به گزارش خبرنگار بین الملل تازههای اقتصاد، عربستان سعودی در میانه بزرگترین دگردیسی اقتصادی تاریخ خود، با تناقضی استراتژیک دست و پنجه نرم میکند؛ تلاش برای تبدیل شدن به قطب گردشگری و تکنولوژی جهان در منطقهای که همچنان با زبان موشک و پهپاد سخن میگوید. در حالی که شاخصهای بورس «تداول» تلاش میکنند خود را از بندِ نوسانات بشکههای نفت رها کنند، تنشهای ژئوپلیتیک در خلیجفارس و دریای سرخ، امنیت سرمایهگذاری را به چالش کشیده است. این مقاله به واکاوی زخمهای پنهان جنگ بر پیکره اقتصاد نوین سعودی و لرزشهای معنادار بازار سرمایه این کشور در دوران جدید میپردازد.
معمای امنیت و توسعه؛ هزینههای پنهان دفاع پدافندی
در ادبیات اقتصادی عربستان طی سالهای اخیر، مفهوم «ثبات به مثابه کالا» به کرات دیده میشود. حکومت سعودی دریافته است که بدون امنیت پایدار، سرمایه نه تنها وارد نمیشود، بلکه به سرعت فرار میکند. اصلیترین آسیب در این بخش، فرسایش شدید ذخایر ارزی است. جنگهای منطقهای و تأمین امنیت مرزهای طولانی، سالانه بخش بزرگی از تولید ناپدید داخلی را در بخش نظامی میبلعد. هزینههای دفاعی که گاه به بیش از ۸۰ میلیارد دلار در سال میرسد، نقدینگی عظیمی است که میتوانست شتابدهنده پروژههای غیرنفتی و زیرساختهای هوشمند باشد.
علاوه بر هزینههای مستقیم، آسیب به برند «ثبات منطقه» پاشنه آشیل جذب سرمایهگذاری خارجی است. عربستان برای تحقق چشمانداز ۲۰۳۰ به تصویری شبیه به سنگاپور یا دبی نیاز دارد، اما اخبار مربوط به حملات به تأسیسات نفتی یا تهدیدات ناوبری در دریای سرخ، باعث افزایش ریسکفاکتورهای اقتصادی میشود. این موضوع هزینه استقراض بینالمللی را برای شرکتهای سعودی افزایش داده و میل سرمایهگذاران بلندمدت برای ورود به پروژههایی همچون «نئوم» را کاهش میدهد.
بورس تداول؛ دماسنجی که با بوی باروت سقوط میکند
بورس عربستان امروز دیگر یک بازار محلی نیست و با پیوستن به شاخصهای جهانی، نبض آن در مراکز مالی دنیا زده میشود. اما این جهانی شدن، آسیبپذیری آن را در برابر جنگ دوچندان کرده است. بزرگترین نماد این وابستگی، سهام شرکت آرامکو است. هرگونه تهدید نظامی علیه زیرساختهای انرژی، مستقیماً شاخص کل بورس را به زیر میکشد. تجربه نشان داده است که حتی یک خبر کوتاه از شنیده شدن صدای انفجار یا رهگیری پهپاد در آسمان ریاض، میتواند در عرض چند دقیقه، میلیاردها دلار از ارزش بازار را نابود کند.
سرمایهگذاران خارجی در زمان بحرانهای نظامی خلیجفارس، رفتاری به شدت محافظهکارانه نشان میدهند. خروج نقدینگی در زمان تنش، باعث سقوط آزاد سهامهای غیرنفتی از جمله بانکها و پتروشیمیها میشود. همچنین، تنش در خطوط کشتیرانی به معنای افزایش ناگهانی هزینه بیمه جنگی است که مستقیماً بر هزینههای عملیاتی شرکتهای بورسی اثر گذاشته و حاشیه سود آنها را به شدت کاهش میدهد.
مگا-پروژهها در تیررس؛ وقتی نئوم به امنیت گره میخورد
ستون فقرات دوران جدید در عربستان، پروژههای عظیمی است که بر پایه تکنولوژی و گردشگری بنا شدهاند. تفاوت اساسی این پروژهها با چاههای نفت در این است که نفت را میتوان از زیر زمین استخراج کرد حتی اگر جنگ باشد، اما گردشگر و متخصص تکنولوژی تنها به جایی میرود که احساس امنیت کامل داشته باشد. تنشهای دریای سرخ و ناامنی در مسیرهای آبی، مستقیماً بر زنجیره تأمین مصالح و تجهیزات مورد نیاز برای ساخت شهر نئوم و پروژههای دریای سرخ اثر میگذارد.
تداوم جنگهای منطقهای نه تنها هزینه ساخت این پروژهها را به دلیل اختلال در لجستیک بالا میبرد، بلکه افق بازگشت سرمایه را نیز تیره میکند. اگر عربستان نتواند تضمین دهد که فضای آسمان و زمینش برای دهههای متمادی عاری از تنش باقی میماند، مدل اقتصادی جدید که بر پایه «تجارت آزاد و توریسم بینالملل» است، با بنبست جدی روبهرو خواهد شد.
نتیجهگیری و افق پیشرو
آسیبهای اقتصادی ناشی از جنگ برای عربستان در دوران جدید، فراتر از خسارات فیزیکی است؛ این آسیبها مستقیماً «اعتماد» را هدف قرار میدهند که گرانبهاترین ارز در اقتصاد نوین است. ریاض برای صیانت از بورس و تداوم مسیر توسعه، ناگزیر به تغییر استراتژی از تقابل نظامی به سمت دیپلماسی اقتصادی و تنشزدایی با همسایگان شده است. آینده اقتصاد سعودی نه در میدانهای نبرد، بلکه در تالارهای بورس و کارگاههای ساختوساز رقم میخورد، مشروط بر آنکه صدای چکشهای توسعه بلندتر از غرش موشکها بماند.
نظر شما