تصمیم زمینگیر کردن بیش از چهل فروند هواپیمای MD، بدون ارائه توضیح روشن و مستندات فنی اتخاذ شده و نوعی خودتحریمی در صنعت هواپیمایی کشور است که پیامدهای سنگینی برای مسافران، گردشگری و اقتصاد به همراه خواهد داشت. سالهاست این موضوع مطرح است، اما مسئولان پیشین سازمان هواپیمایی بهجای حل ریشهای مسئله، صرفاً صورت آن را جابهجا کردهاند. در آن زمان نه کشور درگیر بحران بود و نه بازرسیهای دورهای ایمنی نیاز به زمینگیر کردن این ناوگان را نشان میداد؛ اما اکنون چنین تصمیمی گرفته میشود. اگر مشکل ایمنی جدی بوده، چرا در همه این سالها خود را نشان نداده و اگر نبوده، چه چیزی تغییر کرده است؟ این پرسشی است که مسئولان باید به آن پاسخ بدهند.
بر اساس آمار موجود، این هواپیماها نسبت به بسیاری از هواپیماهای دیگری که هماکنون در کشور پرواز میکنند، مشکل فنی کمتری داشتهاند. اگر بنا بر ایمنی است، باید همهچیز با عدد و سند روی میز بیاید، نه اینکه یکباره بخش بزرگی از ناوگان کنار گذاشته شود و مردم و فعالان اقتصادی هیچ توضیحی نشنوند. این اقدام را باید نوعی خودتحریمی دانست؛ در شرایطی که کشور به دلیل فشارهای خارجی در تأمین قطعات و نوسازی ناوگان با محدودیت روبهروست، حذف داوطلبانه بخش مهمی از ظرفیت پرواز، بیشباهت به این نیست که خودمان با دست خودمان محدودیتهای بیشتری بر صنعت هوایی تحمیل کنیم.
مسافران، نخستین قربانی این تصمیم هستند؛ وقتی ظرفیت صندلیها کم شود، قیمت بلیت بالا میرود و پروازها پر میشوند. شخصی که برای درمان، تحصیل یا دیدار خانوادهاش سفر میکند، یا باید هزینه بیشتری بپردازد یا از سفر صرفنظر کند. با توجه به وضعیت جزیره کیش، هتلدار، راننده، مغازهدار، تاکسیدار، راهنمای تور و دهها شغل دیگر، همگی به رفتوآمد مسافران وابستهاند.
اتاق خالی یعنی درآمد صفر، تعطیلی کسبوکار و بیکاری. گردشگری کشور که هماکنون هم بهسختی نفس میکشد، با این تصمیم ضربهای تازه میخورد و بازگرداندن اعتماد مسافران پس از این لطمه، سالها زمان میبرد. این هواپیماها سرمایههای عمومی و ارزی کشور هستند؛ زمینگیر ماندن طولانیمدت به معنای هزینه نگهداری بدون درآمد و کاهش ارزش داراییهاست. شرکتهایی که از قبل در تأمین قطعات و نقدینگی مشکل داشتند، اکنون با افت درآمد باید مشکل فنی را هم حل کنند؛ آن هم بدون منابع مالی.
نتیجه این روند، چرخهای معیوب است که نه ایمنی بیشتری به همراه دارد و نه خدمات بهتری. حملونقل هوایی در شرایط بحرانی یکی از مهمترین ابزارهای جابهجایی سریع است؛ کاهش ظرفیت آن در چنین روزهایی از نظر راهبردی نیز قابل دفاع نیست.
ما مخالف ایمنی نیستیم، بلکه خواستهمان این است که تصمیم با شفافیت و کارشناسی گرفته شود. هر هواپیما باید جداگانه بررسی شود، هواپیماهای واجد شرایط با بازرسیهای سختگیرانهتر به چرخه پرواز بازگردند و پیش از هر توقف گسترده، برای جایگزینی ظرفیت و حفظ مشاغل چارهای اندیشیده شود. ایمنی و معیشت دو طرف یک دعوا نیستند و اگر یکی فدای دیگری شود، هیچکدام حفظ نخواهد شد. امیدوارم مسئولان پیش از آنکه خسارتها جبرانناپذیر شود، در این تصمیم تجدیدنظر کنند.
نظر شما