چهارشنبه ۱ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۸
مدیریت ذخایر ارزی در شرایط جنگی؛دخالت یا ماموریت؟

احمد مجتهد در یادداشتی برای تازه‌های اقتصاد به پشت پرده حمله برخی چهره‌ها به سیاست‌های ارزی بانک مرکزی پرداخت.

مداخله بانک مرکزی در بازار ارز را نمی‌توان صرفاً با این استدلال که خرید ارز موجب افزایش تقاضا می‌شود، زیر سؤال برد. بانک مرکزی اساساً مسئول تنظیم بازار ارز و مدیریت منابع و ذخایر ارزی کشور است و خرید و فروش ارز نیز می‌تواند یکی از ابزارهای این نهاد برای انجام وظایف خود باشد. بنابراین کسانی که اصل مداخله بانک مرکزی در بازار ارز را مورد انتقاد قرار می‌دهند، باید پیش از هر چیز به شرح وظایف این نهاد و اختیارات آن در حوزه سیاست‌گذاری ارزی توجه کنند.

اصل موضوع این نیست که بانک مرکزی نباید در بازار ارز مداخله کند، بلکه مسئله مهم‌تر این است که این مداخله با چه هدفی، در چه شرایطی و با چه حجمی انجام می‌شود. زمانی که بانک مرکزی وارد بازار ارز می‌شود، طبیعتاً بر عرضه و تقاضا اثر می‌گذارد و اساساً هدف از مداخله نیز تنظیم شرایط بازار است. بنابراین اینکه اقدام بانک مرکزی بر بازار اثر می‌گذارد، به خودی خود نمی‌تواند دلیلی برای نادرست بودن آن باشد.

در واقع، تنظیم بازار ارز از جمله وظایفی است که برای بانک مرکزی تعریف شده و مدیریت مقررات ارزی و ذخایر کشور نیز در همین چارچوب قرار دارد. نمی‌توان از یک سو از بانک مرکزی انتظار داشت که ثبات بازار ارز و مدیریت منابع ارزی را دنبال کند و از سوی دیگر، استفاده این نهاد از ابزارهای ارزی برای انجام همین وظایف را به عنوان اقدامی خارج از مأموریت آن تلقی کرد.

از سوی دیگر، مسئله اصلی بازار ارز را نمی‌توان فقط به خرید و فروش بانک مرکزی محدود کرد. بخش مهمی از تحولات این بازار تحت تأثیر تورم و کاهش ارزش پول ملی قرار دارد. زمانی که قدرت خرید پول کاهش پیدا می‌کند، مردم برای حفظ ارزش دارایی و پس‌انداز خود به سمت ارز، طلا و سایر دارایی‌ها حرکت می‌کنند. این رفتار در شرایط تورمی یک واکنش اقتصادی قابل انتظار است و نمی‌توان تمام تقاضای ایجادشده در بازار ارز را صرفاً به انگیزه‌های سفته‌بازانه نسبت داد.

در کنار این موضوع، مدیریت ذخایر ارزی مخصوصا در شرایط جنگی اهمیت زیادی دارد. ارز حاصل از صادرات و سایر منابع ارزی کشور باید در چارچوب سیاست‌های ارزی مدیریت شود و بانک مرکزی نمی‌تواند نسبت به وضعیت این منابع بی‌تفاوت باشد. در کنار ارز تحت مدیریت بانک مرکزی، بخشی از معاملات نیز توسط صرافی‌ها و سایر فعالان اقتصادی انجام می‌شود و به همین دلیل برای بررسی میزان مداخله بانک مرکزی باید سهم آن از کل معاملات و منابع ارزی کشور مشخص باشد.

تجربه سیاست‌گذاری ارزی نشان می‌دهد در دوره‌ای حتی رئیس بانک مرکزی به دلیل خرید یا فروش ارز مورد مؤاخذه قرار گرفت؛ در حالی که چنین برخوردی با توجه به وظایف بانک مرکزی، رویکرد درستی نبود. وقتی تنظیم بازار ارز و مدیریت منابع ارزی از وظایف اصلی بانک مرکزی است، نمی‌توان رئیس این نهاد را صرفاً به دلیل استفاده از ابزار خرید یا فروش ارز مورد مؤاخذه قرار داد. اگر تصمیم ارزی محل نقد باشد، باید هدف، میزان و نتیجه آن تصمیم بررسی شود، نه اینکه اصل مداخله و استفاده از ابزارهای قانونی بانک مرکزی زیر سؤال برود..

بازار ارز تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل قرار دارد و نمی‌توان تغییرات آن را صرفاً به خرید یا فروش بانک مرکزی نسبت داد. تورم، کاهش ارزش پول ملی، رفتار صاحبان پس‌انداز، انتظارات اقتصادی، منابع ارزی و نحوه مدیریت ذخایر، همگی در شکل‌گیری شرایط بازار نقش دارند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha