به گزارش تازههای اقتصاد انتشار آمار تورم شهریور از سوی مرکز آمار ایران، بهخودیخود به معنای رد آمار اعلامشده از سوی بانک مرکزی نیست؛ زیرا این دو نهاد شاخصهایی با جامعه آماری، پوشش جغرافیایی و وزنهای متفاوت محاسبه میکنند. مرکز آمار برای کل خانوارهای کشور تورم نقطهبهنقطه ۸۹.۸ درصدی را گزارش کرده، در حالی که بانک مرکزی شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی مناطق شهری را محاسبه میکند. بنابراین مقایسه مستقیم این دو عدد و نتیجهگیری درباره «رد شدن» یک آمار توسط آمار دیگر، از نظر روششناسی آماری قابل دفاع نیست.
مرکز آمار برای کل خانوارهای کشور تورم نقطهبهنقطه ۸۹.۸ درصدی را گزارش کرده، در حالی که بانک مرکزی شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی مناطق شهری را محاسبه میکند. بنابراین مقایسه مستقیم این دو عدد و نتیجهگیری درباره «رد شدن» یک آمار توسط آمار دیگر، از نظر روششناسی آماری قابل دفاع نیست. اختلاف دو شاخص البته خود موضوع مهمی برای بررسی است، اما اختلاف میان دو سنجه متفاوت را نمیتوان بهعنوان تناقض یا ابطال یکی توسط دیگری معرفی کرد.
هرچه یک قدم جلوتر برویم، فاصله روشها بیشتر خودش را نشان میدهد؛ تفاوت فقط این نیست که یک شاخص کل کشور را میبیند و دیگری مناطق شهری را. ترکیب سبد مصرفی و وزن اجزای آن نیز یکسان نیست. هر دو شاخص امروز سال پایه ۱۴۰۰ دارند، اما «سال پایه مشترک» به معنای «سبد مشترک» نیست. سال پایه فقط نقطه مرجع را تعیین میکند؛ مثل اینکه دو ترازو را هر دو روی صفر تنظیم کنیم. صفر مشترک باعث نمیشود چیزی که روی دو کفه گذاشتهایم یا وزنهایی که به اجزای آن دادهایم یکسان باشد. در سبد بانک مرکزی با سال پایه ۱۴۰۰، ۴۰۷ قلم کالا و خدمت حضور دارد؛ ۳۱۰ قلم کالا و ۹۷ قلم خدمت. وزن کالاها ۵۲.۶ درصد و خدمات ۴۷.۴ درصد اعلام شده و تنها گروه «خوراکیها و آشامیدنیها» ۳۲.۵ درصد وزن دارد. در محاسبات مرکز آمار برای کل کشور، وزن «خوراکیها و آشامیدنیها» ۲۸.۸۲ درصد است و گروه «مسکن، آب، برق، گاز و سایر سوختها» با وزن ۳۶.۱۱ درصد بخش بزرگی از شاخص را میسازد. یعنی اگر در یک ماه خوراکیها آرامتر شوند اما خدمات، حملونقل یا مسکن مسیر دیگری بروند، واکنش دو شاخص الزاما هماندازه نخواهد بود.
همینجا یک اشتباه ظریف میتواند کل روایت را از ریل خارج کند؛ برای فهم اینکه «یک نرخ» بالا رفته یا پایین آمده، باید ابتدا و انتهای همان خط را نگاه کرد، نه اینکه ابتدای یک خط را به انتهای خط دیگری وصل کرد. برداشتن یک نقطه از نمودار مرکز آمار و استفاده از آن برای داوری درباره شیب نمودار بانک مرکزی، شبیه این است که دمای امروز تهران را با دمای دیروز کرج مقایسه کنیم؛ قاعده آمار همینقدر سادهاست.
وسط همین بازی با اعداد، یک لغزش کوچک دیگر هم هست که شاید در ظاهر چندان مهم به نظر نرسد، اما دقیقا نشان میدهد چرا خواندن آمار با تیتر فرق دارد؛ مرکز آمار نگفته تورم نقطهای «۰.۸ درصد» رشد کرده، گفته این نرخ «۰.۸ واحد درصد» افزایش یافته است. خود گزارش مرکز آمار بهترین مرجع برای دیدن این تفاوت است؛ شاخص قیمت از ۷۰۰.۱ در مرداد به ۷۲۹.۸ در شهریور رسیده است. اینجا مرکز آمار بهدرستی میگوید شاخص «۴.۲ درصد» افزایش یافته، چون ۴.۲ درصد تغییر نسبت به سطح قبلی شاخص را محاسبه میکند. اما همان گزارش وقتی نرخ تورم نقطهای از ۸۹ به ۸۹.۸ میرسد، نمیگوید «۰.۸ درصد»؛ میگوید «۰.۸ واحد درصد». یک بار داریم نسبت تغییر یک عدد را میسنجیم، بار دیگر فاصله میان دو نرخ درصدی را.
حتی عبارت «رشد ۰.۸ درصدی نرخ تورم در ماه اخیر» یک دردسر دیگر هم درست میکند؛ مخاطبی که با جزئیات شاخصها آشنا نیست، ممکن است تصور کند منظور افزایش تورم ماهانه است، در حالی که تورم ماهانه شهریور ۴.۲ درصد بوده و آن ۰.۸ واحد درصد، تغییر «تورم نقطهبهنقطه» نسبت به مرداد است. سه مفهوم مختلف، یعنی تورم ماهانه، تورم نقطهای و تغییر نرخ تورم نقطهای، اگر در یک جمله به جای هم به کار برده شوند، نتیجه بیشتر از آنکه اقتصاد را توضیح دهد، مخاطب را میان عددها رها میکند.
تمام اینها البته یک واقعیت بزرگتر را پاک نمیکند؛ تورم ۸۹.۸ درصدی مرکز آمار عدد بسیار بالایی است و کاهش محدود یک نرخ در سری بانک مرکزی نیز چیزی از فشار سنگین قیمتها بر خانوار کم نمیکند. درست همینجاست که نقد جدی میتواند شروع شود. میتوان پرسید چرا سطح تورم همچنان بالاست، کاهش ثبتشده در یک سری چقدر دوام خواهد داشت، چرا فاصله میان دو مرجع آماری قابلتوجه شده و کدام گروههای کالایی و خدماتی این فاصله را ساختهاند. برای طرح این پرسشها نه لازم است عددی سانسور شود و نه لازم است از بانک مرکزی دفاع آماری ساختگی کرد. عددها اهل هیاهو نیستند؛ اگر درست خوانده شوند، همان چیزی را میگویند که درونشان هست و نه بیشتر. مرکز آمار برای سری خودش از افزایش ۰.۸ واحد درصدی تورم نقطهای خبر داده و بانک مرکزی برای سری خودش مسیر دیگری گزارش کرده است. از اینجا به بعد هر کس میتواند عملکرد سیاست پولی را نقد کند، درباره پایداری کاهش تورم سؤال بپرسد یا حتی فاصله دو شاخص را زیر ذرهبین ببرد؛ اما برای تبدیل دو خط متفاوت به یک تناقض، باید بخشی از قواعد آمار را پشت در گذاشت.
نظر شما