سه‌شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۵
سرمایه‌های راکد در تهران، صنایع تشنه در جنوب

در حالی که صنعت پتروشیمی با هزینه‌های ریالی و درآمدهای دلاری، مستعدترین حوزه برای جهش اقتصادی است، نقدینگی مردم به جای ورود به زنجیره ارزش و تولید محصولات صادراتی، در بن‌بستِ ملک و طلا رسوب کرده است. اما آیا می‌توان با سیاست‌گذاری صحیح، اعتماد مردم را از بازارهای غیرمولد به سمت غول‌های ارزآور صنعت نفت جلب کرد؟

به گزارش خبرنگار تازه‌های اقتصاد، در جریان جنگ اخیر، صنعت پتروشیمی به عنوان یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های اقتصادی کشور، در کنار سایر بخش‌های راهبردی هدف حملات قرار گرفت. اهمیت این صنعت تنها به ارزآوری و صادرات محدود نمی‌شود؛ بلکه زنجیره‌ای گسترده از تولیدات صنعتی و مصرفی، از دارو و تجهیزات پزشکی گرفته تا صنایع بسته‌بندی، لوازم خانگی، خودرو و مصالح ساختمانی، به محصولات پتروشیمی وابسته هستند. از همین رو هرگونه اختلال در این صنعت می‌تواند پیامدهایی فراتر از حوزه انرژی و تجارت داشته باشد و زندگی روزمره مردم را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

با وجود خسارت‌های واردشده به برخی مجتمع‌ها و زیرساخت‌های پشتیبان در مناطق پتروشیمی‌خیز کشور، تاکنون کمبود محسوسی در تأمین نیازهای داخلی ایجاد نشده و صنعت توانسته با اتکا به ظرفیت‌های موجود و تلاش کارکنان خود، از بروز اختلال گسترده در بازار جلوگیری کند. با این حال، آسیب‌دیدگی بخشی از تأسیسات یوتیلیتی، کاهش درآمدهای صادراتی و ضرورت بازسازی زیرساخت‌ها، پرسش‌های مهمی را درباره میزان خسارت‌ها، زمان بازگشت به شرایط عادی و درس‌هایی که باید از این تجربه برای افزایش تاب‌آوری صنعت آموخت، مطرح کرده است.

علی صالح‌نیا، کارشناس حوزه پتروشیمی، در گفت‌وگو با خبرنگار تازه‌های اقتصاد ضمن تشریح ابعاد خسارت‌های واردشده به این صنعت در جریان جنگ اخیر، از روند بازسازی، الزامات کاهش آسیب‌پذیری و فرصت‌هایی که می‌تواند از دل این بحران برای آینده صنعت پتروشیمی ایران شکل بگیرد، سخن گفته است.

صنعت پتروشیمی در جریان جنگ اخیر چه آسیب‌هایی را متحمل شد؟

اجازه دهید ابتدا تصویری روشن‌تر از صنعت پتروشیمی ارائه کنم. از صندلی‌ای که روی آن نشسته‌ایم تا کت‌وشلواری که بر تن داریم، بطری آب معدنی که در دست داریم و بسیاری از اقلام دیگری که در زندگی روزمره با آن‌ها سروکار داریم، همگی به نوعی با صنعت پتروشیمی مرتبط هستند. داروی آسپرین، استامینوفن، صنایع بسته‌بندی، صنایع غذایی و بسیاری از موادی که در این صنایع مورد استفاده قرار می‌گیرند، همگی به صنعت پتروشیمی وابسته‌اند.

بنابراین با صنعتی مواجه هستیم که هرگونه اختلال در آن می‌تواند زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار دهد. با این وجود، با گذشت حدود سه تا چهار ماه از آغاز جنگ، خوشبختانه در هیچ‌یک از این حوزه‌ها با کمبود جدی مواجه نشده‌ایم. در اینجا لازم است از تمامی دست‌اندرکاران صنعت پتروشیمی قدردانی شود.

در روزهای جنگ، ویدئویی در فضای مجازی منتشر شد که در آن یکی از کارکنان پرتلاش صنعت پتروشیمی در لحظات بمباران، حتی زمانی که برق مجموعه در حال قطع شدن بود، همچنان پشت مانیتور مشغول انجام وظیفه بود و محل کار خود را ترک نکرد. در حالی که همان مجتمع در همان لحظات هدف حمله قرار گرفته بود، تصاویر دوربین‌های مداربسته این صحنه را ثبت کردند. این موارد نشان‌دهنده تلاش‌ها و فداکاری‌هایی است که موجب شده امروز در این جایگاه قرار داشته باشیم و خوشبختانه با کمبود خاصی مواجه نباشیم.

البته برخی از زنجیره‌های تولید آسیب‌های جدی دیده‌اند. برای مثال، زنجیره PVC صنعتی بسیار وابسته به برق است. با توجه به آسیب‌دیدگی یوتیلیتی‌های عسلویه و ماهشهر، بخشی از زیرساخت تأمین برق نیز دچار مشکل شده است. البته بخشی از برق مورد نیاز را می‌توان از تأسیسات پارس جنوبی یا از طریق شبکه سراسری برق کشور تأمین کرد، اما در مورد محصولی مانند PVC که از محصولات بسیار مهم صنعت پتروشیمی محسوب می‌شود، این مسئله اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

PVC ماده اولیه بسیاری از تجهیزات پزشکی و همچنین در و پنجره‌های PVC است که امروزه کاربرد گسترده‌ای دارند. تولید این محصول وابستگی بالایی به برق دارد و به همین دلیل اختلال ایجادشده می‌تواند آثار قابل توجهی بر تولید آن داشته باشد. بر همین اساس، مجموعه صنعت پتروشیمی و دستگاه‌های مسئول کشور به این جمع‌بندی رسیده‌اند که برای جلوگیری از هرگونه کمبود، واردات این محصول انجام شود و این فرآیند در حال حاضر نیز در جریان است.

در حوزه پلی‌اتیلن خوشبختانه با مشکل حاد مواجه نیستیم. ممکن است صادرات این محصول با وقفه‌هایی روبه‌رو شود، اما در تأمین نیاز داخلی کشور تاکنون مشکلی ایجاد نشده است. در مورد محصولاتی مانند متانول نیز از آنجا که مصرف داخلی چندان بالایی ندارند و عمدتاً صادراتی هستند، بازارهای صادراتی و درآمدهای ارزی کشور تحت تأثیر قرار گرفته‌اند، اما در داخل کشور مشکل خاصی ایجاد نشده است.

در حوزه اوره نیز شرایط مشابهی وجود دارد. از آنجا که برخی مجتمع‌های تولیدکننده اوره سالم باقی مانده‌اند، نیاز داخلی کشور آسیب جدی ندیده است. البته درآمدهای ارزی ناشی از صادرات تحت تأثیر قرار گرفته، اما امیدواریم با تلاش کارکنان صنعت پتروشیمی و به لطف خداوند، طی ماه‌های آینده به مدار تولید بازگردیم و تولید مجدداً به وضعیت عادی برسد.


چه مدت زمان لازم است تا به شرایط پیش از جنگ بازگردیم؟

آنچه بیش از همه آسیب دیده، یوتیلیتی‌های مجتمع‌های پتروشیمی است. این یوتیلیتی‌ها که عمدتاً در ماهشهر و عسلویه متمرکز هستند، وظیفه تأمین خدمات جانبی مانند برق، اکسیژن و برخی نیازهای دیگر را بر عهده دارند.

البته برخی مجتمع‌ها یوتیلیتی مورد نیاز خود را به‌صورت مستقل تأمین می‌کنند و حتی در مناطق عسلویه و ماهشهر نیز بخشی از نیازهای خود را در داخل مجموعه تولید می‌کنند. برای مثال، واحدهای متانولی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که علاوه بر برق، به بخار نیز نیاز دارند. اگر بتوان برق مورد نیاز را از شبکه سراسری، توربین‌ها یا مولدهای گازی تأمین کرد، این واحدها پس از رسیدن به حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد ظرفیت تولید، قادر خواهند بود بخار مورد نیاز خود را نیز تأمین کنند.

اگر منظور بازگشت کامل به شرایط پیش از جنگ و رفع همه آسیب‌ها باشد، این فرآیند حداقل یک سال زمان خواهد برد. بخشی از زیرساخت‌ها، فونداسیون‌ها و برخی توربین‌ها دچار آسیب شده‌اند و طبیعتاً بازسازی آن‌ها زمان‌بر خواهد بود. البته خوشبختانه دانش فنی این تجهیزات در داخل کشور وجود دارد و بسیاری از آن‌ها نیز توسط مجموعه‌های داخلی ساخته شده‌اند. اکنون نیز شرکت‌های داخلی در حال تلاش برای بازسازی و احیای این زیرساخت‌ها هستند.

به نظر می‌رسد بازگشت کامل به ظرفیت پیش از جنگ حدود یک سال زمان نیاز داشته باشد، اما تأمین نیازهای ضروری صنعت در بازه زمانی کوتاه‌تری امکان‌پذیر خواهد بود.

نکته دیگری نیز وجود دارد. ظرفیت اسمی صنعت پتروشیمی ایران حدود ۱۰۰ میلیون تن است، اما همواره بین ۲۰ تا ۲۵ میلیون تن از این ظرفیت بلااستفاده باقی می‌ماند. این موضوع دلایل مختلفی دارد؛ از جمله کمبود خوراک، محدودیت‌های صادراتی، تعمیرات اساسی، مسائل مرتبط با تأمین خوراک مجتمع‌ها و سایر عوامل عملیاتی.

بنابراین بخشی از ظرفیت تولید همواره غیرفعال بوده و اکنون نیز همین وضعیت ادامه خواهد داشت. از این منظر، تأثیر قابل توجهی بر بازار داخلی یا صادراتی کشور ایجاد نخواهد شد و سایر مشکلات نیز به تدریج قابل رفع خواهند بود.


با توجه به تجربیات حاصل از جنگ اخیر، آیا قواعد یا ملاحظات جدیدی وجود دارد که باید در فرآیند بازسازی مدنظر قرار گیرد تا در آینده آسیب‌پذیری کمتری داشته باشیم؟

خوشبختانه بخش قابل توجهی از توسعه صنعت پتروشیمی ایران پس از دوران هشت‌ساله دفاع مقدس شکل گرفته است. به همین دلیل، این صنعت از ابتدا با نگاه پدافند غیرعامل توسعه یافته و شاید بتوان گفت یکی از صنایعی است که بیشترین توجه به اصول پدافند غیرعامل در آن صورت گرفته است؛ چه در جانمایی مجتمع‌ها و چه در طراحی آن‌ها، به‌ویژه مجتمع‌هایی که در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ طراحی و احداث شدند.

اما این جنگ یک نکته مهم را به ما نشان داد؛ اینکه در حوزه تأسیسات جانبی مانند بخار، اکسیژن و برق نیز باید بازنگری‌هایی صورت گیرد. صنعت پتروشیمی همواره بخش عمده برق مورد نیاز خود را تولید کرده است، اما تمرکز همه توربین‌ها و تأسیسات یوتیلیتی در یک منطقه می‌تواند یک نقطه آسیب‌پذیر باشد.

به نظر می‌رسد یکی از نتایج این تجربه، حرکت به سمت پراکنده‌سازی بیشتر تأسیسات تولید برق و خدمات جانبی باشد. همچنین آمادگی‌هایی که در این شرایط اضطراری برای صنعت ایجاد شده، می‌تواند در آینده تجربه ارزشمندی محسوب شود و موجب کاهش آسیب‌پذیری صنعت پتروشیمی شود.


چه اقداماتی می‌تواند فرآیند بازسازی را با بازدهی بیشتری همراه کند؟

اعتقاد من این است که شاید شرکت‌های بزرگ ما نتوانند به‌صورت مستقیم به همه فناوری‌های روز دنیا دسترسی پیدا کنند، اما اگر صنعت پتروشیمی را مردمی‌تر کنیم، دسترسی به فناوری، سرمایه و سایر امکانات چندان دور از دسترس نخواهد بود. این موضوع صرفاً یک شعار نیست و برخی مجتمع‌ها هم‌اکنون نیز در حال اجرای چنین مدل‌هایی هستند.

برای روشن‌تر شدن موضوع یک مثال مطرح می‌کنم. ارزش یکی از برج‌های بزرگ در مناطق یک یا دو تهران را محاسبه کنید؛ رقمی در حدود یک میلیارد دلار به دست می‌آید. این رقم تقریباً معادل ارزش یکی از بزرگ‌ترین مجتمع‌های پتروشیمی کشور است. به عبارت دیگر، ارزش یک برج در بخشی محدود از تهران با ارزش یک مجتمع بزرگ پتروشیمی برابری می‌کند.

اگر بتوانیم سرمایه‌های مردم که امروز عمدتاً در طلا، ارز، مسکن و زمین متمرکز شده است را به سمت سرمایه‌گذاری‌های مولد هدایت کنیم، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. البته تحقق این هدف نیازمند سیاست‌گذاری اقتصادی صحیح و حکمرانی اقتصادی مناسب است تا اعتماد عمومی جلب شود.

محصولات صنعت پتروشیمی ارزش دلاری دارند، صادرات آن‌ها ارزآور است، ارزش‌گذاری آن‌ها بر مبنای ارز انجام می‌شود و در بسیاری موارد هزینه‌های تولید آن‌ها ریالی است. از این رو، سرمایه‌گذاری در این صنعت عملاً نوعی سرمایه‌گذاری دلاری محسوب می‌شود؛ به‌ویژه در حوزه توسعه زنجیره ارزش و تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر.

برای مثال، محصولاتی مانند اتیلن و پروپیلن محصولات پایه صنعت پتروشیمی هستند، اما زمانی که به گریدهای مختلف پلی‌اتیلن یا محصولات صنایع تکمیلی تبدیل می‌شوند، ارزش افزوده بسیار بیشتری پیدا می‌کنند و قیمت‌های جهانی دارند. این حوزه ظرفیت مناسبی برای مشارکت سرمایه‌گذاران خصوصی فراهم می‌کند.

فرض کنید یک مجتمع پتروشیمی ماده‌ای میانی تولید می‌کند که در مرحله بعد قابلیت تبدیل به محصولی با ارزش افزوده بالاتر را دارد. ممکن است آن مجتمع به‌تنهایی فناوری یا تخصص لازم برای ورود به این مرحله را نداشته باشد، اما می‌تواند زمین و مواد اولیه را تأمین کند و در قالب مشارکت با سرمایه‌گذاران خصوصی یا شرکت‌های پروژه‌محور، زنجیره ارزش را تکمیل کند. در چنین شرایطی توسعه محصولات تکمیلی نیز به‌صورت طبیعی محقق خواهد شد.


در حال حاضر وضعیت صنعت پتروشیمی ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اگر جنگ را از معادلات کنار بگذاریم، می‌توان گفت صنعت پتروشیمی ایران در مقطع بسیار حساسی قرار گرفته است؛ مقطعی که می‌تواند به یک جهش بزرگ منجر شود یا در مقابل، این صنعت را در مسیری مشابه برخی صنایع دیگر کشور قرار دهد. به همین دلیل، سیاست‌گذاری صحیح در این برهه اهمیت بسیار زیادی دارد.

پارادایم‌های تولید در صنعت پتروشیمی در حال تغییر هستند و ما این امکان را داریم که از مزیت خوراک ارزان، شامل نفت و گاز، به عنوان اهرمی برای توسعه صنعت استفاده کنیم. در مقابل، این خطر نیز وجود دارد که به وضعیت موجود قانع شویم و بارهای مختلفی همچون تأمین منابع صندوق‌های بازنشستگی، مسئولیت‌های اجتماعی، اشتغال‌زایی و سایر مأموریت‌های غیرمرتبط را بر دوش مجتمع‌های پتروشیمی قرار دهیم و آن‌ها را از مأموریت اصلی خود که همان ارزش‌آفرینی برای اقتصاد کشور است، دور کنیم.

این مقطع بسیار حساس است و باید مسیر درستی انتخاب شود. برای مثال در صنعت پتروشیمی، مجتمع‌هایی با خوراک مایع و مجتمع‌هایی با خوراک گاز وجود دارند. خوراک مایع عمدتاً نفتا است. سیاست‌گذار باید میان «بنزن» و «بنزین» انتخاب کند.

منظور از این استعاره آن است که نفتا را می‌توان به بنزین تبدیل کرد و به عنوان سوخت مصرفی در اختیار جامعه قرار داد؛ سوختی که در شرایط فعلی و با توجه به بهره‌وری پایین بخشی از ناوگان حمل‌ونقل، مصرف می‌شود. اما گزینه دیگر آن است که همین خوراک به محصولاتی مانند بنزن، پارازایلن و سایر محصولات پتروشیمی تبدیل شود و سپس در قالب محصولات با ارزش افزوده بالاتر صادر شود یا در اختیار صنایع تکمیلی قرار گیرد.

امروز سیاست‌گذار با چنین دوگانه‌هایی مواجه است؛ دوگانه بنزن و بنزین، دوگانه تخصیص گاز به بخش خانگی و سایر صنایع یا اختصاص آن به صنعت پتروشیمی و بسیاری از دوگانه‌های دیگر که در این حوزه وجود دارد. در نهایت، همه چیز به تصمیمی بستگی دارد که در سطح سیاست‌گذاری اتخاذ خواهد شد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha