دیگر یک بحران مقطعی نیست که بگوییم چند روز اختلال بوده و درست می‌شود؛ این تصمیم ضربه‌های مهلک وارد می‌کند.»

وقتی اینترنت قطع می‌شود، فقط استارتاپ‌ها آسیب نمی‌بینند؛ کل اقتصاد، کل جامعه و حتی روابط اجتماعی دچار اختلال می‌شود

در روزهای اخیر، روایت‌های متعددی از میزان خسارت اقتصادی ناشی از قطعی اینترنت منتشر شده است. عطارزاده به آمار سازمان نظام صنفی رایانه‌ای اشاره می‌کند که از زیان روزانه ۳ تا ۴ همت سخن گفته است؛ عددی که برخی اتحادیه‌ها حتی آن را بالاتر برآورد کرده‌اند. با این حال، او تأکید می‌کند که تمرکز صرف بر اعداد ریالی، عمق فاجعه را نشان نمی‌دهد.

وی می‌گوید: «آخرین آمار رسمی نشان می‌دهد بیش از ۷۰۰ هزار کسب‌وکار فقط روی اینستاگرام فعال بوده‌اند. این یعنی حداقل ۷۰۰ هزار منبع درآمد مستقیم که هرکدام یک خانواده پشتشان است. تازه این به‌جز مشاغل وابسته مثل حمل‌ونقل، پست، بسته‌بندی و خدمات جانبی است.»

به گفته این فعال حوزه اقتصاد دیجیتال، شدت این قطعی حتی از دوران جنگ هم بیشتر بوده است: «انگار کسی دوشاخه برق را کشیده بود. نه فقط اینترنت، بلکه حتی پیامک هم در بسیاری از سامانه‌ها کار نمی‌کرد. سامانه‌های احراز هویت از کار افتاده بودند. این‌ها آسیب‌هایی است که بخش زیادی از آن جبران‌ناپذیر است.»

عطارزاده معتقد است که ما هنوز تصویر دقیقی از ابعاد واقعی خسارت نداریم. «در اقتصاد کلان هم داده دقیق نداریم. در حوزه اقتصاد دیجیتال، با اینکه داده‌ها قابل ردیابی‌اند، باز هم نمی‌دانیم این قطعی دقیقاً چه بلایی سر کدام بخش آورده است.»

وی هشدار می‌دهد که تمرکز صرف بر خسارت اقتصادی، نادیده گرفتن پیامدهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی این تصمیم است: «خیلی ساده‌انگارانه است که فکر کنیم قطع اینترنت عواقب فرهنگی یا سیاسی ندارد. حتی از منظر امنیتی هم، این تصمیم می‌تواند چالش‌زا باشد. وقتی همه مسیرها را می‌بندید، مردم به‌سمت تونل‌ها، ابزارهای دور زدن و اینترنت ماهواره‌ای می‌روند. این یعنی کنترل سخت‌تر و هزینه امنیتی بالاتر.»

از نگاه عطارزاده، یکی از اولین و مهم‌ترین آسیب‌های اجتماعی قطعی اینترنت، از بین رفتن امنیت شغلی و اعتماد است. «کسب‌وکاری را تصور کنید که سال‌ها برای ساختن آن زحمت کشیده‌اید. ناگهان با یک دکمه، همه‌چیز متوقف می‌شود. این فضا دیگر قابل اعتماد نیست.»

وی این وضعیت را با قطع طولانی‌مدت آب مقایسه می‌کند: «اگر در تهران روزی دو ساعت آب قطع شود، اعتراض شکل می‌گیرد، اما به‌تدریج به یک وضعیت قابل تحمل تبدیل می‌شود. اما اگر آب را ۲۰ روز کامل قطع کنید، دیگر با یک بحران جدی امنیتی و اجتماعی روبه‌رو می‌شوید. اینترنت دقیقاً همین نقش را دارد.»

به گفته او، پیامد این وضعیت، افزایش اضطراب، خشم، نارضایتی و در نهایت، تبعات سیاسی و امنیتی است.

اقتصاد دیجیتال بیش از بسیاری از بخش‌های دیگر، بر اعتماد کاربران بنا شده است. عطارزاده با اشاره به حوزه فین‌تک، رمزارز و پلتفرم‌های مالی می‌گوید: «ما درباره ۱۸ تا ۲۲ میلیون کاربر فعال در حوزه‌هایی مثل رمزارز صحبت می‌کنیم. میلیون‌ها نفر دارایی مالی خود را به پلتفرم‌های دیجیتال سپرده‌اند.»

وی تأکید می‌کند که با قطع اینترنت بین‌الملل، کسب‌وکارها حتی اگر مقصر نباشند، نمی‌توانند آن‌طور که وعده داده‌اند از دارایی کاربران محافظت کنند: «نتیجه‌اش اضطراب میلیون‌ها کاربر است. در حوزه‌هایی مثل طلا، بیش از ۱۰ میلیون کاربر فعال داریم. در چنین شرایطی، اعتماد به‌شدت آسیب می‌بیند.»

آخرین آمار رسمی نشان می‌دهد بیش از ۷۰۰ هزار کسب‌وکار فقط روی اینستاگرام فعال بوده‌اند. این یعنی حداقل ۷۰۰ هزار منبع درآمد مستقیم که هرکدام یک خانواده پشتشان است. تازه این به‌جز مشاغل وابسته مثل حمل‌ونقل، پست، بسته‌بندی و خدمات جانبی است

به باور وی، در برخی حوزه‌ها مثل خرید روزمره، ممکن است مردم به‌صورت موقت راه‌حل جایگزین پیدا کنند، اما در فین‌تک، از بین رفتن اعتماد به معنای نابودی کل سرمایه یک کسب‌وکار است: «شما سرمایه‌ای را که با سال‌ها تلاش و کمپین‌های مختلف ساخته شده، یک‌جا می‌سوزانید.»

یکی از محورهای اصلی انتقاد عطارزاده، برداشت نادرست تصمیم‌گیران از ماهیت اقتصاد دیجیتال است. «این تصور که اگر ۲۰ روز اینترنت قطع شود، با وصل شدن آن، ۲۰ روز بعد همه‌چیز به حالت قبل برمی‌گردد، کاملاً اشتباه است.»

این فعال حوزه اقتصاد دیجیتال با اشاره به تجربه پس از جنگ ۱۲روزه می‌گوید: «بازگشت بازار زمان برد. تازه اواخر تابستان بود که نشانه‌های احیا دیده شد و پاییز نسبتاً خوبی داشتیم. اعتماد به این سادگی برنمی‌گردد.»

در برنامه‌های توسعه‌ای، سهم اقتصاد دیجیتال از GDP حدود ۴ درصد عنوان شده و هدف‌گذاری رسیدن به ۱۰ درصد مطرح بوده است. عطارزاده اما این هدف را در شرایط فعلی غیرواقع‌بینانه می‌داند: «رسیدن از ۴ به ۱۰ درصد با این شرایط، شبیه این است که از یک موتور شش‌سیلندر، چهار سیلندر را بردارید و انتظار شتاب بیشتر داشته باشید.»

وی تأکید می‌کند که فین‌تک، بخش ثروت‌ساز اکوسیستم دیجیتال است و آسیب به آن، کل زنجیره را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در عین حال هشدار می‌دهد که تمرکز بیش از حد بر بازیگران بزرگ، باعث نادیده گرفتن صدها هزار کسب‌وکار کوچک می‌شود که تاب‌آوری بسیار کمتری دارند.

عطارزاده به نقش نهادهای خارج از بدنه رسمی دولت اشاره می‌کند و از نبود هماهنگی میان دستگاه‌ها انتقاد می‌کند: «این ناهماهنگی در دوره جنگ و این دوره، آسیب را چندبرابر کرد. مردم حق دارند معترض باشند؛ به تورم، به دلار، به طلا و به تصمیماتی که زندگی‌شان را مختل می‌کند.»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha