به گزارش خبرنگار تازههای اقتصاد، اگر همین حالا ۱۰۰ میلیون تومان پول در اختیار داشته باشید، پول خودتان را کجا سرمایهگذاری میکنید؟ این روزها احتمالاً یکی از پاسخهایی که زیاد میشنویم، طلاست؛ اما نه لزوماً طلایی که برای خرید آن باید به بازار یا طلافروشی رفت، چون حالا خرید طلا هم مثل بسیاری از خدمات دیگر، آنلاین شده است.
هر پولی که دست مردم میآید، بخشی از آن راهی بازار طلا میشود و در همین میان، پلتفرمهای آنلاین خرید و فروش طلا هم بیشتر از گذشته دیده میشوند؛ سکوهایی که با تبلیغات گسترده، خرید طلا با مبالغ پایین را ممکن کردهاند و بعضی از آنها خدمات دیگری مانند فروش آنلاین، تحویل فیزیکی و حتی ارائه اعتبار یا وام با پشتوانه طلا را هم تبلیغ میکنند.
با استفاده از این پلتفرمها لازم نیست حتماً یک قطعه طلای فیزیکی بخرید؛ میتوانید با مبلغی که در اختیار دارید، مقدار ناچیز حتی چند سوت طلا بخرید؛ وعدهای که مردم را ترغیب به سرمایه گذاری در این پلتفرمها میکند.
اما درست همینجا یک سؤال مهم مطرح میشود: آیا همزمان با پیشرفت فناوری، فرهنگ و سواد مالی داخل این حوزه ایجاد شده است؟
از کجا پای طلا به پلتفرمهای آنلاین باز شد؟
داستان خرید آنلاین طلا در ایران اتفاق تازهای نیست، اما شکل امروزی این بازار در سالهای پایانی دهه ۱۳۹۰ جدیتر شد. در سال ۱۳۹۹ ضوابط مربوط به «سامانه معاملات آنلاین طلای آبشده و مصنوعات طلا، جواهر و نقره» تصویب و برای صدور و تمدید پروانه کسب ابلاغ شد. این اتفاق را میتوان یکی از نقاط مهم رسمیشدن فعالیت سکوهای آنلاین طلا دانست.
البته تعیین اینکه دقیقاً کدام پلتفرم «اولین» سامانه آنلاین طلای ایران بوده، ساده نیست؛ چرا که میان سابقه فعالیت یک شرکت در حوزه طلا، زمان ثبت شرکت و زمان آغاز معاملات آنلاین تفاوت وجود دارد.
برای نمونه، برخی مجموعهها سابقه فعالیت خود را به سالهای قبلتر نسبت میدهند، در حالی که شکل فعلی پلتفرمهای معامله آنلاین طلا عمدتاً در سالهای بعد شکل گرفته است. برای نمونه، ملیگلد سابقه فعالیت شرکت خود را از سال ۱۳۹۸ اعلام کرده و گلدبان نیز سابقه فعالیت مجموعه خود را از سال ۱۳۹۰ میداند، اما فعالیت آن به عنوان پلتفرم خرید و فروش آنلاین طلا در سالهای بعد شکل گرفته است.
بنابراین اگر بخواهیم یک نقطه زمانی مشخص برای شکلگیری رسمی این بازار در نظر بگیریم، سال ۱۳۹۹ اهمیت ویژهای دارد؛ سالی که ضوابط فروش آنلاین طلا ابلاغ شد و این مدل کسبوکار وارد چارچوب رسمیتری شد.
بعد از آن، بازار بهسرعت بزرگتر شد و تعداد پلتفرمها افزایش پیدا کرد. در سالهای بعد، خرید طلا از طریق اپلیکیشنها و وبسایتها برای بخش بیشتری از مردم به یک گزینه در دسترس تبدیل شد.
وقتی تعداد سکوها زیاد میشود، نظارت چه میشود؟
رشد این بازار به خودی خود اتفاق بدی نیست. فناوری میتواند خرید طلا را سادهتر و امکان خرید با مبالغ پایینتر را فراهم کند و دسترسی مردم به بازار را افزایش دهد، ولی مسئله از جایی شروع میشود که سرعت رشد کسبوکارها از سرعت شکلگیری سازکارهای نظارتی جلو بزند. چون اینجا دیگر صحبت از یک فروشگاه اینترنتی معمولی نیست؛ پای دارایی مردم در میان است.
وقتی کاربر پول خود را پرداخت میکند و در مقابل، عددی از موجودی طلا در حساب کاربری نمایش داده میشود، یک سؤال اساسی به وجود میآید که آیا پشت این عدد، واقعاً طلایی وجود دارد؟
این همان نقطهای است که مفاهیمی مانند «خالیفروشی» اهمیت پیدا میکند؛ یعنی پلتفرم بیش از میزان طلایی که واقعاً در اختیار دارد، تعهد ایجاد کند.
البته صرف طرح چنین نگرانی به معنای متهمکردن همه سکوها نیست. مسئله این است که کاربر باید بتواند بدون اتکا به تبلیغات، از وجود پشتوانه و نحوه نگهداری دارایی خود مطمئن شود.
برای پاسخ به همین نگرانیها، هیئت وزیران در جلسه ۲۷ مهر ۱۴۰۴ دستورالعمل اجرایی خرید و فروش طلا و نقره به صورت برخط را تصویب کرد. این دستورالعمل ۱۸ ماده دارد و سازکار مشخصی برای فعالیت سکوها، خزانه، موجودی طلا و نظارت بر معاملات تعریف کرده است.
یکی از مهمترین بخشهای این دستورالعمل، تعریف «سامانه ناظر» است؛ سامانهای که قرار است تعهدات سکوها در برابر مشتریان را با موجودی واقعی طلا و نقره تحویلی به خزانه تطبیق دهد.
حتی در ماده ۱۰ دستورالعمل، سکو موظف شده پیش از آغاز فروش، طلای موردنظر را به خزانه مورد تأیید تحویل دهد و امکان فروش نیز فقط تا میزان طلای موجود و متعلق به سکو در خزانه برای آن ایجاد شود.
در ماده ۱۱ نیز پیشبینی شده که پیش از دریافت وجه از مشتری، اطلاعات معامله به سامانه ناظر ارسال شود و در صورت وجود موجودی کافی، مقدار طلای معاملهشده از موجودی سکو نزد خزانه کسر شود.
در ماده ۱۳ هم برای معاملات، شماره استعلام و شماره رهگیری در نظر گرفته شده تا مشتری بتواند اطلاعات معامله خود را مشاهده و پیگیری کند.
از طرف دیگر، قانون برای تحویل فیزیکی هم سازوکار مشخصی در نظر گرفته است و طبق ماده ۱۷، سکو موظف است طلا یا نقره را حداکثر ظرف یک هفته به مشتری تحویل دهد.
کاربر قبل از خرید باید چه چیزی را بداند؟
کاربر باید بداند پلتفرمی که انتخاب کرده چه مجوزهایی دارد، موجودی طلای او در چه خزانهای نگهداری میشود، شرایط تحویل فیزیکی چیست، هزینه خرید و فروش و نگهداری چقدر است و برای برداشت وجه یا تحویل طلا چه محدودیتهایی وجود دارد.
اما حتی اگر کاربر همه این موارد را بررسی کند، باز هم یک سؤال بزرگ باقی میماند:
چه نهادی به صورت مستقل بر سکوهای خرید آنلاین طلا نظارت میکند؟ ماجرای اخیر «میلی» دقیقاً همین سؤال را دوباره به میان آورده است.
در هفتههای اخیر، گزارشهایی از تأخیر در برداشت و تسویه وجوه کاربران پلتفرم میلی منتشر شد و برخی کاربران از طولانیشدن دریافت پول و پاسخگویی پشتیبانی گلایه کردند. شرکت میلی اعلام کرده معادل ۹۶۵ کیلوگرم طلای مربوط به تعهدات کاربران را در خزانههای بانکی نگهداری میکند و محدودیت دسترسی به بخشی از ذخایر و محدودیتهای پرداخت باعث تأخیر در تسویه شده است.
با این حال، رقم اعلامشده و میزان تطابق آن با تعهدات کاربران هنوز با یک سند عمومی مستقل تأیید نشده است. بنابراین، مسئله اصلی فقط میزان طلای موجود نیست؛ بلکه قابلیت دسترسی به ذخایر، تطبیق آن با تعهدات کاربران و امکان تسویه یا تحویل سریع و شفاف داراییهاست.
اینجا همان جایی است که پای تنظیمگری وسط میآید
ماجرای میلی، فارغ از اینکه در نهایت علت تأخیرها چه اعلام شود و مسئولیت هر بخش متوجه چه نهادی یا چه مجموعهای باشد، یک مسئله قدیمی را دوباره پررنگ کرده است، اینکه بازاری که دارایی مردم را در مقیاس گسترده جابهجا میکند به نظارت مستمر نیاز دارد؛ بنابراین قرار نیست فناوری متوقف شود یا مردم از خرید آنلاین طلا منصرف شوند بلکه باید اعتماد عمومی هم متناسب با آن رشد کند.
در مجموع، راهاندازی سامانه «ناظر» قرار است نظارت بر بازار طلای آنلاین را از سطح مقررات و تعهدات روی کاغذ، به کنترل واقعی و سیستمی منتقل کند؛ بهگونهای که میزان طلای فروختهشده توسط سکوها با موجودی واقعی و قابلردیابی خزانهها قابل تطبیق باشد. این سازکار میتواند فاصله میان معاملات ثبتشده در پلتفرمها و پشتوانه واقعی آنها را شفافتر کند.
با عملیاتیشدن سامانه از ۱۰ مهر و آغاز اتصال سکوهای مشمول از ۱۵ مهر، مرحله تازهای در نظارت بر این بازار آغاز میشود. موفقیت این طرح البته به اجرای دقیق مقررات، اتصال کامل سکوها و امکان راستیآزمایی اطلاعات بستگی دارد؛ اما در صورت اجرای مؤثر، میتواند گامی در جهت شفافتر شدن بازار و کاهش ریسک معاملات آنلاین طلا باشد.
نظر شما